دوفصلنامه مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی تطبیقی منظومه‌های ویس و رامین و خسرو و شیرین بر پایۀ نظریۀ قصۀ عشق رابرت استرنبرگ

دوره 4، شماره 2، آبان 1403، صفحه 203-230

https://doi.org/10.22077/islah.2024.7532.1435

حسین محققی، حمید آقاجانی، مجید منصوری

چکیده در منظومه‌های عاشقانه شاهد اتفاقات گسترده‌ای هستیم که حول محور عشق در حال رخ‌دادن هستند. هر یک از شاعران و نویسندگان در بیان قصۀ عشق، نظر و دیدگاه خود را غالباً در قالب سلسله­حوادث داستانی بیان می‌کنند. رابرت استرنبرگ یکی از قابل­‌اعتناترین و چهارچوب‌مندترین نظریه‌ها را دربارۀ داستان‌های عاشقانه مطرح کرده است. او برای قصه‌های عشق، پنج محور اصلی ترسیم کرده است و برای هرکدام از این قصه‌های عشقی خود نیز بیست و شش زیرشاخۀ متعدد برشمرده است. در این جُستار براساس نظریۀ قصۀ عشق رابرت استرنبرگ تلاش شده است منظومه‌های ویس و رامین و خسرو و شیرین مورد بررسی و واکاوی قرار گیرند. با توجه به اینکه تعداد قصه‌های عشق استرنبرگ بخش‌های زیادی دارد، در این تحقیق تلاش شده است غالباً به قصه‌های عشق مهم و برجستۀ این منظومه‌ها پرداخته شود. نتیجۀ تحقیق نشان می‌دهد که در این دو منظومه انواع قصه‌های عشق استرنبرگ قابل‌ مشاهده و تطبیق است. کنش‌های روانی شخصیت‌ها که در این داستان‌ها غالباً حول محور عشق شکل گرفته است، همچنین تعاملات و نوع رویکرد عاشق و معشوق به مسئلۀ روابط عاشقانه و زناشویی آن‌ها و تطابق آن‌ها با نظریۀ قصۀ عشق استرنبرگ، ابعاد پنهان روان­شناختی شخصیت‌ها را تا حدود بسیاری آشکار می‌کند. براساس قصه‌های مختلف عشق استرنبرگ و بررسی منظومه‌های خسرو و شیرین و ویس و رامین، مشخص می‌شود که جنبه‌ها و خصوصیاتِ نظریۀ قصۀ عشق در خسرو و شیرین به نسبت ویس و رامین از نمود و غلبۀ بیشتری برخوردار است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

واکاوی شخصیت‏های زیست پزشکی: تحلیل گفتمان-ادبی-بیوتکنولوژیکی رمان هرگز رهایم نکن اثر کازوئو ایشیگورو

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 خرداد 1405

https://doi.org/10.22077/islah.2026.10078.1739

نجفعلی بابازاده، راضیه اسلامیه

چکیده هدف این پژوهش، تحلیل رمان هرگز رهایم نکن (2005)، نوشتۀ کازوئو ‏ایشیگورو براساس واکاوی مفاهیم فاعل‏های فاقد وحدت و بدوی، موجودات ژنتیکی و پساانسان‏هاست که در چهارچوب نظری فناوری سایبورگی، شخصیت‌های پزشکی را به شکل استعاری خلق می‌کند. روش تحقیق این مقالۀ تحلیلی بین رشته‏ای است که ارتباط مفاهیم ادبی را با مفاهیم علمی بحث می‏کند. ایشیگورو، فرآیند شکل‏گیری همسانه‏ها را از طریق پیگیری خاطرات کتی به تصویر می‎کشد. این مقاله‎، داستان برگزیده را در بستر گفتمان پزشکی تحلیل می‌کند که بر اساس نظریات دانا هاراوی، پاول ویریلیو و رزی بریدوتی جهت مطالعۀ موجودات ژنتیکی استفاده می‌شود. این تحقیق در می‏یابد که سیاستمداران از فناوری سایبورگی به عنوان ابزار پزشکی استفاده می‎کنند و نقشی مخرب در انسان‎سازی دارند. بنابراین، شخصیت‏های پزشکی در نوسرمایه داری به سه دلیل، کپی انسان‏های معمولی‌ است: اول، فاعلیت ‏انسانی خودشان را ندارند. دوم، احتمالاً هویت و ماهیت ‏انسانی‏شان را از دست داده ‏اند. سوم، ژن‏های‏شان شبیه‏ سازی شده ‏است. با وجود این، اهمیت تحقیق در این است که ادبیات سایبورگی نقش سازنده ‏ای در بهبود انسان‏ دارد و مدعی عاملیت متنی در مقابل شخصیت‏های پزشکی دارد. سایبورگ، مرزهای سنتی را محو و غیرسیاسی می‏کند و مرزهای در هم ‏تنیده و شخصیت‏های یکپارچه خلق می‎کند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

محافظ و ویرانگر: اهمیت دین در آثار نمایشی مارکوس گاردلی

دوره 4، شماره 1، خرداد 1403، صفحه 157-178

https://doi.org/10.22077/islah.2024.7662.1453

مهدیه احمدی، عبدالمحمد موحد، مهسا هاشمی

چکیده نمایشنامه­نویس دورۀ پساسیاه، مارکوس گاردلی، در آثارش به مقولۀ هویت آمریکاییان آفریقایی­تبار در بافتار عناصر متنوع اجتماعی­ـ فرهنگی می­پردازد. مقالۀ حاضر با استفاده از مطالعات فرهنگی و جامعه­شناختی دربارۀ نقش دین در زندگی آمریکاییان آفریقایی­تبار، اهمیت دین را به­عنوان عنصری جدایی­ناپذیر از هویت این آمریکاییان در سه نمایشنامۀ گاردلی بررسی می­کند: و مسیح در امتداد رودخانۀ می‌سی‌سی‌پی می‌رقصد، خانه‌ای که برپا نخواهد ماند و گرگی در کفش‌هایی از پوست مار. این مقاله با بهره­گیری از مفهوم هویت در چهارچوب نقد آمریکایی­ـ آفریقایی، تصویر کلیسا و اعتقادات دینی را در شکل­دهی به هویت سیاهپوستان آمریکا می­کاود و نشان می­دهد که تصویر روشنگرانه و چندبعدی­ای که گاردلی از مقولۀ دین در نمایشنامه­هایش فراروی ما می­گذارد، حاکی از نقشی پیچیده و متناقض­نماست؛ به­گونه­ای­که می­توان گفت هویت آمریکاییا­ن­ آفریقایی­تبار، هم از دین بهره می­برد و هم از آن زیان می­بیند. این مطالعه نشان می­دهد که گاهی مسیحیت در نمایشنامه­های گاردلی در قبال آمریکاییان آفریقایی­تباری که مدت­ها با تبعیض­نژادی درگیر بوده و از این بابت دچار ضربه­های شدید روحیِ فردی و جمعی شده­اند، به­عنوان دارویی آرامش­بخش عمل می­کند؛ چنان­که در مورد فری، مود لین و میس سیپی اتفاق می­افتد. از طرف دیگر، در مواردی نیز، خوانشی از مسیحیت، به­عنوان سدی در برابر درک حقیقی هویت برخی از این آمریکاییان عمل کرده است؛ چنان­که در زندگی گامپیر دیده می­شود.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی تطبیقی ریاکاران در حکایات کنتربری چاسر و دیوان حافظ

دوره 5، شماره 1، فروردین 1404، صفحه 157-179

https://doi.org/10.22077/islah.2024.7881.1481

کریم لویمی مطلق

چکیده ریا در اسلام و مسیحیت مادر بدی‌ها توصیف شده است. در متون مقدس این ادیان، ریاکاران کسانی هستند که در ظاهر به باورهای این دو دین اعتقاد دارند؛ اما در باطن یا با آن‌ها مخالف هستند و یا از آن‌ها به‌عنوان وسیله‌ای برای ارضای امیال دنیوی خود بهره‌برداری می‌کنند؛ اما زمانی که ریاکاران مدعی جایگاهی در ساختارهای قدرت سیاسی شوند، این شرّ نهانی تهدیدآمیز می‌شود. به‎دلیل حضور فراگیر روحانیون ریاکار و نفوذ چشمگیرشان بر ذهن عوام و حضور مؤثرشان در ساختار قدرت، ریاکاری این مردان در جوامع قرن چهاردهم انگلستان و فارس (شیراز) به موضوع اصلی ادبیات آن زمان تبدیل شده بود. در دو شاهکار ادبیات انگلیسی و فارسی این قرن، یعنی حکایت‌های کانتربری اثر جفری چاسر (1342– 1400م) و دیوان خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی (1325ـ1390م) ریاکاران به انحای گوناگون هدف نقد و طنز بودند. این مقاله تلاشی است برای نشان‌دادن این موضوع که علی‌رغم تفاوت در ژانر، این دو اثر بر افشای ریا و ریاکاران تمرکز دارند و آن را برجسته می‌کنند. علاوه‎بر این، به نظر می‌رسد این دو شاعر در پرداختن به مضمون ریای مذهبی، روش‌های مشابهی را در شخصیت‌پردازی در پیش گرفته‌اند و بر ویژگی‌های یکسان و مشترک ریاکاران دینی در این دو اثر تمرکز کرده‌اند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بازآفرینی هملت در سینما:تحلیل تطبیقی اقتباس‌های لورنس اولیویه، کنت برانا و مایکل آلمریدا

دوره 5، شماره 2، شهریور 1404، صفحه 175-194

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8482.1556

خسرو سینا، ندا سعیدی

چکیده این پژوهش به تحلیل تطبیقی سه اقتباس سینمایی از نمایشنامه هملت اثر ویلیام شکسپیر، شامل فیلم‌های لارنس اولیویه (1948)، کنت برانا (1996) و مایکل آلمریدا (2000)، می‌پردازد. هدف اصلی این مطالعه بررسی چگونگی بازنمایی قدرت، هویت و نظارت در این اقتباس‌ها و تأثیر تغییرات ایجادشده بر معنا و خوانش اثر است. روش تحقیق به‌صورت تحلیل تطبیقی و کیفی بوده و از نظریه‌های بینامتنیت (کریستوا و استم)، تحلیل گفتمان (فوکو) و اقتباس به‌عنوان کنش اجتماعی (هاچئون) برای تفسیر داده‌ها استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که هر اقتباس، متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی زمانه خود، خوانشی جدید از هملت ارائه داده است. فیلم اولیویه بر تراژدی روان‌شناختی و درگیری‌های درونی هملت تأکید دارد، فیلم برانا خوانشی سیاسی و تاریخی از متن ارائه می‌دهد و اقتباس آلمریدا هملت را در بستر مدرنیته دیجیتال و سرمایه‌داری نظارتی بازآفرینی می‌کند. این پژوهش نشان می‌دهد که اقتباس‌های سینمایی از هملت نه‌تنها وفاداری به متن اصلی را مدنظر دارند، بلکه به‌عنوان بازتابی از گفتمان‌های معاصر و تحولات فرهنگی عمل می‌کنند.

مطالعه‌ بین رشته‌ای اقتباس سینمایی تک درخت ها از هوشنگ مرادی‌کرمانی

دوره 1، شماره 1، شهریور 1400، صفحه 183-207

https://doi.org/10.22077/islah.2021.4578.1048

مریم اسماعیلی

چکیده یکی از حوزه‌های پژوهش در ادبیات تطبیقی مطالعه‌ ارتباط میان ادبیات و سینماست. این پژوهش از منظر ادبیات تطبیقی و با رویکردی بینارشته‌ای به بررسی چگونگی فرایند اقتباس از داستان "تک ­درخت‌ها" (نوشته­ هوشنگ مرادی کرمانی) و اقتباس فیلمیِ این داستان (به کارگردانی سعید ابراهیمی ­فر) می‌پردازد. هدف مقاله، بررسی و تحلیل تغییراتی است که در فرایند اقتباس رخ داده­ است. چارچوب نظری این تحقیق براساس نظریه‌ اقتباسی از لیندا هاچن است. از نظر هاچن اقتباس فرایندی کنش­گرانه و معنا­آفرین است که اقتباس­گر در جایگاه خواننده با متن وارد تعامل می‌شود. برایند این خوانش، تفسیری خلاقانه است که برساخته‌ ذهنیت اقتباس­گر است. بر­این اساس، معیار ارزیابی اقتباس سینمایی، وفاداری نیست. در این مقاله نشان می‌دهیم چرایی و چگونگی روایت خاص سعید ابراهیمی‌فر در مقام کارگردان و اقتباس­گر، اثری مستقل از داستان‌ "تک ­درخت‌ها"ی مرادی می‌آفریند که تفاوت‌های چشمگیری با متن نوشتاری مبدأ دارد.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی تطبیقی متالپسیس در رمان و فیلم کتاب‌دزد با تکیه بر آرای جولیان هانبک

دوره 3، شماره 2، بهمن 1402، صفحه 191-218

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6744.1334

فاطمه احمدی، پیام زین العابدینی

چکیده متالپسیس نوع خاصی از روایت است که موجب تخطی میان سطوح روایی می‌شود و می‌تواند از رسانه‌ای به رسانۀ دیگر منتقل شود و در این انتقال ممکن است مضامین، به شکل دیگری در مقصد بروز کند. اگرچه خواص متالپسیس در شرایط پست­مدرن مورد توجه قرار گرفته است؛ اما تحقیقات گسترده در فرهنگ‌های کهن جهان، نمایان‌گر آن است که استفاده از این شیوۀ روایی در ادبیات و هنر سابقۀ طولانی دارد. از سویی مطالعات تطبیقی و بینارشته‌ای به­دلیل رمزگشایی مرزهای مرئی و نامرئی، از اهمیت قابل‌توجهی برخوردار است. پژوهش حاضر این رویه را از ادبیات به سینما مورد مداقه قرار داده است و مسئلۀ آن بررسی نحوۀ انتقال متالپسیس نوشتاری به متالپسیس تصویری است. هدف پژوهش حاضر تحلیل علائم و اثرات متالپسیس، ازجمله غوطه‌وری، توهم زیبایی‌شناختی، نحوۀ شکستن دیوار چهارم در انتقال از ادبیات به سینماست. روش پژوهش کیفی با رویکرد روایت­پژوهی است؛ از این‌رو رمان و فیلم کتاب‌دزد به صورت تطبیقی مورد مطالعه قرار گرفته است. نتیجۀ به­دست­آمده نشان از آن دارد که در فیلم برخلاف رمان، بیشترین بخش روایت را دوربین بی‌طرف پیش می‌برد و با متالپسیس سراسری مواجه نیستیم و فقط گاهی تخطی‌هایی با علائم شدید و واضح روی می‌دهد.

چند مؤلفه پسااستعماری در رمان موسم الهجرة الى الشمال طیب صالح

دوره 1، شماره 2، اسفند 1400، صفحه 203-228

https://doi.org/10.22077/islah.2022.4858.1066

هادی نظری منظم

چکیده نظریه پسااستعماری و ادبیات تطبیقی، هردو فرامرزی و فرافرهنگی‌اند و با «دیگری» ارتباطی ناگسستنی دارند. ادوارد سعید، هومی بابا و گایاتری اسپیواک نظریه‌پردازان مطالعات پسااستعماری در درجة نخست، تطبیق­گرانی بنام بوده و هستند. رمان موسم الهجرة إلی الشمال اثر الطیب صالح، برترین رمان عربی قرن بیستم و یکی از مهم‌ترین رمان‌های جهان است. این پژوهش با روش توصیفی­ تحلیلی و بر اساس مفاهیم نظریه پسااستعماری، به بررسی تصویر استعمارگر و استعمارشده در این رمان می‌پردازد. «تقابل شرق با غرب» از نگاه ادوارد سعید، «دورگه­ بودگی و فضای سوم» هومی بابا، و «فرودستان» اسپیواک از مهم‌ترین مباحث نظری این پژوهش است. رمان موسم الهجرة الى الشمال تجربه کشمکش میان شرق و غرب را بازتکرار می‌کند که در واقع انعکاسی از کشمکش بین راوی و خود او با جامعة سودانِ پس از استعمار است. مصطفی سعید، راوی و شخصیت اصلی رمان ، با وجود «دورگه بودگی»، هرگز نتوانست به «فضای سوم» از نگاه هومی بابا نزدیک شود. حَسنه همسر قهرمان رمان و کشاورزان و کارگران جامعه روستایی سودان نیز از جمله استعمارشدگانی هستند که صدایشان شنیده نمی‌شود.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بازنمایی گفتمان گذشته در متون روایی دیداری: مطالعة موردی فیلم‌های گذشته و پلة آخر

دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 209-230

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5586.1132

مصطفی دشتی آهنگر، آرزو اشکانی

چکیده سینما همچون دیگر متون نوشتاری و دیداری، بازتاب‌دهندة ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی است و از این­رو می‌تواند در تحلیل‌های بین‌رشته‌ای زبانی و فرهنگی مورد توجه قرار گیرد. تحلیل گفتمان این‌گونه متون، یکی از روش‌هایی است که می‌تواند ارتباط متن با جامعه را از منظر جزییات به­کاررفته در متن بررسی کند و یافته‌های ارزشمندی را فراروی پژوهشگران قرار دهد. از میان همة روش‌های تحلیل گفتمان، روش لاکلاو و موفه، روشی کارآمد در بررسی‌های متونی است که در آن­ها ارجاعات مربوط به اجتماع اهمیت دارد. این روش از یک‌سو ریشه در مارکسیسم دارد و از سویی از منظر پساساختارگرایی به پدیده‌ها نظر می‌کند. هدف این پژوهش، ارائة الگویی برای گفتمان‌های مربوط به گذشته در متون روایی است؛ زیرا به نظر می‌رسد امروزه، گذشته در متون روایی دیداری به مسئله تبدیل ‌شده است و از این منظر، بررسی درون‌مایة گذشته در متون معاصر اهمیت بسیاری دارد. این پژوهش قصد دارد با روش تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه و از طریق بررسی نشانه­های متن، به تحلیل بین‌رشته‌ای گذشته‌گرایی در دو فیلم پلة آخر و گذشته بپردازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد، گذشته در این متون به صورت گفتمان‌های متفاوتی، ازجمله حذف، جبران، بازگشت و تثبیت بازنمایی شده است. هر یک از این گفتمان‌ها نمایندة خاص مواجهة با گذشته از سوی طبقات مختلف در جامعۀ امروز ایرانی است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

Muslim Migrant Masculinity in Robin Yassin Kassab's The Road from Damascus

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 211-226

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8578.1564

Amirhossein Sadeghi، Masoud Farahmandfar

چکیده Masculinity, unlike femininity, have long been left understudied by the scholars. This originated from the essentialist idea that men and masculinity are natural, and subsequently had been taken for granted. They were, not required to be studied. Men, were deemed as the agents who gazed and studied. However with the advent of structuralist and poststructuralist ideas in humanities and specially in social theory, masculinity attracted attentions. No longer was masculinity considered natural, God-given. Now the new theories regarded masculinity as a constructed phenomenon subject to cultural, structural, discursive, and material forces. Therefore it was inevitably subject to change, It was no longer seen as an essential entity. These theoretical inventions spread, though belatedly, into the realm of literary studies. Literary works, especially fiction, provides a very rich material to explore the dynamics and nuances of theory. The present article sets to apply the theories in the field of masculinity studies from social theory to a novel by the British-Syrian writer Robin Yassin Kassab. The Road from Damascus could be useful text to investigate how masculinity produced and reproduced, how it constructed and changed as men experience different social structures. The novel, successfully, takes masculinity as a sign whose significance alters as it moves from one structure to another. A significant aspect of the novel is its focus on immigrant people in the cultural space of England. The article would investigate how the two “modalities” masculinity and immigration would invite new meanings into the previous studies done on the work.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تحلیل تطبیقی عنصر بکرزایی در دو رمان اتوپیایی زنستان و نفرین خاکستری

دوره 3، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 213-238

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6223.1250

نادیا احمدی نیک، غلامرضا پیروز، سارا ساعی دیباور

چکیده ادبیات تطبیقی از مهم­ترین حوزه­های مطالعات علوم انسانی، از دیرباز مورد توجه پژوهشگران بوده است؛ اما اهمیت آن زمانی که در زمینه­های ادبیات زنان مورد استفاده قرار می­گیرد، دوچندان می­شود. رمان کلاسیک زنستان اثر شارلوت پرکینز گیلمن نخستین اثر پیشگام فمینیستی آمریکایی به شمار می­رود. در مقابل رمان ایرانی نفرین خاکستری اثر محب­علی نیز شباهتی مضمونی با رمان پرکینز گیلمن دارد. نویسندگان هر دو رمان، سرزمینی آرمانی را از جامعۀ زنان ترسیم کرده­اند؛ درواقع آرمان­شهری که ساکنان آن فقط زنان هستند و از طریق بکرزایی، مادربودن برای آنان تحقق پیدا می­کند. همین شباهت و تناظر محتوایی و مضمونی از علل انتخاب این دو رمان در حیطۀ آثار زنان توسط پژوهشگران این جستار بوده است. پژوهشگران با روش تحلیل محتوای کیفی و در چهارچوب مکتب فمینیسم به بررسی و تحلیل آثار انتخابی در حیطۀ بازنمایی مفهوم بکرزایی از طریق ترسیم آرمان­­شهر اتوپیایی می­پردازند. خوانش تطبیقی دو روایت بر بنیاد مفهوم بکرزایی در دو رمان اتوپیایی زنستان و نفرین خاکستری با استفاده از سه مؤلفۀ «مردستیزی در ابتدای رمان در تفکر اتوپیایی»، «بکرزایی لازمۀ تفکر اتوپیایی» و «گذار از تفکر اتوپیایی و عدول از بکرزایی» به استخراج مشابهت­ها و موتیف­هایی که چگونگی کاربست بکرزایی در دو اثر آمریکایی و ایرانی را نشان می­دهد، می­پردازد. با وجود مؤلفه­های مشترک محتوایی و مضمونی، شرایط مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... میان دو ملت باعث ایجاد تفاوت در نوع نگاه پرکینز گیلمن و محب­علی به عنصر بکرزایی در قالب رمان اتوپیایی می­شود؛ همان­طور که در نگاه عمقی پرکینز گیلمن و نگاه گذرای محب­علی در طول رمان قابل مشاهده است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی تطبیقی مفهوم پیر در دو رمان نوجوان، اشوزدنگهه و ارباب حلقه‌ها

دوره 2، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 217-242

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5818.1177

رقیه بهادری، سعید حسامپور، غلام رضا کافی

چکیده عرفان به‌عنوان مفهومی جهان‌شمول، در سرزمین‌های غرب و شرق تعاریف و نمودهای متفاوتی دارد. اما در همۀ دیدگاه‌ها حضور پیری وارسته و کامل برای هدایت فرد در مسیر سیروسلوک ضروری‌ست. این پژوهش به بررسی مفهوم پیر از منظر عرفانی در دو رمان نوجوان ایرانی و خارجی (سه‌گانۀ اشوزدنگهه نوشتۀ آرمان آرین و سه‌گانۀ ارباب حلقه‌ها نوشتۀ جی.آر.آر. تالکین) می‌پردازد. پژوهشگران بسیاری به بررسی مؤلفه‌های عرفانی در آثار بزرگ‌سال پرداخته‌اند ولی هیچ اثر مستقلی، مؤلفه‌ای عرفانی را در آثار ادبی نوجوان، آن هم به‌صورت تطبیقی، بررسی نکرده است. بدین‌منظور، پس از ارائۀ تعریفی از مفهوم پیر و ویژگی‌هایش، این مؤلفه را در این دو رمان نوجوان به شیوۀ توصیفی تحلیلی از منظر توانایی‌ها و دانش، مسئلۀ تسلیم و اختیار، شیوۀ هدایت و آموزش، و غایت سیروسلوک مقایسه می‌کنیم. با مطالعۀ چگونگی بازتاب این مؤلفه در این آثار و یافتن شباهت‌ها و تفاوت‌ها درمییابیم تفاوت‌های فرهنگی و زبانی موجب تفاوتی معنادار در بازنمود این مؤلفۀ ثابت عرفان (پیر) می‌شود؛ تفاوت‌ها برآمده از تفاوت‌های دو دیدگاه عرفان خدامحور و انسان‌محور است. می‌توان این دو اثر را بازنمود عرفان اسلامی که پس از خودشناسی، غایتش از خودگذشتن و به خدا رسیدن است و عرفان پست‌مدرن (باطن‌گرایی جدید ) که هدفش پروراندن نیروهایی درونی سالک و چیرگی بر نیروهای تاریک درون است، دانست.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

خوانش میان رشته ای شیراز و بدرود شیراز بر اساس دیدگاه وستفال

دوره 4، شماره 2، آبان 1403، صفحه 231-248

https://doi.org/10.22077/islah.2024.7625.1449

محمود کمالی

چکیده در این پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد میان‌رشته‌ای نقد جغرافیایی و به ویژه عناصر سه‌گانة آن از دیدگاه وستفال یعنی چندکانونی، چندحسی و چینه‌نگاری، دو نوع مختلف ادبی یعنی رمان (رمان شیراز از هامبورگر) و خاطره‌نویسی (بدرود شیراز از کدیور) بررسی و تحلیل شده است. بررسی عنصر چندکانونی نشان می‌دهد که شناخت مکان مورد بررسی یعنی شهر شیراز در پرتو دو دید بومی و بیگانه بهتر انجام می‌شود و نگاه تک‌قطبی به مکان در شناخت کامل آن اختلال ایجاد می‌کند. همچنین تحلیل عنصر چندحسی، نشان می‌دهد که با وجود منظره‌های صوتی و بازنمایی مکان با بهره‌گیری از حس بویایی، بازنمایی دیداری در هر دو اثر تسلط دارد گرچه کامل‌ترین نوع بازنمایی با بهره‌گیری از حواس مختلف امکان‌پذیر است. عنصر سوم یعنی چینه‌نگاری نیز که به عنصر زمان در شناخت و بازنمایی درست مکان توجه می‌کند، با نشان دادن چینه‌های زمانی مختلف در شیراز که در هر دو اثر به خوبی بازنمایی شده‌اند، پیوستگی عوامل فرهنگی، تاریخی و محیطی در شکل دادن به شخصیت منحصر به فرد شهر شیراز را نشان می دهد و نمایی پسامدرن به آن می بخشد. همچنین یافته‌های پژوهش نشان‌دهندة صحت بالای بازنمایی یعنی حضور مرجع‌های واقعی در رمان شیراز با وجود تخیلی بودن آن است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

از حکمت عامه تا سلطة نامرئی: واکاوی نقش امثال و حکم در بازتولید آگاهی کاذب مبتنی بر نظریة ایدئولوژی ژان بشلر

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 11 تیر 1405

https://doi.org/10.22077/islah.2026.10212.1758

مهدی رحیمی، ابوالقاسم رحیمی

چکیده مطالعة میان‌رشته‌ای حاضر در حوزۀ جامعه‌شناسی ادبیات، با هدف واکاوی کارکردهای «آگاهی کاذب» در امثال و حکم فارسی و بر پایۀ چارچوب نظری ژان بشلر انجام شده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با مطالعۀ موردی شماری از امثال پرکاربرد فارسی، نشان می‌دهد که این گزین‌گویه‌ها چگونه در پوشش ظاهری خردمندانه و بی‌طرف، به بازتولید مناسبات سلطه می‌پردازند و در قالب پنج کارکرد اصلی صف‌آرایی، توجیه‌گری، پرده‌پوشی، موضع‌گیری و ساده‌سازی عمل می‌کنند. نتایج این تحلیل، گویای آن است که این پنج کارکرد، در تعامل با یکدیگر، شبکه‌ای ایدئولوژیک می‌سازند که فهم و بازاندیشی در مورد ساختارهای قدرت را برای اعضای جامعه دشوار می‌سازد؛ امثال و حکم، از یک‌سو با توجیه وضع موجود و طبیعی‌سازی نابرابری‌ها، فرودستان را به تسلیم وامی‌دارند و از سوی دیگر، با ساده‌سازی واقعیت‌های پیچیده، مانع از نقد رادیکال و تحول اجتماعی می‌شوند. این مقاله به عنوان پژوهشی پیشرو در کاربست نظام‌مند نظریۀ بشلر در حوزۀ ادبیات عامه، گامی در راستای نمایاندن نقش ایدئولوژیک فرهنگ در تداوم ساختارهای ناعادلانه برمی‌دارد و بر ضرورت خوانش انتقادی از به‌ظاهر بی‌ضررترین عناصر فرهنگ روزمره تأکید می‌ورزد.

بوم روان درمانی جهت احیای دوبارۀ روان: خوانش بوم روان شناسانۀ نجات استخوان ها اثر جاسمین وارد

دوره 4، شماره 1، خرداد 1403، صفحه 179-198

https://doi.org/10.22077/islah.2024.7545.1443

نرگس رئو ف زاده، راضیه اسلامیه، مرتضی لک

چکیده تراژدی عمیقی که آسیب‌های زیست­محیطی و مشکلات روحی­ـ روانیِ حاصل از آن برای انسان رقم زده، شکل­گیری رویکردی نوین با عنوان «بوم­روان­شناسی» را به همراه داشته است. بوم­روان­شناسی تلفیقی است از بوم‌شناسی و روان­شناسی که طبیعت­بارگی یا عشق به طبیعت و تأثیر آن بر روح و روان آدمی را بررسی می‌کند. مقالۀ پیشِ­رو با اتخاذ رویکرد بوم­روان­شناسی دربرگیرندۀ خوانش جدیدی از رمان برجستۀ نجات استخوان‌ها (2011) اثر ماندگار جاسمین وارد است. پژوهشگران با استفاده از مفاهیمی کلیدی، چون بوم­روان­شناسی، بوم­درمانی و بوم­شناسیِ فرافردی که نخستین­بار توسط تئودور روزاک، لیندا بازل و وارویکس فاکس مطرح شده است، به مطالعۀ اثر منتخب جاسمین وارد می‌پردازند. جاسمین وارد، بانوی رمان­نویس آمریکایی، با به­تصویرکشیدن ناخودآگاه بوم­شناسی در شخصیت‌های اصلی داستان خود، آرامش روحی­ـ روانی افراد را در طبیعت­بارگی و بوم­شناسی فرافردی می‌داند که هم­ذات­پنداری فرافردی با طبیعت را برای انسان به ارمغان می‌آورد. پژوهش حاضر با مطالعۀ موشکافانۀ رمان نجات استخوان‌ها، ضمن آشکار­کردن اهمیت بوم­شناسی فرافردی در درک هارمونی بین انسان و طبیعت، به بررسی نتایج حاصل از ترومای گسستگی پیوند انسان با طبیعت و اثرات منفی آن می‌پردازد. محققین در نظر دارند با پرداختن به تأثیر مثبت طبیعت­بارگی بر روان انسان، به اثبات التیام آسیب‌های روانی در اثر قرابت و پیوند با طبیعت سبز همت گمارند

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

طبیعت و امر قدسی در شعر سهراب سپهری: امکان‌هایی برای رابطۀ پایدار انسان ایرانی و محیط‌زیست

دوره 5، شماره 2، شهریور 1404، صفحه 195-212

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8750.1582

عبدالرسول شاکری، مجید مهریان

چکیده فعالیت‌های بشر، به‌ویژه از نیمۀ دوم سدۀ هجدهم، تأثیراتی بسیار مخرب بر زمین گذاشته است. افزایش غلظت دی‌اکسید کربن در جو زمین، خشک شدن بسیاری از تالاب‌ها و رودخانه‌ها، و انقراض بسیاری از گونه‌های حیات‌وحش از نتایج روندی است که، اگر ادامه یابد، نتیجه‌ای جز نابودی کامل زیست‌کره نخواهد داشت. وضعیت محیط‌زیستی در ایران نیز مناسب نیست و در این زمینه با مسائل متعددی روبه‌رو هستیم: آلودگی آب‌های سطحی و زیرزمینی، خشک شدن تالاب‌ها، دریاچه‌ها و رودخانه‌ها؛ فرواُفت منابع آب زیرزمینی، آلودگی هوا، کاهش تنوع زیستی، افزایش شدت وقوع سیل و خشکسالی، فرونشست زمین، فرسایش خاک و کاهش وسعت جنگل‌ها. در پاسخ به وضعیت کنونی کشور در زمینۀ مسائل و بحران‌های محیط‌زیستی، می‌توان از ‌فرهنگ غنی شعر و ادبیات فارسی در جهت شناخت بیشتر مردم از وضعیت محیط‌زیست، افزایش حساسیت‌های محیط‌زیستی، تقویت فرهنگ حفاظت از محیط‌زیست و بهبود اخلاق محیط‌زیستی گام برداشت. این امر در آغاز از طریق شناسایی بن‌مایه‌های بوم‌گرایی در شعر و ادبیات ایرانی و سپس تقویت و ترویج آن در ادبیات معاصر امکان‌پذیر است. بر این اساس، در این مقاله، ضمن تشریح مبانی نظری ادبیات و شعر محیط‌زیستی و نقد بوم‌گرا و اهمیت آن در شرایط کنونی کشور، با اشاره به ارتباط میان طبیعت و امر مقدس در شعر سهراب سپهری، امکان‌های بهره‌مندی از شعرهای او و همچنین شعر فارسی را در جهت تأثیر بر مخاطبان در حیطۀ محیط‌زیست مطرح کرده‌ایم.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

فراتر از مهاجرت: خوانشی پسامهاجرتی از داستان های کوتاه «کی ایرلندیه؟» اثر گیش جن و «سوغاتی» از لیلا ابوالعلا

دوره 5، شماره 1، فروردین 1404، صفحه 201-219

https://doi.org/10.22077/islah.2024.8113.1511

کتایون زارعی طوسی

چکیده مقاله حاضر به بررسی بازنمایی تحولات اجتماعی و فرهنگی ناشی از مهاجرت درداستان‌های کوتاه «کی ایرلندی است؟» نوشته گیش جن، نویسنده چینی-آمریکایی و «سوغاتی» اثرنویسنده سودانی-مصری لیلا ابوالعلا می پردازد. مبنای نظری تحلیل پیش رو برگرفته از مطالعات پسامهاجرت در بازبینی مفاهیم کلیدی آشنا مانند تعلق، خانه، خانواده و هویت است. واژه پسا مهاجرت در اوایل دهه 2000 و با رویکردی بینارشته ای و هدف رفع خلاهای مطالعاتی در مطالعات مهاجرت و بسط دیدگاهها در خصوص پدیده پیچیده مهاجرت و تأثیرات دگرگون کننده آن بویژه بر آینده مهاجران و میزبانان، به تحقیقات دانشگاهی راه یافت (آن رینگ پترسن، موریتز شرام، و فراوک ویگاند،2019:3). مقاله پیش رو به بررسی این امر می پردازد که اگرچه تاریخ چاپ داستان‌های مورد بررسی، به پیش از توسعه بحث های آکادمیک در مطالعات پسا مهاجرت باز می گردد، اما این روایت ها نشانگر این واقعیت هستند که تحولات فرهنگی و اجتماعی در انتظار توسعه مطالعات آکادمیک نمی مانند. آنها نشان می دهند که چگونه دردنیای پس از مهاجرت هویت‌های انتسابی به چالش کشیده شده، تعلقات جدید ایجاد می‌شوند. همچنین پرسش‌های پژوهش به بررسی شیوه هایی می پردازد که روایت‌های فوق چارچوب های سنتی مفهوم قومیت را به چالش می کشند و تاثیر مهاجرت بر پیوندها و روابط خانوادگی بویژه در ازدواج های مختلط و شکل گیری فضاهای جدید که حاکی از تعلقات جدید می باشند را نشان می دهند. در نتیجه این فضاها در عین اینکه آکنده از تضاد و تقابلند، اما فرافرهنگی و فراقومی نیز می باشند.

نگاهی انتقادی به دیروز و امروز ادبیات تطبیقی در ایران

دوره 1، شماره 1، شهریور 1400، صفحه 209-230

https://doi.org/10.22077/islah.2021.4586.1049

مصطفی حسینی

چکیده جستار حاضر از دو بخش؛ یکی اصلی و دیگری فرعی، تشکیل شده­ است. بخش اصلی نگاهی است انتقادی به سیر ادبیات تطبیقی در ایران از آغاز تا امروز. بخش فرعی شامل یک ضمیمه است: سرفصل ادبیات تطبیقی دانشگاه تهران در دهه­ پنجاه شمسی. جستار پیشِ ­رو می ­کوشد تا نشان دهد چون این رشته در ایران هیچ­گاه به ­طور پیوسته، نظام­ مند و مبتنی بر نظریه­ های ادبیات تطبیقی تدریس و تشکیل نشده و فاقد الزامات اولیه؛ مانند گروه آموزشی مستقل، درسنامه ­های نظری و عملی مناسب، انجمن علمی، نشریه­ تخصصی و استادان متخصص بوده، نتوانسته­ است به ­درستی تشکیل شود و در مسیر درست حرکت کند. به ­علاوه، چیستی و تعریف ادبیات تطبیقی در ایران در ادوار مختلف دچار کج­ فهمی ­های بسیار شده است؛ از درک ناقص و نادرست از ادبیات تطبیقی، چارچوب­ های نظری و روش­ شناسی آن گرفته تا عدم آشنایی با نظریه­ ها و رویکردهای جدید آن. از آنجا که ادبیات تطبیقی در همه جای دنیا کارِ گروهی و جمعی (جمعی از تحصیل ­کردگان این رشته و سایر رشته ها؛ اعم از ادبیات ملی و خارجی) است، برای رهایی از این بن ­بست، افزون بر تهیه و تدارک الزامات ضروری این رشته، متخصصان این رشته و دیگر رشته­ های مرتبط، باید سرفصلی تهیه کنند که ماهیت بینارشته ­ای داشته باشد و امر آموزش محدود به حضور متخصصان یک یا دو گروه آموزشی نباشد و از استادان متخصص گروه­ های مختلف آموزشی، برای تدریس دروس این رشته استفاده کنند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

هنر به مثابه‌ کنش آزاد خیال تا حصول معنا در درد: مطالعه‌ تطبیقی دعوت به مراسم گردن زنی نابوکوف و فیلم داگویل

دوره 3، شماره 2، بهمن 1402، صفحه 219-244

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6604.1310

لیلی کافی، کیان سهیل

چکیده اینکه درد فرد را از معنا تهی می­ کند یا به­ عنوان بخش لاینفک از تجربۀ زیسته، توان آن را دارد که فرد را به حصول معنا برساند موضوع اصلی این مطالعۀ بین رشته ای (تطبیقی) ا­ست. در این پژوهش برای اولین­ بار، رمان دعوت به مراسم گردن­ زنی نوشتۀ ولادیمیر نابوکوف و فیلم سینمایی داگویل ساختۀ لارس فون­تریه با ارجاع به مشابهت­ های ساختاری و مضمونی مورد مطالعه قرار گرفته­ اند تا ضمن تشریح وجوه شباهت، به بررسی حصول معنا در درد پرداخته شود. ولادیمیر نابوکوف و لارس فون­تریه دو هنرمند مطرح قرن بیستم هستند که آثارشان از وجوه متفاوتی مورد بحث قرار گرفته است. پرداخت درد یکی از وجوه اشتراک در آثار این دو هنرمند است که تا­ به­ حال موضوع هیچ مطالعۀ مشترکی نبوده است. این دو با نشان­ دادن عمق دردی که قهرمان­ هایشان با آن دست­ به­ گریبانند از درون­مایه­ های اولیه­ ای همچون برداشت ایدئولوژیک، جامعه­ شناسانه و روان­ شناسانه گذر می­ کنند تا به­ واسطۀ کنش آزاد خیال نشان دهند چگونه هنر می­ تواند فرد را در حصول معنا و گذر از درد یاری بخشد. بدین­ منظور، نظریات ایلین اسکاری در حوز­ۀ مطالعۀ درد و ساخت معنا مطرح و با رویکردی پدیدارشناسانه و با ارجاع به متن این دو اثر مورد مداقه قرار می‌گیرند تا نقش خیال/ هنر در گسست از درد تشریح شود. این پژوهش در نوع  خود می­ تواند راهگشای پژوهشگران علاقه­­ مند به مطالعات بین­ رشته­ ای به­ صورت عام و مطالعۀ این دو هنرمند به­ صورت خاص باشد. 

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

Influence of Ethics on Ecofeminism: Eliminating dichotomies in Bird Cottage by Eva Meijer

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 227-250

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8846.1589

Faezeh Shadman Mahani، Nahid Fakhrshafaie

چکیده In Bird Cottage by Eva Meijer, the main character blurs the dualistic dichotomies between humans and animals by applying ethical practices, morality, and emotion. Ecofeminists stand against the Western reason/emotion dichotomy, and they mutilate human/animal dichotomies by cherishing ethics and morality. In literature and environmental concerns the traces of Ethics and Ecofeminism should be followed. Hence, in this article, by referring to theoreticians like Carolyn Merchant, Gwen Hunnicutt, Lori Gruen, and other eminent critics, Bird Cottage by Eva Meijer is analyzed through an ethical-ecofeminist perspective, not only to show the influence of ethics on deforming dualisms between humans and nonhumans, which is a purpose of ecofeminism, but also to show the social influence of dualistic and non-dualistic relations on humans by following and not following ethics. Considering ecofeminism and its scope in this analysis, it is concluded that Meijer in Bird Cottage emphasizes utilizing ethics and environmental justice in seeking non-dualistic coexistence with nonhumans and, in the interim, she deforms Western human/animal dualism by referring to Len’s attitude and her actions toward wild birds.

بررسی خاستگاه شرقی ادبیات جهان از منظر گوته

دوره 1، شماره 2، اسفند 1400، صفحه 229-248

https://doi.org/10.22077/islah.2022.4976.1072

ابوالفضل حری

چکیده این مقاله خاستگاه شرقی ادبیات جهان را از منظر گوته تبیین می‌کند. گوته در 1813 از طریق ترجمه هامرپورگشتال با دیوان حافظ آشنا می‌شود و به تأسی از حافظ، دیوان غربی شرقی خود را می سراید؛ اما تقریباً یک دهه پس از سرایش دیوان، در گفت­ وگویی که با اکرمان دارد، برای اولین بار اصطلاح «ادبیات جهان» را به کار می گیرد؛ چون معتقد است ادبیات ملی معنای خود را از دست داده و عصر ادبیات جهانی فرا رسیده است. با این حال، به نظر می رسد گوته در ابداع این اصطلاح برکنار از فرهنگ و ادبیات شرقی و به­ ویژه دیوان حافظ نبوده است. در واقع، بحث این است که دیوان غربی شرقی گوته اثری است که از طریق مواجهۀ گوته با ترجمۀ آثار شرقی و به­ ویژه و از همه‌ مهم‌تر، غزلیات حافظ پدید آمده است. از منظر گوته، ادبیات جهان، نه مجموعه ادبیات‌های ملی و نه شاهکارهای جهان است؛ بلکه فرایندی پویاست از تعامل میان ملت‌های جهان، با هدف از میان­ برداشتن دیوارهای تعصبات ملی که هم‌زیستی مصالحت‌آمیز را دچار آسیب کرده است. این مقاله به جایگاه ادبیات جهان از طریق خوانش گوته از گفت­ وگو با حافظ اشاره می‌کند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

آزادی به ‌مثابۀ اصل حاکم بر مردم‌سالاری در اندیشۀ فرخی یزدی

دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 231-252

https://doi.org/10.22077/islah.2022.4886.1067

سروش علیزاده، احمد خسروی

چکیده هدف این نوشتار بررسی مفهوم آزادی و مقوله‌های مختلف آن، به‌ویژه آزادی بیان در اشعار فرخی یزدی با رویکردی بین­رشته­ای و از منظری حقوقی است؛ از این منظر، مفهوم آزادی با مفهوم «حق­داشتن» گره می‌خورد و آزادی عبارت می‌شود از: نبودِ مانع و فقدان محدودیت. آزادی همانند مفاهیمی چون عدالت و نظم عمومی، انتزاعی است که به­ویژه در علوم مختلف مورد مناقشه و تفاسیر متعدد قرار گرفته است. از طرفی آزادی به ‌عنوان یکی از اصول حاکم بر مردم‌سالاری به شمار می­رود و از سویی دیگر این آزادی در اشعار شعرا دارای جایگاهی سترگ و والاست؛ پس آدمی در برابر اندیشه‌ای که خواهان گرفتن  حقوق اساسی وی بوده است، دست به رویکردی متنازع می‌زند؛ از این رو آزادی امری مهم و بنیادین تلقی می‌شود؛ چراکه انسان را به امری سوبژکتیو بدل می‌کند. شروع سویه‌های این تقابل در ایران را می‌توان در دورۀ مشروطه یافت. متفکرین عصر مشروطه که تحت‌ تأثیر این نگرش قرار داشتند، سعی در اثبات مفهوم آزادی به‌ عنوان یک حق کردند. یکی از متفکرین دورۀ مشروطه که در بطن این مناقشه قرار داشت، فرخی یزدی بود. اگرچه فرخی در باب بیان آزادی و ضرورت آن برای دموکراسی در اشعار خود به گونة مستقیم نپرداخته است؛ اما درصدد دست­یابی به ‌نوعی از دموکراسی در زمانۀ خویش بوده است که لازمۀ تحقق آن، رسیدن به انواع آزادی‌هایی است که امروزه در اسناد متعدد بشری در زمرۀ آزادی‌های بنیادین بشری قرار گرفته است. حال پرسش  اینجاست که منظور فرخی یزدی از آزادی، کدام مصادیق از آزادی است؟ برای یافتن پاسخی درخور، به استفاده از روشی توصیفی و تحلیلی روی می‌آوریم و تلاش برای یافتن پاسخ را با پرداختن به مفهوم آزادی و انواع آن در قالبی حقوقی گره می‌زنیم. این‌گونه پیوندی نیک و میان‌رشته‌ای میان ادبیات و حقوق برقرار می‌شود.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

مطالعۀ بینارشته ای ویژگی‌های گروتسکی در آثار منتخب بهمن محصص و روی اندرسون با تکیه بر نظریۀ میخائیل باختین

دوره 3، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 239-259

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6154.1237

ریحانه آقابراتی، سید پرهام مهاجرزاده، یاسمن فرهنگ پور

چکیده گروتسک نوعی بیان بصری است که به هنرمند اجازه می­دهد تا با خلق هویت بصری عجیب، غیرعادی و غیرواقعی، مفاهیم مورد نظر خود را به­صورتی متفاوت در هنر بیان کند. تعریف مؤلفه‌های خاص برای گروتسک در هنر یکی از مباحث مورد توجه نظریه­پردازان بوده و از زوایای مختلفی توسط آن‌ها بررسی شده است. پژوهش پیشِ­رو، با هدف تطبیق تابلوهای منتخبی از بهمن محصص (۱۳8۹ـ۱۳0۹) و پلان­هایی از فیلم سینمایی «آوازهایی از طبقۀ دوم» اثر روی اندرسون (۲۰۰۰ م) با تکیه بر نظریۀ گروتسکی میخائیل باختین (۱975ـ۱89۵ م) و استفاده از رویکرد میان‌رشته‌ای، درصدد یافتن اشتراکات آن­ها با توجه به ویژگی‌های مد نظر این فیلسوف روس است. روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی­ـ تحلیلی است و جمع­آوری داده­ها به شیوۀ کتابخانه­ای انجام گرفته است. نتیجۀ این پژوهش حاکی از آن است که با وجود خلاء پژوهشی درباره پدیدۀ گروتسک در هنرهای بصری، هر دو هنرمند با توجه به ریشه‌های فرهنگی متفاوت، از مؤلفه‌های معرفی­شده توسط باختین به­خوبی استفاده کرده‌اند و در این مورد از جنبه‌های مشترک برخوردارند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

خوانش بیش‌متنی لوگوهای مناسبتی گوگل(دودل) با موضوع بزرگداشت هنرمندان نقاش بر مبنای گونه‌شناسی ژرار ژنت

دوره 2، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 243-270

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5593.1135

بهاره جهانمرد، بهمن نامور مطلق

چکیده شبکۀ جهان‌گستر وب در بستر اینترنت، عرصۀ جدیدی برای گوگل، به­عنوان یکی از پرکاربردترین نام‌های تجاری در دو دهۀ اخیر به وجود آورده است که بیش از 4000  نمونه لوگوی مناسبتی با عنوان دودل، از سال 1998 تا سال 202۲  طراحی کرده است. برای رمزگشایی آن‌ها‌ که مصداق کاملی از نمونه‌های ارجاع‌دهی است، باید به روابط گستردۀ تأثیر‌پذیری از متن‌های پیشین توجه شود که از این­رو مقالۀ حاضر با شیوۀ توصیفی­ـ تحلیلی به خوانش بیش‌متنی ژنت (اندیشمند فرانسوی) می‌پردازد. بیش‌متنیت رابطۀ برگرفتگی متن دوم از متن اول است؛ به­گونه‌ای­که اگر متن اول نبود، متن دوم شکل نمی‌گرفت. گردآوری اطلاعات از طریق منابع اسنادی و مشاهده‌ای انجام گرفته و روش نمونه‌گیری به­طور هدفمند 11 مورد از دودل‌گوگل‌های طراحی­شدۀ دو دهۀ گذشته با محوریت بزرگداشت نقاشان است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد گوگل از راهبردهای گوناگونی استفاده کرده است و طراحی دودل‌ها بر پایۀ چهار اصل از شش‌گونۀ بیش‌متنیت (همان­گونگی و تراگونگی) شکل گرفته‌اند: در مواردی بر اساس گونۀ پاستیش (تنها یک اثر شاخص هنرمند تقلید شده است) و در بسیاری از نمونه‌ها بر مبنای پارودی (اصولاً کلاژی  ترکیبی از چند اثر هنرمند) دودل‌ها ایجاد شده‌اند. همچنین به طور همزمان بسیاری از آن‌ها در گونۀ فورژی و جایگشت نیز قرار می‌گیرند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

جستاری بر شعردرمانی: واکاوی کارکرد و ظرفیت‌های شعر فارسی

دوره 4، شماره 2، آبان 1403، صفحه 249-278

https://doi.org/10.22077/islah.2024.7345.1414

منیژه فیروزی، الهه کریمی ریابی

چکیده روانشناسی و ادبیات اشتراکات زیادی دارند و شعردرمانی یکی از حلقه‌های ارتباطی میان آنهاست. شعردرمانی روشی برای خواندن متون موزون در گروه یا به تنهایی است که هدف آن، تمرکز کردن بر تصویرهای استعاری در شعر و دریافت عمیق معنا در متن شعر است. این شیوة دل‌پذیر قابلیت‌هایی دارد که می‌تواند در مواردی که روان‌درمانی‌ها به روش خشک پاسخ نمی‌دهند، جایگزین مناسبی باشد. از یک سو شعر فارسی جایگاه منحصر به‌فردی در ادبیات فارسی دارد و از سوی دیگر تاکنون پژوهش مستقلی در خصوص استفاده از شعر فارسی در روان‌درمانی انجام نشده است. باتوجه به اهمیت رابطه تنگاتنگ میان ادبیات و روان‎شناسی، پژوهش حاضر می‌کوشد با رویکرد میان رشته‌ای به بررسی شعردرمانی باتکیه بر اشعار فارسی بپردازد. بر این مبنا با واکاری مطالعات صورت گرفته در این حوزه، تلاش شد جایگاه شعردرمانی در ایران و حوزه‌های بین‌المللی مشخص گردد. مراجعه به پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر نشان داد که شعردرمانی برای مشکلات روان‌شناختی، پزشکی و حوزه نوروساینس مورد استفاده قرار گرفته است. روش‌های پژوهش شامل پژوهش کمی (آزمایشی و نیمه آزمایشی)، کیفی (مطالعات موردی) و آمیخته (تحلیل اشعار مشارکت‌کننده‌ها و تمرین‌های گروهی) است که به روش‌های انفرادی و گروهی، اما در اکثر موارد گروهی، مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای اینکه جلسات روایی و پایایی داشته باشد، برخی الگوهای ساختاریافته برای جلسات شعردرمانی طراحی گشته که در این پژوهش معرفی شدند. در نهایت وضعیت شعردرمانی در ایران نیز مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین، قابلیت‌های شعر درمانی در مورد اشعار ایرانی مورد بحث قرار گرفت.