دوفصلنامه مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

هنر و جامعه در دو سنت نظری: تحلیل تطبیقی دیدگاه‌های آدورنو و بوردیو در جامعه‌شناسی هنر

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405

https://doi.org/10.22077/islah.2026.10360.1784

نجیم نجیمی، مریم مختاری

چکیده این پژوهش با هدف بررسی دیالکتیک پیچیدۀ میان هنر و جامعه، به مقایسۀ انتقادی دیدگاه‌های تئودور آدورنو و پیر بوردیو می‌پردازد؛ دو متفکری که هر یک از سنت فکری متمایزی به مسئلۀ خاستگاه اجتماعی و مناسبات قدرت در عرصۀ هنر نگریسته‌اند. ازمنظر روش‌شناختی، تحقیق برپایۀ روش اسنادی و تحلیل تطبیقی ـ انتقادی انجام شده است و با اتکا بر نقد نظری آدورنو و داده‌های تجربی بوردیو، به واکاوی نیروهای اجتماعی و فرهنگی شکل‌دهندۀ تولید و ادراک هنری می‌پردازد. آدورنو، در چهارچوب مکتب فرانکفورت، هنر را عرصه‌ای برای مقاومت در برابر منطق بازار و ایدئولوژی سلطه می‌داند و بر استقلال نسبی آن به‎مثابۀ نیروی رهایی‌بخش تأکید می‌کند. درمقابل، بوردیو با استفاده از مفاهیم «میدان»، «سرمایۀ فرهنگی» و «عادت‌واره» نشان می‌دهد که ذوق و تولید هنری درون ساختارهای طبقاتی و روابط نابرابر قدرت بازتولید می‌شود. یافته‌ها حاکی از آن است که هنر معاصر واجد ماهیتی دوگانه و پارادوکسیکال است؛ از یک‌سو می‌تواند سازوکار سلطه را بازتولید کند و ازسوی دیگر ظرفیت نقد و مقاومت در برابر آن را داراست. نتیجه آنکه فهم جامعه‌شناسی هنر معاصر مستلزم تلفیق رویکرد انتقادی آدورنو و تحلیل میدان‌محور بوردیو است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

آثار تروماتیک جنگ بر زنان در جنگ چهره زنانه ندارد ازاسوتلانا الکسیویچ

دوره 5، شماره 1، فروردین 1404، صفحه 181-199

https://doi.org/10.22077/islah.2024.8051.1500

زهرا حق شناس

چکیده این مقاله به بررسی اثر ادبی جنگ چهره زنانه ندارد نوشته اسوتلانا الکسیویچ که با توجه با خاطرات کهنه سربازان زن شوروی سابق روایتگر جنگ جهانی دوم است، می پردازد. بخش عظیمی از تاریخ متعلق به همین زنان است که متاسفانه پس از جنگ دچار بیماری های روحی و روانی متعددی شدند. جنگ تنها دلیل بروز این بیماری ها نبود ، بلکه در این میان سیاستهای دولت شوروی و تابو های اجتماعی سهم بیشتری به خود اختصاص می داد. در این مقاله پژوهشگر تعاریف و گفته های کهنه سربازان را با توجه به نظریه تروما در ادبیات کتی کروث مورد مطالعه قرار می دهد. با این نوع خوانش از متن در می یابیم که اگر پس از جنگ مردم و به طور کلی جامعه با کهنه سربازان زن همچون قهرمانان ملی برخورد کرده بودند و رفتاری مشابه با کهنه سربازان مرد داشتند، این زنان سرگذشتی متفاوت را تجربه می کردند و از بیماری های روانی کمتری رنج می بردند. اما متاسفانه هم اکنون بسیاری از آنها دچار اختلالات اضطرابی پس از سانحه (PTSD ) هستند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

نیمۀ تاریک ماه: جیمسون، دیوید فاستر والاس و نقد نئولیبرالیسم در مصاحبه‌های کوتاه با مردان کریه

دوره 4، شماره 1، خرداد 1403، صفحه 199-212

https://doi.org/10.22077/islah.2024.7544.1444

گلبرگ درویشان، جواد یعقوبی درابی

چکیده هدف این تحقیق بررسی و تحلیل مجموعه داستان کوتاه مصاحبه‌های کوتاه با مردان کریه از دیدگاه فردریک جیمسون است. در این اثر، نویسنده نشان می‌دهد که چگونه کنایه و خودآگاهی به فرهنگ مردم پسامدرن نفوذ کرده است و چگونه کاپیتالیسم و نئولیبرالیسم بر زندگی و هویت مردم تأثیر گذاشته­ اند و با کمک ایدئولوژی، انسان را به چیزی تبدیل کرده­ اند که قادر به داشتن روابط انسانی نیست. فردریک جیمسون معتقد است با بررسی تاریخی آثار ادبی، یک خواننده می­ تواند لایه­ های ناگفته و پنهان اثر را دریابد. دغدغۀ اصلی جیمسون این است که در یک جامعۀ نئولیبرال، قدرتمندان از ایدئولوژی، برای حفظ قدرت خود در جامعه استفاده می کنند و از طریق ایدئولوژی، شهروندان را تبدیل به شهروندانی مصرفی می‌ کنند. نتیجۀ این امر، بیگانگی و کالایی­ شدن انسان­ها و ازدست­رفتن هویت واقعی و مرگ انسان پسامدرن خواهد بود. این تحقیق نشان می­ دهد که دیوید فاستر والاس چگونه هویت انسان را در یک جامعۀ نئولیبرال بررسی می­ کند تا نشان دهد یک نظام بسته، مانند نظام نئولیبرال می­ تواند به کمک ایدئولوژی بر ذهن مردم تأثیر بگذارد و آن­ها را به سمت کالایی­ شدن و بیگانگی ببرد و برتری بازار و سرمایه را به آن­ها تحمیل کند و چگونه هویت انسان از بین می­ رود و مرگ انسان پست­ مدرن اتفاق می­ افتد.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

از افسانه‌های تبای تا کانون نویسندگان و شاعران گرگان: مطالعۀ تطبیقی نمایشنامۀ آنتیگون سوفوکل و روایت شاملو از آن

دوره 5، شماره 2، شهریور 1404، صفحه 213-232

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8623.1574

بهروز محمودی بختیاری، فاضل نوروزی

چکیده آنتیگون سوفوکل در زمره‌ی مهم‌ترین آثار کلاسیک در ادبیات نمایشی تاریخ قرار می‌گیرد و اقتباسات متعددی نیز در طول دوران‌ها از آن انجام گرفته است. درام‌نویسان بزرگی چون برشت و آنوی مهم‌ترین اقتباسها از این اثر را نگاشته‌اند و اجراهای متععدی در ادوار مختلف از آنتیگون‌های مختلف در سراسر جهان به روی صحنه رفته است. در ایران نیز احمد شاملو در دهه‌ی شصت خورشیدی دست به انتشار نمایش‌نامه‌ای با اقتباس از آنتیگون در فصل‌نامۀ کانون نویسندگان و شاعران گرگان زد، که در کارنامه‌ی هنری او بسیار مهجور می‌نماید. در این پژوهش ضمن بررسی وجوه دراماتیک دو اثر و مقایسه‌ و تطبیق آن‌ها، به دنبال این پرسش میگردیم که چه چیزی در آنتیگون، شاملو را ترغیب به نگارش این نمایشنامه کرده و ویژگی‌های مضمونی و ساختاری این نمایشنامه چه نسبتی با آنتیگون سوفوکل دارد. گردآوری اطلاعات در باب این پژوهش به روش کتابخانه‌ای صورت پذیرفته و روش پژوهش نیز توصیفی-تحلیلی است.

کاربست نظریه روان شناختی شخصیت اریک فروم در تحلیل تطبیقی نمایشنامه شهرزاد توفیق الحکیم و فیلمنامه شهرزاد تهمینه میلانی

دوره 1، شماره 1، شهریور 1400، صفحه 233-254

https://doi.org/10.22077/islah.2021.4480.1042

سمیرا استواری، علی اکبر محمدی

چکیده افسانه­ ی هزار و یک شب در میان فرهنگ­ ملت­ها اهمیت ویژه­ ای دارد؛ به­ گونه­ ای­ که آثار زیادی در قالب داستان، شعر، نمایشنامه و فیلمنامه از آن الگو گرفته­ اند و هریک با توجه به اقتضای نگاه نویسنده به زندگی و نیازهای روانی و اجتماعی، هنرمندانه به بازآفرینی ساختار و محتوای اصل داستان پرداخته­ اند. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با مقایسه­ تطبیقی، کوشیده­ است نمایشنامه­ شهرزاد توفیق ­الحکیم (درگذشته:1987) و فیلم نامه شهرزاد تهمینه میلانی (زاده:1339) را با رویکردی بینِ­ رشته­ ای و بر پایه­ ی نظریه­ شخصیت­ شناسی و روان­کاوی اریک فروم(1900ـ 1980) مورد بررسی قرار دهد. یافته­ های پژوهش نشان می­ دهد که بر اساس نظریه­ ی اریک فروم، بیشترین تیپ شخصیتی موجود در دو اثر، جهت­ گیری پذیرا (ثمربخش) است. با آنکه شهرزاد دارای تیپ شخصیتی پذیرا و بازاری است؛ اما تیپ پذیرا بر تیپ بازاری او غلبه دارد. هر چند نمایشنامه شهرزاد توفیق ­الحکیم با نگاهی فلسفی و هستی­ شناسانه در پی کشف حقیقت، با ارائه­ ایده­ ی تلفیق عقل محض و قلب است و با نوع روایت میلانی متفاوت است، هر دو اثر با موضوع و تِم مشترک و کاربست شخصیت­ های محوری داستان، دارای مشابهت­ هایی هستند. نوع سفر پادشاه در دو اثر با هم تفاوت بنیادینی دارد؛ به­ گونه­ ای که نوع سفر شهریار در نمایشنامه­ توفیق ­الحکیم فلسفی عرفانی و در فیلم نامه­ میلانی، سفری معمولی به­ شمار می­ آید.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

استندآپ‌کمدی گونه‌ای بیناهنری در ادبیات معاصر

دوره 3، شماره 2، بهمن 1402، صفحه 245-272

https://doi.org/10.22077/islah.2024.6844.1349

احمد رضی، مبینا عابدی

چکیده استندآپ‌کمدی گونه‌ای هنر شنیداری­ـ دیداری است که در دهه‌های اخیر مورد توجه جدی قرار گرفته است. استندآپ‌کمدی ترکیبی از هنرهای کلامی و نمایشی است که از ادبیات شفاهی گرفته ‌شده ‌است و ریشه در فرهنگ عامیانه دارد. این هنر به رشته و گرایش‌های متعددی تعلق دارد، ازجمله روایت‌گری، بازیگری، موسیقی، مجری‌گری و سخنوری. برای اجرای آن، کمدین‌ها روی صحنه به‌صورت زنده با تماشاچیان صحبت می‌کنند و با بیان روایت‌هایی طنزآمیز از زندگی و مسائل جامعه، مخاطبان را سرگرم می‌کنند و با خنداندن آنان، باعث تخلیة روحی آنان می‌شوند. نتایج این بررسی نشان می‌دهد که با توجه به خصوصیات استندآپ‌کمدی، این هنر بینارشته‌ای در آینده فراگیر خواهد شد. این گونة هنری مدرن کارکردهای مختلفی دارد؛ ازجمله سرگرمی، آموزش، ایجاد همبستگی و همدلی اجتماعی و نقد مسائل سیاسی و اجتماعی و مهم‌ترین ویژگی‌های آن بیناهنری­بودن، روایت‌گری، مخاطب‌‌محوری، انتقادی­بودن، بداهه‌پردازی، سیال­بودن و بهره‌مندی از زبان عامیانه و محاوره‌ است. در این مقاله، ضمن نگاهی به تاریخچة استندآپ‌کمدی در گذشته و امروز ایران، کارکردها، ساختار و ویژگی‌های آن معرفی و مهم‌ترین درون‌مایه‌ها، ارکان، سبک‌ها و شگردهایی که کمدین‌ها در خلق این‌گونه نمایش‌ها به‌کار می‌برند، توضیح داده‌ می‌شود و به‌عنوان نمونه، سه مورد از اجراهای ایرانی تحلیل می‌شود.

اصول راهبردی در راستای مدیریت میان رشته ای ها در " نظام دانشگاهی"

دوره 1، شماره 2، اسفند 1400، صفحه 249-276

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5056.1078

حمیده دباغی، یونس نوربخش

چکیده امروزه در رویکردی جهانی، نظام‌های آموزشی و دانشگاهی، به سیستم توسعۀ علوم چندوجهی، پیچیده و میان­ رشته­ ای روی آورده­ اند. دانشگاه­های ایران نیز از این قاعده برکنار نیستند؛ به طوری که بهره­ مندی از دیدگاه مسئله­ محوری و چندبُعدی در آموزش و پژوهش دانشگاهی، امروزه در دستور کار آن­ها قرار گرفته و پیوند میان آموزش و صنعت از اهمیت زیادی برخوردار شده است؛ اما سؤال این است که آیا گفتمان میان­ رشته­ ای به واقع در دانشگاه­ ها، شکل گرفته است؟ موانع و چالش‌های شکل‌گیری و توسعۀ میان‌رشته‌ای­ ها در نظام دانشگاهی چیست؟ در این راستا با استفاده از روش کیفی (تکنیک تحلیل مضمون)، پرسش­ های نیمه­ ساخت مند و مصاحبه با خبرگان و بازیگران عرصۀ دانشگاهی، محققان و اساتید دانشگاهی، سپس کدگذاری چندمرحله­ ای متون 30 مصاحبۀ نیمه­ ساخت مند، 26 مقاله و 11 سخنرانی برآمده از کنفرانس ملی میان­ رشته­ ای­ ها، و تحلیل مضمونی آن­ها، در نهایت 120 مفهوم، 104 مقولۀ فرعی، 8 مقولۀ اصلی و یک مفهوم هسته­ ای استخراج و مشخص شد که هنوز گفتمان میان­ رشته­ ای در دانشگاه شکل نگرفته است. همچنین درمجموع، 11 دسته موانع میان­ رشته­ شدن نظام دانشگاهی استخراج شد که به موانع آموزشی و حرفه‌ای، موانع روان‌شناختی، موانع تعامل میان­ بخشی، موانع ساختاری، موانع اداری، موانع مالی، موانع اجتماعی فرهنگی و موانع مدیریتی، غلبۀ رشته‌های کلاسیک، موانع ناشی از بازیگران دانشگاهی و نبود بستر قانونی مناسب اشاره دارند. برای حل و رفع این موانع، 6 راهبرد و توصیۀ سیاستی مرتبط با هریک ارائه شد.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

Rethinking Failure: A Decolonial Reassessment of Ralph Ellison's Invisible Man and Arundhati Roy's The God of Small Things

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 251-280

https://doi.org/10.22077/islah.2025.10022.1728

Reyhane Sadat Shadpour، Amirhossein vafa

چکیده This article reconceptualizes the concept of failure through a decolonial lens, arguing that failure is not a deficit or lack, but a form of resistance against colonial, capitalist, racial and patriarchal systems. Rethinking failure by adopting theories of Jack Halberstam, decolonial theories of Walter Mignolo and Ramon Grosfoguel, and the key concepts of Critical Race Theory, this paper presents a comparative reading of Ralph Ellison’s Invisible Man (1947) and Arundhati Roy’s The God of Small Things (1997). Both novels resist dominant narratives of success and visibility through characters whose failed form of being disrupts the rigid societal hierarchies rooted in class, race, and gender. The unnamed narrator of Invisible Man embraces invisibility as an agentive act of nonconformism, while the decolonial love of Ammu and Velutha undermines the caste-oriented, patriarchal norms. Through these narratives, this study aims to reveal how literary failure can be employed as a strategy to delink from the colonial system of values and a new form of being, or re-existence. Integrating African American and postcolonial narratives, this article argues for a decolonial comparative literature that privileges relationality over universalism and makes space for subaltern ways of being and knowing.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

اسطوره و افسانه: کاربردی بینامتنی در بازی ها و اسباب بازی‌ها

دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 253-275

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5494.1117

مریم جلالی، اعظم حکیم

چکیده امروزه در حوزۀ رویکردهای میان­ رشته‌ای مقولات نسبتاً جدیدی مطرح شده است. مباحث میان­ رشته‌ای، محدود به مبانی نظری صرف نمی‌شود و به کمک آن، راه برای کاربردی­سازی علوم انسانی، خصوصاً ادبیات هموار شده است. ظهور ادبیات در بازی و اسباب­ بازی، طرحی نو در خوانش مخاطبان ایجاد کرده است. در اندیشۀ نشانه­ شناسانی چون رولان بارت، بازی و اسباب­ بازی‌ها در کنار بسیاری دیگر از نظام‌های نشانه‌ای، به مثابۀ متن، مورد بررسی قرار گرفته‌اند. این متون به سبب ریشه داشتن در فرهنگ و ادبیات هر سرزمین، ازجمله داستان‌های اسطوره‌ای و افسانه‌ای، قابلیت بازتولید و تبدیل شدن یه یک گونه هنری دیگر را دارند و از این رو زمینه کاربردی سازی ادبیات را بیشتر فراهم می کند. در این مقاله پس از طرح متنیت بازی‌ها، به این سؤال پرداخته‌ایم که بازی و اسباب­ بازی‌های برگرفته از اسطوره‌ها و افسانه‌ها چه مؤلفه‌هایی از بینامتنیت دارند و چه نتایج احتمالی از این مقولۀ بینارشته‌ای می‌توان در حوزۀ ادبیات و کاربردی‌سازی آن متصور شد؟ در این مقاله که با روش توصیفی­ تحلیلی و از مسیر مطالعات کیفی انجام شده است، بازی‌ها و اسباب­بازی‌ها به عنوان نشانه‌های دلالت­ گر و متن در نظر گرفته می‌شوند و می‌توانند برگرفته از فرهنگ  ادبی و ملی اقوام باشند و این­گونه خوانشی متفاوت از اسطوره‌ها و افسانه‌ها به کمک این نشانه‌ها برای مخاطب ایجاد شود. کشف روابط بینامتنی بازی و اسباب­ بازی‌ها و اسطوره‌ها و افسانه‌های هر سرزمینی به عنوان راهکاری برای تولید بازی متناسب با زمینۀ ادبی و انتقال آن به مخاطب در نظر گرفته می‌شود و می­تواند ژانر ویژه‌ای ایجاد کند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

فاطمه سیاح و ادبیات تطبیقی در ایران، تأملی دیگر

دوره 3، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 261-294

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6581.1306

علی رضا انوشیروانی

چکیده  گلبن اولین  کسی است که آثار پراکندۀ فاطمۀ سیّاح را به توصیۀ سمیعی گردآوری و چاپ کرد. او در این کتاب سیّاح را بنیان‌گذار ادبیات تطبیقی ایران ‌نامید. این جستار بر آن است تا ابطال این باور را ثابت کند. نویسنده در عین‌آن‌که نوآوری‌های این بانوی فرزانه در حوزۀ مطالعات ادبی را می‌ستاید بر این باور است که گلبن به اشتباه و از سَرِ ناآشنایی با اصول بدیهی ادبیات تطبیقی چنین جایگاهی را برای سیّاح قائل شده است. این جستار بر اساس موازین ادبیات تطبیقی به تحلیل گفتمان آکادمیک و محتوای مقاله‌های سیّاح پرداخته و نشان می‌دهد که هیچ یک از نوشته‌هایش به معنای علمی در چهارچوب نظری و روش تحقیق ادبیات تطبیقی نمی‌گنجد. سیّاح نه در این حوزۀ  تحصیلات آکادمیک و نه ادعای تطبیق‌گری داشته است. او حتی با نام‌آوران ادبیات تطبیقی روسی و فرانسوی معاصر خود مانند وسِلُفسکی و ژیرمُنسکی هم آشنا نبوده و به پیچیدگی‌های این حوزه اِشراف نداشته است. مهم آن است که کاربردِ چنین اصطلاحات غیرِمستند و دلبخواهانه و برخی کژفهمی‌های دیگر به مرور زمان به گفتمان غالبی تبدیل شده که پیامدهای منفی در گسترۀ ادبیات تطبیقی ایران داشته است بدین معنا که هرکارناآزموده‌ای بدون تحصیلات و پژوهش آکادمیکِ معتبر سَرِخود وارد حوزۀ تطبیقگرایی شده و در نتیجه آن را به کج‌راهه کشانده است. بر همین اساس است که پس از گذشت بیش از هفتاد  سال، علی‌رغم غنا و تنوع سرشار ادبیات فارسی، در اثر پندارهای کج‌ومعوج هنوز ادبیات تطبیقی در فضای آکادمیک ایران به جایگاه قابل قبولی در سطح بین‌المللی و در شأن فرهنگ ایرانی دست نیافته است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

نشانه‌شناسی مد لباس بر اساس نظریۀ نشانه‌شناسی پنج‌گانه بارت

دوره 2، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 271-298

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5829.1180

مریم مولازاده

چکیده از نظر بارت، هر متن، نظامی از نشانه‌هاست و خواننده نقش محوری در تحلیل نشانه‌ها و ساخت معنا دارد. این مقاله یک پژوهش میان‌‌رشته‌ای است که به نشانه‌شناسی نظریات مد با رویکرد تحلیل لایه‌ای رولان بارت می‌پردازد. در این روش با استفاده از رمزگان‌های پنج‌گانه؛ یعنی رمزگان هرمنوتیک یا سؤالی، رمزگان پروآیرتیکی یا کنشی، رمزگان دال‌ها، رمزگان نمادین و رمزگان فرهنگی به تحلیل معنا پرداخته می‌شود. روش این مقاله از نظر هدف، توسعه‌ای­ـ کاربردی است. داده‌ها به روش کتابخانه‌ای و اسنادی گردآوری ‌شده­اند که به روش توصیفی­ـ تحلیلی و با هدف آشنایی با معنای نهفته در نظریات مد بررسی می‌شوند تا به محققان، تولیدکنندگان، طراحان و مصرف‌کنندگان مد، دید روشنی نسبت به کالاهای مد، به‌خصوص لباس ببخشد. در این مقاله مشخص شد که نظام مد یک متن نوشتنی است و رمزگان‌های پنج‌گانه در آن مصداق کامل دارند. پیوند این رمزگان‌ها، به شکل‌گیری اثرات سوءِ اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی مد می‌انجامد که به ‌این ‌ترتیب ضرورت شکل‌گیری نظام مد پایدار را روشن می‌کند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

مطالعۀ محیط‌زیست در رمان پساآخرالزمانی قلعۀ مالویل اثر روبرمرل با رویکرد نقد بوم‌گرا

دوره 4، شماره 2، آبان 1403، صفحه 275-298

https://doi.org/10.22077/islah.2024.7069.1385

سمیه رستمی پور

چکیده پیشرفت تکنولوژی، عوامل مخرب زیست‌محطیی، فرسایش، آلودگی، خشکسالی، سوخت‌های فسیلی، گرمایش زمین، انقراض و کاهش منابع طبیعی، محیط‌زیست را به بحران جدی دنیای امروز تبدیل‌کرده است. رمان علمی-تخیلی و پساآخرالزمانی قلعۀ مالویل ‌ اثر روبر مرل نویسندۀ فرانسوی قرن بیستم پردۀ آخر بحران‌های بوم‌زیست را بازنمایی می‌کند. شاخۀ بینارشته‌ای ادبیات تطبیقی، به بررسی ارتباط ادبیات با سایر رشته‌ها می‌پردازد. نقد بوم‌گرا مطالعه‌ای بینارشته‌ای و محصول تلاقی ادبیات و محیط‌زیست است. پژوهش حاضر، به بررسی توصیفی-تحلیلی محیط‌زیست طبیعی و مصنوعی (انسانی) در رمان قلعۀ مالویل، از دیدگاه نقد بوم‌گرا می‌پردازد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد، بقای زندگی بشر وابسته به حیات محیط‌زیست طبیعی و اقدامات سازندۀ انسان می‌باشد. شخصیت‌های داستان با تلاش و امید، طبیعت خاکستری ناشی از انفجاری مبهم را به طبیعت سبز تبدیل می‌کنند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد اثر ادبی با بهره‌گیری از قوۀ نامحدود تخیل بستر بازنمایی ادبی رنج‌های محیط‌زیست می‌شود و می‌تواند به سهم خود در بقای محیط‌زیست و فرهنگ‌سازی سهیم باشد. زیرا، رابطه و تأثیر بوم‌زیست و ادبیات دوسویه و دارای برهمکنش است و مخاطب را در چالشی سازنده قرار می‌دهد و او را به اندیشیدن و حفاظت بوم‌زیست دعوت می‌کند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تبارشناسی ماهیت نمایشی صنعت انشاد قصیدة پارسی

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 مرداد 1405

https://doi.org/10.22077/islah.2026.10567.1815

ابراهیم محمدی

چکیده  کار این نوشتار، توصیف ماهیت دراماتیک صنعت انشاد قصیدۀ پارسی و نسبت آن با بوطیقای ارسطو است؛ با این پیش‌فرض‌ها: 1. انشاد در معنای شیوۀ هنری اجرای شعر، به‎ویژه قصیدۀ مدحی، محصول تعامل ادبیات و درام است؛ 2. شناخت درست انشاد، تنها با به‌کارگیری رویکردی بین‌رشته‌ای (ادبیات ـ هنر) شدنی است. همین خوانش بینارشته‌ای است که نشان می‌دهد که قصیدۀ مدحی را نباید تنها در محتوای آن فروکاست؛ چراکه قصیده تنها ابزار خام ستایش نیست؛ بلکه ازحیث فرم هم شاهکاری هنری است. البته اینجا مراد از فرم هنری، تنها هنرسازه‌های زبانی و بلاغی و زیباشناسیک سخن در قصیده نیست؛ بلکه فرم هنری قصیده، ماهیت دراماتیک انشاد آن را نیز دربرمی‌گیرد؛ انشاد قصیدۀ مدحی، گونه‌ای نمایش صحنه‌ای (performance) بود که شاعر یا راوی، آن را ایستاده در جایی ویژه، در کانون دید تماشاگر، در هیئتی و با حرکاتی معناساز اجرا می‌کرد. درک این ویژگی قصیده، بی‎شناخت اصطلاح أخذبالوجوه در زبان رساله‌های شعری عربی و پارسی کهن ممکن نیست؛ اصطلاحی که در برابر هوپوکریسیس یونانی به کار رفته است و معنای فشردۀ آن را می‌توان جوهر نمایشی اجرا در تراژدی، خطابه، قصیدۀ مدحی و هجو دانست.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

راهبری واقعیت های نامتمرکز: هویت، تعلق و تجربیات فرهنگی در رمان امریکانا اثر چیماندا آدیچی

دوره 4، شماره 1، خرداد 1403، صفحه 215-233

https://doi.org/10.22077/islah.2024.7546.1439

سجاد قیطاسی، علی سلامی

چکیده ادبیات معاصر آفریقا شاهد تحول قابل­توجهی بوده است. این ادبیات فراتر از روایت‌های منفرد گام برداشته است و «واقعیت‌های غیرمتمرکز» را که آفریقایی‌ها در دنیای جهانی‌شده با آن مواجه هستند، به تصویر می‌کشد. رمان  آمریکایی اثر چیماماندا نگوزی آدیچی نمونه‌ای عالی از این روند است. آدیچی با مهارت روایتی خلق می‌کند که عناصر متضاد فرهنگی (نیجریه‌ای و آمریکایی) را درهم­می‌آمیزد و در عین­حال کاوشی ظریف دربارۀ خودشناسی و تجربۀ «دیگری»بودن ارائه می‌دهد. این مقاله بر نحوۀ استفادۀ آدیچی از مفهوم «واقعیت‌های غیرمتمرکز» برای به­تصویرکشیدنِ مبارزات مهاجران آفریقایی که مجبورند حس خود را در جوامعی که اغلب فرهنگ‌هایشان را به حاشیه می‌رانند، دوباره ارزیابی کنند، تمرکز دارد. آمریکایی پیچیدگی‌های تجربیات فرافرهنگی را برجسته می‌کند و بر مذاکرات و تنش‌های مداوم دربارۀ‌ هویت و تعلق تأکید می‌کند. شخصیت‌ها با پرسش «خانه» در دنیایی دست­وپنجه نرم می‌کنند که مرزهای فیزیکی و فرهنگی دائماً در حال تغییر است. این مقاله با بررسی مسیرهای شخصی آن­ها، تحلیل می‌کند که چگونه آدیچی فشارهای روانی و احساسیِ پیمودن دنیایی را به تصویر می‌کشد که همیشه هویت‌های چندگانۀ آن‌ها را به رسمیت نمی‌شناسد. درنهایت، آمریکایی اثر آدیچی، به­عنوان نماینده‌ای از ادبیات معاصر آفریقا، تعامل عمیقی با واقعیت‌های چندلایۀ جوامع پراکنده برقرار می‌کند. این رمان با اجبار خواننده به رویارویی با پیش‌فرض‌های هویت و تعلق، خواننده را به همدردی و درک عمیق‌تر از پیچیدگی‌های افراد گرفتار میان فرهنگ‌ها تشویق می‌کند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

ملت عشق: تحلیلی عرفانی بر اساس دیدگاه الیاده

دوره 5، شماره 1، فروردین 1404، صفحه 221-238

https://doi.org/10.22077/islah.2024.8168.1519

الهام محمدی آچاچلوئی

چکیده این پژوهش بررسی ای است میان رشته ای و عرفانی از ملت عشق الف شافاک بر اساس دیدگاه مذهبی میرچا الیاده به عنوان یک دین شناس، درباره زندگی مقدس به عنوان یک تجلی الهی. با در نظر گرفتن پیشینه پژوهش که بیشترزمینه شرقی صوفیانه اثر را به عنوان ویژگی چیره عرفانی بررسی کرده است، تحلیل کنونی سازگاری دیدگاه الهی جهان روایانه الیاده را با دیدگاه اسلامی مولانا، به شیوه ای که در داستان از زاویه تغییر مولانا به دست شمس تبریزی نشان داده شده است، مورد توجه قرار می دهد. این همراه است با تمرکز بر روی نمود جنبه های فرهنگی غربی در داستان که در مطالعات پیشین دیده نمی شود، و مورد توجه قرار دادن بازتاب گفتمان شرق شناسی در داستان که در بعضی از تحلیلها مورد انتقاد قرار گرفته است. پژوهش حاضر به این نتیجه می رسد که دیگاه متصوفانه تصویر شده در داستان به شکل معنا داری به دیدگاه اسلامی اصیل مولانا نزدیک است، و بین دیدگاه اسلامی مولانا ، که تحت تاثیر ابن عربی است، و دیدگاه الهی مسیحی الیاده که در تحلیل رمان بازتاب یافته است، سازگاری معنوی وجود دارد. این بدین معناست که بازتاب دگرگونی عرفانی شخصیت ها در رمان تاثیر پذیرفته از اصول اسلامی است و نه صرفا بازتابی از گفتمان شرق شناسی.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی انحراف از زبان معیار در ساختار شعر ادونیس با تطبیق نظریه زبان‌شناختی جفری لیچ

دوره 5، شماره 2، شهریور 1404، صفحه 233-258

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8411.1552

پرویز احمدزاده هوچ، علی صیادانی، قادر احمدی

چکیده بررسی زبان‌شناختی در ادبیات مبحثی بدیع است که امکان دریافت مفاهیم را از لابه‌لای عبارات فراهم می‌نماید. هنجارگریزی از جمله مباحث مطرح شده در حوزه زبان‌شناختی؛ یکی از راه‌های بدیع نمودن آثار ادبی می‌باشد. جفری لیچ نظریه‌پرداز‌‌‌‌‌‌‌‌‌ انگلیسی از جمله صاحب نظرانی است که دیدگاهی جامع در هنجارگریزی دارد که با تطبیق رویکرد وی با یک اثر ادبی می‌توان به شناختی جامع در یک اثر در حوزه زبان‌شناختی دست یافت. در نظریه لیچ هنجارگریزی یک اثر؛ در هشت بُعد آوایی، واژگانی، نحوی، معنایی، زبانی، سبکی، نوشتاری و گویشی پردازش می‌شوند. با عنایت به اینکه سروده‌های ادونیس به دلیل شرایط اجتماعی، سرشار از هنجارشکنی‌های هدفمند در ساخت واژگان است؛ لذا پژوهش حاضر با رویکرد بین‌رشته‌ای آشنایی-زدایی را در اشعار ادونیس براساس نظریه لیچ بررسی کرده و توانسته خوانش آثار عربی با رویکردهای غربی و تعامل آگاهانه و مدبرانه بین فرهنگی و زبانی ادبیات تطبیقی با نظریه های ادبی را رقم بزند. نتایج حاصله گویای آن است که ادونیس با آشنایی‌زدایی ذهن مخاطبان را در دریافت مفاهیم به کنکاش واداشته و از این طریق زیبایی اشعار خود را دوچندان می‌نماید. تمامی هشت اصل هنجارگریزی رویکرد لیچ؛ در شعر او مصداق کامل دارد و بسامد هنجارگریزی معنایی در شعر او بیشتر از سایر هنجارگریزی‌ها است و به ویژه در شگردهایی مانند تشبیه، استعاره و... نمود یافته و هنجارگریزی‌های نحوی، آوایی، زمانی، سبکی، نوشتاری و گویشی به ترتیب در جایگاه‌های بعدی قرار دارند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

آزادی در انتخاب، رهاورد مدرنیته: مطالعۀ تطبیقی دو فیلم از فرهادی و دو رمان اثر ایشی‌گورو

دوره 3، شماره 2، بهمن 1402، صفحه 273-296

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6563.1303

حسین جهانتیغ، معصومه صحت

چکیده کسب دو جایزۀ آکادمی اسکار توسط اصغر فرهادی و جایزۀ نوبل ادبیات توسط نویسندۀ ژاپنی­ تبار، کازئو ایشی­ گورو، نشان می ­دهد که این دو هنرمند علی­ رغم اصالت آسیایی خود توانسته ­اند توجه بسیاری را در دنیای غرب به آثار خود جلب کنند. اهمیت این تشابه، زمانی بیشتر می ­شود که بدانیم تمرکز هر دوی آن­ها به مسائل اجتماعی مشابهی معطوف است. عبور از سنّت ­های گذشته برای فرهادی و ایشی­ گورو امری اجتناب ­ناپذیر به نظر می­ رسد. از این ­رو شخصیت ­های پیشرویی را در آثارشان خلق کرده­ اند که علی­رغم پیوندهای عمیق با گذشته، در تلاشند با نگاهی جدید به زندگی، مؤلفه­ های مدرنیته را در گفتار و رفتار خود پیاده کنند. مطالعۀ تطبیقی پیشِ­رو می ­کوشد این شخصیت­ ها را در دو فیلم چهارشنبه ­سوری و فروشنده از اصغر فرهادی و دو رمان هنرمندی از جهان شناور و بازماندۀ روز اثر کازئو ایشی ­گورو مورد بررسی قرار ­دهد. از این رو با بهره­ گرفتن از نشانه­ شناسی، ابتدا نمایندگان مدرنیته را در هر اثر مشخّص می­ کند و سپس به تبیین این موضوع می­ پردازد که چگونه همۀ آنان، آزادی در انتخاب را همچنان که حق خود می ­دانند برای دیگر افراد جامعه نیز قائلند؛ آنچه را که فرزین وحدت ارزش­ نهادن به مؤلفه­ های ذهنیّت و کلیّت در مدرنیته قلمداد می­ کند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

Beyond Dualisms: An Ecofeminist Critique of Patriarchal Oppression in Margaret Atwood’s The Testaments

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 281-304

https://doi.org/10.22077/islah.2025.9329.1636

Yaser Baloch، Mohammad-Javad Hajjari، Nasser Maleki

چکیده This paper examines how patriarchal control impacts both women and nature in Margaret Atwood’s The Testaments in light of Val Plumwood’s environmentalism. Plumwood critiques dualistic thinking that privileges masculinity and culture over femininity and nature, outlining five mechanisms of domination—“backgrounding,” “radical exclusion,” “incorporation,” “instrumentalism,” and “homogenization”— that create a hierarchy of superiority and inferiority. Drawing on this framework, the study investigates how The Testaments portrays the intertwined oppression of women and the environment in the male-dominated society of Gilead, highlighting their shared struggle for survival. The novel not only depicts how dualisms sustain oppression but also reveals moments of resistance and survival that challenge these binaries. By bringing ecological and feminist concerns into dialogue, this paper highlights the interconnectedness of environmental degradation and gendered violence. It ultimately argues for dismantling oppressive dualisms in favor of an alternative worldview based on intrinsic value, mutual respect, and symbiosis between all genders and nature.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی تأثیر ترجمه‌ هایکو بر ظهور هایکو در ادبیات فارسی

دوره 4، شماره 2، آبان 1403، صفحه 299-328

https://doi.org/10.22077/islah.2024.7418.1422

فاطمه پرهام، میعاد جهانتیغ

چکیده ترجمۀ آثار ادبی، چه در نظم و چه در نثر، همواره نقش مؤثری در تغییر و تحول ادبیات ملی کشورها ایفا کرده است. هدف پژوهش حاضر نیز مطالعۀ تطبیقی هایکوی ترجمه‌ای و هایکوی ایرانی است و درصدد پاسخ به این پرسش است که آیا هایکوهای ایرانی (سروده­شده به فارسی) از منظر ویژگی‌های ادبی، متأثر از هایکوهای ترجمه­شده به فارسی هستند یا خیر؛ بدین منظور، نخست مدل تلفیقی ارزیابی هایکو برای این پژوهش تدوین شد؛ سپس 150 هایکوی انگلیسی و 150 ترجمۀ متناظر با آن­ها طبق این مدل ارزیابی شدند و ویژگی‌های هایکوهای ترجمه­شده مشخص شد. در مرحلۀ بعد، 100 هایکوی ایرانی نیز طبق همین مدل ارزیابی شدند و ویژگی‌های هایکوهای ترجمه‌ای و هایکوهای ایرانی با یکدیگر مقایسه شد تا وجوه اشتراک و افتراق آن­ها مشخص شود. نتایج پژوهش نشان داد که هایکوهای ایرانی به دو نوع قابل تفکیک هستند: نوع اول متأثر از هایکوی ترجمه‌ای و دارای ویژگی‌های کلاسیکی است که ریشه در فرهنگ ژاپنی دارد و نوع دوم هایکوی اصالتاً ایرانی است که ریشه در فرهنگ ایرانی دارد و دارای هویتی مستقل است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

ردپای تئودیسه لایبنیتسی در عبادات در مناسبت های اضطراری اثر جان دان

دوره 5، شماره 1، فروردین 1404، صفحه 239-252

https://doi.org/10.22077/islah.2024.8208.1524

مهدی غیاثیان شهربابکی، فاضل اسدی امجد

چکیده جان دان در کتاب «عبادات در مناسبت‌های اضطراری»، بر اساس تحلیلی که از رابطه بدن و روح در طول بیماری خود دارد، به این نتیجه می رسد که انسان قادر به مقاومت در برابر همه وسوسه های گناه نیست. در این پژوهش نشان داده می‌شود که در نتیجه این باور، دان با یک مشکل الهیاتی مواجه می‌شود که با نشان دادن این نکته که علی‌رغم نقص‌های فطرت انسان خداوند هر وسیله‌ای را که برای رسیدن به رستگاری لازم است در اختیار انسان‌ها قرار داده سعی در حل آن دارد. بنابراین، استدلال می‌شود که دان در عبادات، یک تئودیسه لایبنیتسی را ایجاد می‌کند که بر اساس آن می‌توان ثابت کرد که علی‌رغم وجود مشکلات در خلقت، خداوند بهترین جهان ممکن را آفریده است. هدف این مطالعه ارائه خوانشی بسیار متفاوت از معتبرترین تفاسیر عبادات است که در آن فرض بر این است که دان صرفاً خوانندگان خود را به اجتناب از گناه و اتخاذ رفتار خوب تشویق می‌کند. نشان داده می شود که دان در واقع با ایجاد یک تئودیسه لایبنیتسی در اثر خود یک مشکل جدی الهیاتی را حل می کند .

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

دیرینه‌شناسی رخداد «مرثیه‌ای برای کتاب سوزی‌ها»

دوره 5، شماره 2، شهریور 1404، صفحه 259-278

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8555.1560

رها سعادتی

چکیده کتاب­ سوزی و ابعاد مختلف آن، موضوعی با ریشه­ های تاریخی است که در دوره­ های تاریخی و ملت­ های متفاوت تکرار شده و در روزگار معاصر به شکلی متفاوت رخ می­ دهد. هنرمند مفاهیم تاریخی با الگوی ثابت تکرار شونده را با بیانی متفاوت ارائه می­ دهد. از نمونه­ های این بیان جدید، اجرای  «مرثیه­ ای برای کتاب­سوزی­ ها» است که می­ توان آن را با استفاده از روش دیرینه­ شناسی فوکو تحلیل کرد. برخلاف روش­ های تاریخی متداول که در پی بررسی و کشف منشأ اشیا و تبیین روابط علّی بین پدیده­ ها هستند، دیرینه‌شناسی به تنوع و عدم پیوستگی رویدادها و پراکندگی­ های نهفته در آنها اشاره دارد. هدف دیرینه­ شناسی به عنوان شیوه­ای در تحلیل قواعد نهفته و ناآگاهانه تشکیل گفتمان­ ها، توصیف آرشیوی از احکام است که در عصر و جامعه­ ای خاص رایج هستند.  پرسش اصلی تحقیق، چگونگی ارتباط کتاب­ سوزی با  مفاهیمی همچون حذف و زدودن دانش و آگاهی بشری است. هدف از این پژوهش تحلیل رخداد «مرثیه­ ای برای کتاب سوزی­ ها» با روش دیرینه­ شناسی است. داده­ ها با استفاده از منابع کتابخانه­ ای گردآوری شده و به روش اسنادی، توصیفی ـ تحلیلی بررسی شده­ اند. می­ توان اینگونه استنباط کرد که همچون قواعد دیرینه‌شناسی، کارگردان این رخداد، به گونه­ ای دیگر به تاریخ نگاه می­ کند. استمرار و پیوست مد نظر او نیست و بر گسست، ناپیوستگی و منحصربه فرد بودن، تاکید دارد. بر اساس دیرینه‌شناسی، کتاب­سوزی­ ها، واقعیت تاریخی، منحصربه فرد و تکرار ناشدنی است. دیرینه­ شناس به دنبال علل بروز و ظهور قواعد گفتمانی نیست و صرفا چگونگی ظهور و حضور و محو شدن تاریخی  گفتمان را در سطح توصیف دنبال می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. اما این توصیف در عمق است و نه در سطح. این رخداد نیز، پایین بودن سرانه مطالعه و از بین رفتن واژگان و محدود شدن آنها را مصداقی از کتاب­ سوزی به شیوه مدرن می­ داند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

Metaphor and the Sociological Imagination of Zygmunt Bauman

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 305-330

https://doi.org/10.22077/islah.2025.9859.1706

Ali Yaghoobi Choobari

چکیده Zygmunt Bauman (1925-2017) consistently oscillates between the roles of sociologist and novelist throughout his works, and, unlike many other sociologists, he makes conscious and deliberate use of metaphor. The aim of this article is to examine the metaphorical concepts in Zygmunt Bauman’s imagination by employing the “metaphor identification method” and drawing on the theoretical frameworks of Lakoff and Johnson as well as Paul Ricoeur. The findings of the study reveal that Bauman employs metaphors at both the ontological and methodological levels. For Bauman, metaphor is not merely a descriptive tool, but a research strategy for examining abstract and intangible aspects of human life such as inequality, globalization, ethics, suffering, love, solidarity, and oppression. The overarching and central metaphor in Bauman’s thought is liquidity. His other metaphors are subordinate to the metaphor of liquid modernity and are coherently interconnected within this conceptual constellation. He believes the old order is collapsing in the transition from solid to liquid modernity, but the new has not yet been born. Moreover, many of Bauman’s metaphors exhibit temporal, spatial, and binary characteristics. These metaphors allow Bauman not only to describe the complexities of modern society but also to make them experientially accessible and intellectually comprehensible. Bauman’s notion of a liquid society can be seen as a metaphorical extension of concepts such as Giddens’s “late modernity,” Ulrich Beck’s “risk society,” and Lyotard’s “postmodern.” However, Bauman reconfigures and re-narrates these ideas through a distinct theoretical framework inspired by Paul Ricoeur.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی مؤلفه‌های مفهوم فلسفی نیهیلیسم اگزیستانسیال در رمان «شریر» اثر سیدعلی حجازی یزدی

دوره 4، شماره 2، آبان 1403، صفحه 329-352

https://doi.org/10.22077/islah.2024.7783.1469

ایوب مرادی

چکیده میان روایت و فلسفه هم در معنای عام آن؛ یعنی نوع نگرش و جهان‌بینی افراد و هم در معنای خاص آن؛ یعنی فلسفة نظامدارِ فیلسوفان حرفه‌ای، ارتباطی وثیق وجود دارد. در حالت اول، نویسندگان از محمل روایت برای طرح اندیشه‌ها، باورها، احساسات و قضاوت‌های خاص خود بهره می‌جویند و در حالت دوم، قالب‌های مختلف روایی همچون ابزاری در خدمت بیان مفاهیم فلسفی قرار می‌گیرد. همانند کاری که آلبر کامو در روایت افسانة سیزیف درخصوص مفهوم نیهیلیسم انجام داده است. رمان شریر از سیدعلی حجازی یزدی نیز نمونه‌ای ایرانی از نوع دوم ارتباط میان فلسفه و روایت است که نویسنده از قالب رمان برای بیان مفهوم نیهیلیسم اگزیستانسیال بهره جسته است. نیهیلیسم اگزیستانسیال یکی از فروع اندیشة نیهیلیستی است که اساس آن بر شکاکیت مطلق و رد و انکار باورهای پذیرفته‌شده در زمینة مسائلی همچون معنای زندگی، مرگ، تنهایی، عشق و... است. برپایة همین پیش‌فرض در مقالة حاضر تلاش شده است تا به روش تحلیلی­ـ توصیفی و با اتکا به مبانی نظری مطرح‌شده درخصوص مفهوم نیست‌انگاری، شیوة تشریح این مفهوم در رمان شریر بررسی و تحلیل شود. نتایج نشان می‌دهد که نویسنده در این رمان تلاش کرده است با پرداختن به مقوله‌هایی همچون موقعیت عبث، مرگ، بحران معنا، بیهودگی، عدم باور به خدا، تنهایی، ملال و درنهایت گرایش به موجودی موهوم، اجزا و جوانب مختلف اندیشة نیهیلیسم اگزیستانسیال و شیوة اثرگذاری آن بر زندگی انسان مدرن را در قالب روایت بیان کند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تروما و بهبودی: تعامل عشق و جنگ در وداع با اسلحه همینگوی

دوره 5، شماره 1، فروردین 1404، صفحه 253-264

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8419.1547

بهزاد پورقریب، عبدالباقی رضایی نالار پشتی، احمد رضا رحیمی

چکیده این اثر که به عنوان یکی از مهم‌ترین آثار ادبی نوشته شده توسط یک نویسنده آمریکایی محسوب می‌شود، از دیدگاه‌های انتقادی مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعه حاضر قصد دارد این رمان را از دیدگاه مطالعات تروما همان‌طور که توسط جودیت هرمن به تصویر کشیده شده است، بررسی کند. تقسیم‌بندی او از تجربیات تروما به چندین نوع و فرآیند بهبودی سه مرحله‌ای مهم، محور این مطالعه بوده است. با استفاده از ایده‌های او، این  پژوهش  نتیجه می‌گیرد که قهرمان رمان از تجربیات تروما عبور می‌کند که به قدری مؤثر هستند که ویژگی‌های اساسی او را تغییر می‌دهند. علاوه بر این، نشان می‌دهد که شخصیت اصلی تلاش می‌کند تا به جامعه پیش از تروما دوباره متصل شود، اما این تلاش محکوم به شکست است. دلیل این امر به سادگی این است که او نتوانسته است با تروما مواجه شود و آن را بپذیرد و یک روایت قابل اعتماد ارائه دهد. دلیل اصلی شکست او این است که او تمام مراحل را که هرمن معتقد است یک بازمانده تروما باید برای کاهش درد و رنج طی کند، طی نمی‌کند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

The Book of Collateral Damage and The Yellow Birds: U.S. Hegemony and Divergent Narratives of War

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 331-356

https://doi.org/10.22077/islah.2026.9955.1718

Laleh Atashi، Zainab Ibrahim Alvan Alkaeebi، Azra Ghandeharion

چکیده This paper is a comparative study of two war novels, namely The Book of Collateral Damage by Sinan Antoon and The Yellow Birds by Kevin Powers. Both Antoon, an Iraqi-American author, and Powers, an American writer, describe war critically but from very different points of view. In Antoon’s novel, an Iraqi scholar living in the U.S. during the conflict tries to review the war, collect newspaper pieces of war news, and create a catalogue of the people, the land, and the human and non-human entities he knew before and during the war in Iraq. In Powers’ autobiographical account, the narrator is a young soldier struggling with war trauma and trying to express his bereavement for his dead friend. Both novels address war trauma, but the dimensions of trauma and the way memory and remembering operate in the lives of the narrators are very different. This paper argues that the positionality of the authors determines the way they narrate war. The Iraqi scholar tries to revisit the past and finds recollection a therapeutic act, while the young American soldier is haunted by the memory of his lost friend, and forgetting often becomes a survival strategy for him. The approach used to answer the question—How is war trauma experienced differently on the two sides of the same battlefield?—is a postcolonial one. The study borrows some ideas from postcolonial theoreticians such as Edward Said and Gayatri Spivak to analyse the two novels comparatively.