دوفصلنامه مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی
نویسنده = Alireza Anushiravani
مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

Thinking Literature across Borders

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 3-6

https://doi.org/10.22077/islah.2026.4023

Alireza Anushiravani

چکیده  
Comparative literature, which developed in late nineteenth-century France, emerged to cross the geographic, linguistic, and political boundaries of European national literatures. The discipline's rise coincided with the growth of national identities across Western Europe. During this period, widespread nationalist ideologies fueled a fierce competition for cultural supremacy among European nations, including France. There, the emerging field of comparative literature developed as an extension of traditional literary history, greatly dominated by the era's positivistic philosophy. Influence studies were the dominant rhetoric of the French school of comparative literature, emphasizing multilingualism and historical documents. The research methodology was rigorously demanding. In essence, the French school was interested in what European literature had learned from others and had, thus, enriched their respective cultural heritage. However, this benign goal deviated from its original path and became Eurocentric. In the second half of the 20th century, opposition arose on the other side of the Atlantic Ocean. René Wellek criticized the French school for its historical approach and offered a new theory that emphasized literariness. To him, literature was a totality which included all national literatures, embracing the whole of humanity.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

From Book to ARG: A Study of the Relation Between Immersion and Interactivity

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 33-60

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8531.1562

Farkhondeh Fazel Bakhsheshi، Amirhossein Vafa، Alireza Anushiravani

چکیده The relationship between the text and the reader has been greatly influenced by the emergence of new forms of narration. These new forms are created by adding interaction to the text. By adding interaction to a narrative, these new forms create more opportunities for readers to control and shape the narration, resulting in a heightened level of immersion. Moreover, this type of narration opens up new possibilities for developing narratives that can serve various purposes beyond entertainment. This study aims to compare interactive forms of narration, such as FMV (Full Motion Video), ARG (Alternate Reality Games), escape rooms, interactive books, and plays, while examining the relationship between immersion and interactivity in these formats. While the reader will be a crucial point of focus, we will employ a qualitative method alongside quantitative measures to illustrate how variations in interactivity within a narrative can alter the readers’ immersive experiences across different modes of interactive narration.

ما و ادبیات تطبیقی

دوره 5، شماره 2، شهریور 1404

https://doi.org/10.22077/islah.2025.3798

علی رضا انوشیروانی

چکیده نشریۀ مطالعات بین‎رشته‌ای ادبیات، هنر و علوم انسانی پنج‎ساله شد. در طول این مدت، 10 شماره و 144 مقاله چاپ کرده‎‏ایم. این نشریۀ تخصصیِ ادبیات تطبیقی است؛ بدین‏معنا که برای ادبیات تطبیقی تعریف مشخصی دارد و فقط در همان حوزه مقاله می‏پذیرد. تعریف ما هم ساده است: نخست، ادبیات تطبیقی، برخلاف درک عامه، «تطبیقی» نیست (انوشیروانی 1389؛ 1393 )؛ دوم، ادبیات تطبیقی، از یک‏سو، مطالعۀ ارتباطات بین ادبیات ملل از فرهنگ‏ها و زبان‏های مختلف و از سوی دیگر، مطالعۀ مناسبات بین ادبیات و هنر و علوم است (Remak 1968). با این تعریف، رسالت ما در نشریه روشن است؛ نه به‏دنبال تأثیرات و تشابهات نخ‌نما و تاریخ‌گذشته و تکراری هستیم و نه ادبیات تطبیقی اروپامحور. زمان هر دو جریان منقضی شده است. ادبیات را پدیده‏ای با گسترۀ جهانی می‏دانیم که حدومرزی نمی‏شناسد و به‏دنبال کشف ارتباطات ادبی و فرهنگی و درک و شناخت دیگری است. باور داریم که شناخت دیگری، بدون هیچ‏گونه تعصب و پیش‌داوری، به تعامل فرهنگی و احترام  و نهایتاً به صلح و دوستی و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز می‏انجامد (Wellek 1958; Jost 1979). در دنیای پیچیده و درهم‏تنیدۀ امروز، تمام علوم با هم پیوستگی دارند؛ به‏نحوی که شناخت یکی بدون دیگری ممکن نیست. مسائلی مانند محیط‏زیست، مهاجرت، اقتصاد، کشاورزی، سیاست، امنیت، سلامت و بهداشت و ادبیات را به‏صورت منفرد و جدای از سایر علوم نمی‌توان به‏درستی سنجید. مدیریت دانش در دو قرن اخیر، گِرد مطالعات بین‎رشته‎ای می‎چرخد. از علوم‎ پزشکی گرفته تا علوم فنی و تجربی و انسانی همه با نگاه بین‎رشته‎ای و کار گروهی قابل تحلیل دقیق هستند (انوشیروانی 1392؛ 2013).

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

«حکایت» و ماهیت بین‎رشته ای تاریخ‎ گرایی نو از دیدگاه گرین بلت و گالاگر

دوره 5، شماره 2، شهریور 1404، صفحه 59-84

https://doi.org/10.22077/islah.2025.7893.1482

محمدکاظم نظری قره چماق، ابراهیم محمدی، علی رضا انوشیروانی، علی اکبر سام خانیانی

چکیده تاریخگرایی نو در مطالعات ادبی، یعنی پیش‌گرفتن رویکردی پساساختارگرا در خوانش متن. این رویکرد که مبتنی است بر اندیشه‌های پست‌مدرنیستی، ماهیتی کاملاً بینارشته‌ای دارد. هدف این پژوهش بررسی و تبیین روشمند و علمی ماهیت بینارشته‌ای آن با روشی توصیفی- تحلیلی است. برای دست‌یافتن به این خواسته و البته به منظور درنگ بیشتر در نکته‌ای دقیق و باریک، در این جستار کار به شناختن و شناساندن یکی از اصطلاحات کلیدی این رویکرد، یعنی «حکایت» بر اساس مقاله «ضدتاریخ و حکایت» نوشته استیون گرین‌بلت و کاترین گالاگر محدود شده است. استفاده از حکایت، افزون بر آن‌که یکی از وجوه بینارشته‌ای این رویکرد را آشکار می‌کند، نوع متن‌گرایی آن را نیز به‌روشنی نشان می‌دهد: این رویکرد، بر خلاف نقد نو بر یک متن خاص تمرکز نمی‌کند؛ تاریخگرایی نو متن ادبی را با متون حاشیه‌ای، یعنی حکایت می‌بیند و می‌خواند. این روش باعث می‌شود خوانش متن با احساس رضایتمندی بیشتری همراه شود؛ رضایتمندیِ برآمده از خوانشی متفاوت و کامل‌تر در سنجش با دیگر رویکردها و روش‌های نقد. حکایت که ماهیتی ضدتاریخی دارد، می‌تواند از خاطرات زندگی خود منتقد و یا از متون حاشیه‌ای‌، چه ادبی، چه غیر ادبی؛ خواه مکتوب، خواه غیر مکتوب برآید. تاریخگرایان نو حکایت‌ را به کار می‌گیرند تا توالی و سیر اندیشه‌ی کلان‌روایت را تخریب کنند و آنچه را کلان‌روایت، واقعیت می‌داند، زیر سؤال ببرند. آن‌ها اینگونه، روایتی نو برمی‌سازند و واقعیتی دیگرگونه آشکار می‌کنند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

اقتباس 1931 تاروگ از ماجراهای هاکلبری فین اثر مارک تواین: واقعیت وجودی آمریکا در دهه 1860

دوره 5، شماره 1، فروردین 1404، صفحه 113-132

https://doi.org/10.22077/islah.2024.7744.1466

اصغر مولوی نافچی، لاله آتشی، علی رضا انوشیروانی

چکیده مطالعات اقتباس با استفاده از نظریه پردازانی مانند لیندا هاچن و رابرت استم، تمرکز جدیدی بر درک جهشهای موجود در حوزه اقتباس فیلم را به ارمغان آورد. از این رو، اقتباس فیلم به عنوان معیاری برای تشخیص تغییرات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تاریخ عمل می کند. رمان ماجراهای هاکلبری فین اثر مارک تواین که اثری شاخص در سطح ملی برای ادبیات آمریکا به حساب می‌آید از زمان ظهور سینما به طور مداوم در قالب فیلم اقتباس شده است. این اقتباس‌ها عمدتاً در برهه‌های تاریخی خاصی در آمریکا رخ می‌دهند. به عنوان مثال، می‌توان اقتباس نورمن تاروگ از این رمان تحت عنوان ماجراهای هاکلبری فین (1931) که واقعیت وجودی رمان را در طول دهه 1860 مطالعه می‌کند نام برد. و از آنجایی که مطالعات اقتباسی، از این منظر، ما را به سوی ماتریالیست‌های فرهنگی که به بررسی ماهیت تاریخی بودن متن هدایت می‌کنند، نوع تفکری که در این پژوهش مورد استقاده قرار گرفته است ناظر بر این پرسش است که چگونه اقتباس فیلم از نظر ایدئولوژیک، شالوده این متن شاخص و ملی در ادبیات آمریکا را به چالش کشیده است و زمینه بررسی بیشتر مسائل اجتماعی و تاریخی زمان اقتباس را فراهم می‌سازد.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

علوم انسانی دیجیتال و چشم‌انداز بین‌رشته‌ای ادبیات تطبیقی در ایران

دوره 4، شماره 2، آبان 1403، صفحه 1-5

https://doi.org/10.22077/islah.2024.3196

علی رضا انوشیروانی

چکیده دیرزمانی است که قلمرو پژوهش‌های ادبیات تطبیقی از مرزهای سنتی تأثر و توارد ادبی عبور و به حوزه‌های نوین مطالعات ‌فرهنگی ورود کرده است؛ به‌عبارت دیگر، تمرکز ادبیات تطبیقی، دیگر ادبیات محض نیست و با مقولۀ فرهنگ به معنی عام آن؛ یعنی سایر دانش‌های بشری، هنرهای زیبا و زندگی روزمره در هم ‌آمیخته است. فرهنگ مجموعه‌ا‌ی از گفتمان‌های متنوع است که در عین گوناگونی و گاه تضاد، رشته‌ای نامرئی آن‎ها را به‌ هم وصل می‌کند؛ ادبیات یکی از این گفتمان‌هاست. زبان، مذهب، آیین‌ها، اسطوره‏ها، زندگی روزمره، ایدئولوژی، سیاست، تاریخ، مراسم ملی و مذهبی، اخلاق، باورها و هنجارهای اجتماعی، اوقات فراغت، سرگرمی‌ها،  رسانه‌های اجتماعی، جنسیت، هویت و قومیت، همه و همه بخشی از ابرپدیدۀ  پیچیدۀ فرهنگ هستند. این جانِ کلام ادبیات تطبیقی نوین است که هرچند ادبیات هنوز رکنِ رکین آن است؛ ولی دریافته است که ادبیات را خارج از بافتار فرهنگی و مناسبات آن، با سایر علوم و هنرها به‏درستی و کامل نمی‌توان شناخت. چرخش پارادایمی ادبیات تطبیقی در قرن بیستم میلادی از همین نقطه شروع می‎شود. از حدود نیم قرنِ پیش، نطفۀ پارادایم نوینی در زهدان ادبیات تطبیقی جان گرفت که هرچند در آغاز نارس و خام بود؛ ولی علی‌رغم تمام سختی‌ها و بدفهمی‌ها، سطحی‌نگری و نابسامانی که از آسیب‌های هر دانش جدیدی است، بعد از چند دهه قوام یافت و راهش را پیدا کرد.