دوفصلنامه مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی
نویسنده = اسماعیل برواسی
مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

واکاوی روان شناختیِ انسانیّت زدایی در رمان بندر فَیلی اثر بختیار علی

دوره 3، شماره 2، بهمن 1402، صفحه 75-100

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6157.1238

اسماعیل برواسی

چکیده بختیار علی از رمان ­نویسان بلندآوازۀ کُردِ معاصر است که رویکرد ویژۀ او در آثار ادبی­ اش، بازنمایی رنج ­های مردم کُرد در سرزمین ­های تحت اِشغال دولت ­های توتالیتر و استعمارگر و تصویر انسانیّتِ منکوب ­شده و به­ تاراج ­رفتۀ انسان معاصر در دورۀ هژمونی جنگ و اسلحه بر سرنوشت مردم ستمدیده و استبدادزده است. رمان بندر فَیلی که در آن به تصویرسازی نسل­ کُشی و تبعید کُردهای فَیلی عراق پرداخته شده، روایتی واقعی از تباهی زندگی کودکی فَیلی است که مردمش با انکار هویّت روبرو بوده و سرنوشت او و مادرش در گردابۀ انسانیّت ­زدایی توسّط بعثی­ ها، به رنج و بی ­بهره ­گی از آزادی و حقّ زندگی و پایمال شدن کرامت انسانی می­ انجامد. از آن روی که تاکنون جستار مستقلّی به بررسی انسانیّت ­زدایی در رمان بندر فَیلی نپرداخته است، نگارنده بر آن است تا به بررسی این پدیده در این رمان بپردازد. مسألۀ بنیادین پژوهش حاضر این است که بن مایه ­های انسانیّت­ زدایی، چگونه و در چه قالب ­هایی در رمان بندر فَیلی، نمود یافته و با چه مفاهیمی پیوند خورده است؟ جهت بررسی این مسأله، نگارنده از روش توصیفی ـ تحلیلی مُبتنی بر بررسیِ روان­شناختی بُن مایه ­های انسانیّت ­زدایی در این رمان بهره گرفته­­ است. انسانیّت­ زدایی قومی و نژادی، انسانیّت ­زدایی مضاعف، انسانیّت ­زدایی مکانیکی، انسانیّت ­زدایی حیوانی، اهریمن­ انگاری و ذهن­مندی ­زدایی از پُربسامدترین جلوه ­های انسانیّت ­زدایی در رمان بندر فَیلی است که دستاویزی در جهت توجیه پروسۀ نسل­ کُشی و تبعید و وسیله ­ای برای ادامۀ روند تحقیر و شکنجۀ روحی و جسمی و سیطره افکندنِ هرچه بیشتر بر سرنوشت قربانی بوده و چرخۀ تخریب و تباهی شخصیّت به ­عنوان سوژۀ سرکوب ­شده و فراموش­ شده را سرعت بخشیده است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

واکاوی جامعه شناختیِ گرایش به کُنش انقلابی و طردگرایی در عصیان سروده های عبداللّه پَشیو و مُفدی زکریا

دوره 2، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 191-216

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5720.1160

اسماعیل برواسی

چکیده عبداللّه پَشیو و مُفدی زکریا از شعرای معاصر هستند که دوران حیاتشان همزمان با سیطرۀ رژیم بعث بر کردستان عراق و استعمار الجزائر توسّط دولت فرانسه بوده است. در چنین شرایطی، دو شاعر به­عنوان شعرای متعهّد، سروده­های خود را به آینۀ بازنمایی رنج­های مردم استعمارشدۀ کُرد و عرب تبدیل کرده­اند و با تأکید بر لزوم استعمارزدایی، انقلاب را تنها گریزگاه رهایی از چنگال استعمار و اشغالگری می­شمارند. در پس­زمینۀ گرایش دو شاعر به انقلاب، علاوه بر رنج­بردن از اِشغال سرزمین و احساس حقارت و سرخوردگی ناشی از آن، عواملی همچون محرومیّت، آسیمیله­کردن مردمِ استعمارزده و ارتکاب جنایات وجود دارد که پَشیو و مُفدی را به سوی طردگرایی و کُنش انقلابی سوق داده است. از آن­رو که تاکنون جستار مستقلّی به بررسی عوامل گرایش پَشیو و مُفدی به کنش انقلابی نپرداخته است، نگارنده بر آن است تا به بررسی تطبیقی این پدیده در اشعار دو شاعر بپردازد. مسئلۀ بنیادین پژوهش حاضر این است که عوامل زمینه­سازِ کُنش انقلابی، چگونه و در چه قالب­هایی در سروده­های دو شاعر، نمود یافته و با چه مفاهیمی پیوند خورده است. جهت بررسی این مسئله، نگارنده از روش  تحلیلی و تطبیقی مُبتنی بر بررسیِ جامعه­شناختی بُن­مایه­های سروده­هایِ دو شاعر بهره گرفته­­ است. وجود عوامل زمینه­ایِ نشأت­گرفته از هژمونی استعمارگر و اشغالگر، دو شاعر را به طردگرایی و رویکرد انقلابی واداشته است. دامنۀ اشعار انقلابی مُفدی بسیار وسیع­تر از اشعار پَشیو است؛ امّا سروده­های پَشیو، اِلقاکنندۀ خشمی فراگیرتر است که گاه با کاربرد الفاظ رکیک و آتشفشانی از خشم و نفرت آمیخته می­شود.