دوفصلنامه مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی
موضوعات = مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی
مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تحلیل روایت پژوهانۀ ابعاد نمانام ملی ایران در شاهنامۀ فردوسی

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 مهر 1404

https://doi.org/10.22077/islah.2025.9725.1682

احسان سلطانی فر

چکیده موضوع نمانام، ویژند یا به‏عبارت مصطلح­تر «برند» ملی به‌عنوان مفهومی میان‌رشته‌ای چندسالی است که در زمینۀ بازاریابی و روابط بین‌الملل رواج یافته و مورد توجه کشورها قرار گرفته است. نظر به اهمیت موضوع برند ملی برای ارتقا یا بهبود تصویر و نام ایران در جهان و چه­بسا در داخل کشور، این مقاله در رویکردی تاریخی ـ ‌روایی به تحلیل روایت شاهنامۀ حکیم ابوالقاسم فردوسی از برند ملی ایران پرداخته و تلاش کرده است دریابد از نظر فردوسی نام ایران هم‌ارز و هم‌معنی با چه مفاهیم و مضامینی است و مخاطب شاهنامه با شنیدن نام ایران و مشتقات آن با چه تداعی‌هایی از معانی روبه­رو خواهد شد؛ بدین‎منظور از روش تحقیق تحلیل روایت با ابزار تحلیل محتوا از طریق نرم‌افزار MAXQDA استفاده شد. بنا به نتایج این تحقیق، برند ایران بر پنج رکن «مسلک ایرانی»، «خصوصیات ایران و ایرانیان»، «اجزای تشکیل‌دهندۀ ایران به‌عنوان یک دولت‌ملت»، «مفهوم ایران به‌عنوان یک دولت‌ملت در مقابل سایر دولت‌ها، به‌ویژه توران» و «ناکامی‌های ایران و ایرانی» استوار شده که شرح آن در ادامه خواهد رفت. نتایج این تحقیق ضمن زمینه‌سازی برای دست‎یابی به برساخت‌های جدید حوزۀ هویت ملی، می‌تواند جهت سازمان‌دهی پویش­های رسانه‌ای در حوزۀ برندسازی ملی ایران در داخل و خارج از کشور استفاده شود.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

ادبیات، فلسفه، و انتقال معرفت: تأملی در مسئلۀ ارزش شناختیِ ادبیات از منظر فلسفۀ تحلیلی با اشاره به داستان «بدبختی» اثر آنتون چخوف

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 مهر 1404

https://doi.org/10.22077/islah.2025.9545.1664

محمد غفاری

چکیده فلسفه از دوران کلاسیک با ادبیات پیوندی ناگسستنی داشته است. این پیوند به کاربرد نظریه‌های فلسفی در نقد آثار ادبی محدود نمی‌شود. بسیاری از فیلسوفان بر آن بوده‌اند که ادبیات می‌تواند رسانه‌ای برای فلسفه‌پردازی و انتقال شناخت باشد، اما در خیلی از دوره‌های آموزشیِ دانشگاهی ادبیات صرفاً یکی از اَشکال هنر تلقی می‌شود که هدف آن خلق زیبایی یا بیان احساسات است. پژوهش کیفی و کتاب‌خانه‌ایِ حاضر با اتخاذ روی‌کرد بین‌رشته‌ای، استفاده از روش تحلیل مفاهیم، و اتکا به نظریۀ پیتر لامارک و استاین هوگوم اولسن، دو فیلسوف تحلیلی در عصر حاضر، به بررسی مسئلۀ قابلیت انتقال شناخت در گفتمان ادبیات می‌پردازد و استدلال می‌کند که آثار ادبیِ جدی، با محسوس‌سازیِ مفاهیم مجرد فلسفی، چشم‌اندازی خاص در اختیار خواننده می‌گذارند که بتواند از آن جهان و مسائل آن را به شیوه‌ای متفاوت و تازه بنگرد و، به این ترتیب، بینش یا بصیرتی خاص کسب کند، که می‌توان آن را نوعی معرفت یا شناخت محسوب کرد. در پایان جستار، برای تبیین بیش‌ترِ این ایده داستان کوتاه «بدبختی» اثر آنتون چخوف، در حکم نمونه، از منظر قابلیت و کیفیت فلسفه‌پردازی تحلیل شده است. بنا بر یافته‌های جستار حاضر، گفتمان ادبیات ارزش شناختی و اخلاقی بالایی دارد و، از این رو، شایسته است در مباحث مربوط به تحول علوم انسانی و بومی‌سازی آن این نقش بیش از پیش در کانون توجه پژوهش‌گران علوم انسانی در ایران قرار بگیرد.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

صدای درونی هنرمند: خوانش روان‌شناختی تطبیقی شعر فروغ فرخزاد و نقاشی ونسان ونگوگ

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 آبان 1404

https://doi.org/10.22077/islah.2025.9669.1675

محمود کمالی، سمیه اسدی

چکیده این پژوهش با رویکردی تحلیلی ـ تطبیقی و با روش خوانش میان‌رشته‌ای، به بررسی ویژگی‌های روان‌شناختی مشترک در شعر فروغ فرخزاد و نقاشی‌های ونسان ونگوگ می‌پردازد. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل وجوه اشتراک و افتراق این دو هنرمند در بیان عواطف، کاربرد نمادها و تأثیرپذیری از بسترهای فرهنگی است. با استفاده از نقاشی‌های ونگوگ به‌مثابۀ تجسم عینیِ هیجانات درونی، این پژوهش می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد که چگونه این دو هنرمند، تجربیات مشترک انسانی، مانند عشق، تنهایی و جست‎وجوی معنا را در قالب رسانه‌های متفاوت (شعر و نقاشی) بازتاب داده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که تکانه‌های روانی فروغ فرخزاد که از رنج‌های فردی به دردهای هستی‌شناختی تعالی می‌یابد، در آثار ونگوگ به‏شکلی تصویری متجلی شده است. این پژوهش از طریق تطبیق شعر و نقاشی، لایه‌های پنهان روان‌شناختی هر دو هنرمند را آشکار می‌کند و با ایجاد گفت‌وگویی میان متون ادبی و آثار تجسمی، رویکردی نوین در مطالعات بینارشته‌ای هنر و ادبیات ارائه می‌دهد. همچنین، تحلیل نمادهای مشترکی، همچون شب، درخت، باد و ستاره در آثار این دو، گویای نگاه هم‎سوی آنان به مفاهیمی، چون تنهایی، رنج و جست‎وجوی معنا در زندگی انسان معاصر است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تحلیل مربع معنایی در گذر از متن ادبی به فیلم مطالعۀ موردی: «درخت گلابیِ» گلی ترقی و فیلم اقتباسیِ داریوش مهرجویی

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 آبان 1404

https://doi.org/10.22077/islah.2025.9868.1703

زهرا حیاتی، حامد رشاد

چکیده مطالعۀ تطبیقیِ اقتباس برپایۀ نقد و نظریۀ ادبی، رویکردِ بنیادین این پژوهش است. داستان کوتاه «درخت گلابی، نوشتۀ گلی ترقی (1375) و فیلم اقتباسی آن، ساختۀ داریوش مهرجویی (1376)، با رویکردهای بین‌رشته‌ای متفاوت، بررسی و در همۀ تحلیل‌ها بر وجود تقابل‌های معنایی، به‌ویژه تقابلِ باروری/ ناباروی، تأکید شده است. مسئلۀ پژوهش این است که داستان و فیلم درخت گلابی را نمی‌توان با دو قطبِ مفهومی تفسیر کرد؛ زیرا ساختارهای پیچیدۀ معنا، نتیجۀ سیر روایی میان مفاهیم متضاد و مقوله‌های نقیضِ آن است؛ به این سبب، رویکرد پژوهش، مدلِ تحلیلیِ مربع معنایی آلژیرداس ژولین گریماس در حوزۀ معناشناسی ساختاری است که نشان می‌دهد گفتمان، در پویایی معناها تولید می‌شود. روش تحقیق، توصیفی با ابزار کتابخانه‌ای است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد هر دو گفتمانِ ادبی و سینمایی، روایتِ تلاشِ شخصیت ـ نماد (درخت) داستان برای برون‌رفت از یک وضعیتِ معلق است که در وهلۀ نخست به ‌نظر می‌رسد چالش باروری/ ناباروری است؛ اما واکاوی لایه‌های عمیق‌تر معنا نشان می‌دهد مخاطب با رفت‎وآمد میان مفاهیم چهارگانۀ باروری، سترونی، نه‌باروری و نه‌سترونی مواجه است. پردازش تقابل‌ها و خلق معنا با مربع معنایی در داستان گلی ترقی با سبک زبانی و ادبی صورت می‌پذیرد و در فیلم داریوش مهرجویی از طریق رمزگان‌ها و نشانه‌های سینمایی محقق می‌شود. 

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

کنکاش در منابع منظومة «ورقه و گلشاه» عیوقی و «عروة و عفراء» (بررسی تطبیقی)

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 آذر 1404

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8985.1604

حجت رسولی

چکیده «ورقه و گلشاه» داستانی قدیمی است که توسط شاعری به نام عیوقی به رشتة نظم کشیده شده است. اصل داستان، همان‌گونه‌که شاعر خود می‌گوید، از داستان‌های تازی است که در قبلیه‌ای از قبایل عرب اتفاق افتاده و آن حکایت حال پسر عمویی به نام «ورقه» و دخترعمویی به نام «گلشاه» است که با هم در قبیله و خاندان خود بزرگ شده، مهر و محبت یکدیگر را به دل گرفتند و مهرشان به عشقی آتشین مبدّل گشت. شباهت‌های کلی میان این داستان و داستان «عروه و افرا» که آن نیز داستان عشق دو دلداده در ادبیات عربی است و ریشه در منابع عربی دارد تردیدی در اینکه داستان «ورقه و گلشاه» برگرفته از داستان عروه و افراست بر جای نگذاشته است. اینکه منظومة فوق‌الذکر نیز مانند منظومة «عروه و افرا» ریشه در منابع عربی داشته باشد امری بدیهی است، اما اینکه این داستان از کدام منبع یا منابع گرفته شده و مهم‌ترین منابع آن کدام است نیاز به پژوهش دارد..حاصل مجموعة تحقیقات انجام شده در خصوص منابع منظومة ورقه و گلشاه عیوقی و دقت در عصر سرایش این منظومه نشان داد که عیوقی در سرایش بخش‌های مختلف منظومه خود از الأغانی اصفهانی و الشعر‌و‌الشعراء ابن‌قتیبة و مروج‌الذهب مسعودی بیشترین بهره را برده، و افزوده‌هایی نیز بر این منابع داشته که احتمالا برگرفته از منابع شفاهی است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

نگاه وِستفالی بر طاعون آلبر کامو با تکیه بر عناصر فضا و زمان

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 فروردین 1405

https://doi.org/10.22077/islah.2026.9672.1676

صدیقه شرکت مقدم

چکیده امروزه می‌توان از نقد جغرافیایی به عنوان یک ابزار به منظور تجزیه و تحلیل متون ادبی در حوزۀ بینارشته‌ای استفاده کرد. در میان متون ادبی، رمان‌ها در ارائۀ فضاسازی داستان نقش مهمتری ایفا می‌کنند. آلبر کامو به‌عنوان یکی از نویسندگان برجستۀ فرانسوی، آثار متعدّدی را خلق کرده که در آن‌ها، فضا و زمان نقش کلیدی در پیشبرد رویدادهای داستانی دارد؛ در واقع شکل معنایی که جهان داستانی به خود می‌گیرد و سرنوشت راوی و خود اثر را تعیین می‌کند. در این پژوهش بررسی نحوۀ شکل‌گیری فضا و زمان در رمان طاعون هدف مورد نظر برای این تحقیق است. بدین منظور در تحلیل داده­ها از روش توصیفی‑تحلیلی بهره گرفته خواهد شد و به‌طور خاص از نظریۀ برتران وِستفال در حوزه نقدجغرافیایی استفاده می‌شود. وی برای فضا سه پیش فرض را در نظر می‌گیرد: فضا-زمان‌مندی، تخطی (گذر) و ارجاع. همچنین بکارگیری سه محور اصلی نقدجغرافیایی از منظر وی که شامل فضای ملموس، فضای درک شده و فضای تصوّری-تخیّلی است، امکان تحلیل وجوه متعدد بازنمایی فضایی در رمان و درک نقش آن در ساخت مضامین کلیدی را فراهم می‌آورد. این پژوهش نشان می‌دهد که فضا به عنوان عنصری اساسی در ساخت معنا، مکان بی‌طرفی در رمان طاعون نیست، بلکه محل رویارویی با پدیده‌های تازه است و در حقیقیت به یک بازیگر تمام عیار در تاریخ بدل شده‌است، جایی که ترس‌ها، نگرانی‌ها و امیدهای ساکنان شهر در آن شکل می‌گیرد.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بازنمایی سکوت بین‌نسلی زنان در ادبیات جنایی معاصر ایران: مطالعۀ موردی رمان‌های جمجمۀ جوان و جنایت جردن

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 فروردین 1405

https://doi.org/10.22077/islah.2026.9813.1695

رضا ستاری، فرحناز قاسمی نیا

چکیده در این پژوهش، بازنمایی «سکوت بین‌نسلی زنان» در بستر ادبیات جنایی معاصر ایران تحلیل شده ‌است؛ سکوتی که به‌منزلۀ کنشی نمادین، تجلی تداوم زخم روانی جمعی و سازوکاری فرهنگی برای حفظ بقا تلقی می‌شود. بر بنیاد نظریۀ تروما و حافظۀ بین‌نسلی، با تمرکز بر آرای کروث، هیرش و لاکاپرا، سکوت نه به‌منزلۀ فقدان گفتار، بلکه صورتی پیچیده از روایت درد و بازپویش حافظۀ خاموش دانسته شده ‌است. هدف پژوهش، واکاوی فرایندهایی بوده ‌است که ازطریق حافظه و انتقال زخم، هویت زن را در تقابل با ساختارهای قدرت و ناموس فرهنگی بازتعریف می‌کنند. در چارچوب روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکردی میان‌رشته‌ای، پیوند ادبیات جنایی و روان‌شناسی آسیب در افق فمینیستی و بین‌نسلی بررسی شده ‌است. یافته‌ها نشان می‌دهد سکوت در متون رمان، پایان روایت نیست؛ بلکه بستری است برای بازتولید ناگفته‌ها و ترمیم حافظۀ آسیب‌دیده؛ زبانی نامرئی که همچون ابزاری برای مقاومت و درمان تدریجی هویت جمعی عمل می‌کند. نتیجۀ پژوهش آن است که تروما در پیوند با سکوت و انتقال بین‌نسلی، امکان تجدید گفتار زنانه و بازسازی سوژگی گسسته را فراهم می‌کند؛ گفتاری که به‌جای ختم روایت، مجال تکرار ناگفته را پدید می‌آورد.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

واکاوی معنا و فرم در هنر ایرانی: بازتاب ساختارهای ادبیات فارسی در هندسه و زیبایی‌شناسی معماری ایرانی

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 فروردین 1405

https://doi.org/10.22077/islah.2026.10465.1799

مهدی نیکنام، نگار صالحی علمداری

چکیده پژوهش حاضر با هدف واکاوی پیوند میان معنا و فرم در بستر هنر ایرانی، به بررسی نسبت ساختارهای ادبیات فارسی با اصول هندسه و زیبایی‌شناسی معماری سنتی ایران می‌پردازد. در این رویکرد، هنر به‌عنوان تجلی وحدت در کثرت در نظر گرفته شده و الگوی زایش فرم از معنا در نظام فکری ایرانی ـ اسلامی مورد تأمل قرار گرفته است. این رویکرد نشان می‌دهد که مطالعات بینارشته‌ای، ابزار مؤثری در کشف لایه‌های پنهان ارتباط میان زبان شاعرانۀ ادبیات و سازمان فضایی معماری است و می‌تواند چهارچوبی نوین برای فهم جامع هنر ایرانی ارائه دهد. روش تحقیق کیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر تطبیق میان متون شعری ادبیات کلاسیک فارسی و ساختارهای فضایی معماری ایرانی است. بر این اساس، پنج نمونۀ شاخص از معماری سنتی ایران، با نمونه‌های شعری از مولوی، حافظ، سعدی و نظامی به‌عنوان مصادیق تطبیقی انتخاب شده‌اند. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که الگوی تناسبات هندسی موجود در آثار معماری یادشده، با مفاهیم کلیدی شعر فارسی چون وحدت و عشق (مثنوی مولوی)، تعادل و اعتدال (غزلیات حافظ) و صعود و کمال (خمسۀ نظامی) و همچنین نظم اخلاقی (گلستان سعدی) همبستگی معنایی دارد. یافته‌ها، بر هم‌زیستی نظام‌های معنا و فرم و کارکرد نمادین هندسه در انتقال مفاهیم فلسفی و عرفانی تأکید می‌کند و بدین‌سان، هنر ایرانی را می‌توان بازتابی از تعامل عقل و شهود و آمیزه‌ای از زبان شاعرانۀ ادبیات و منطق هندسی معماری دانست. نتیجۀ‌ پژوهش علاوه بر تبیین بنیان‌های نظری پیوند معنا و فرم، زمینه را برای تحلیل‌های کمی ـ مفهومی در مطالعات میان‌رشته‌ای هنر، ادبیات و معماری ایرانی فراهم می‌کند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

واکاوی شخصیت‏های زیست پزشکی: تحلیل گفتمان-ادبی-بیوتکنولوژیکی رمان هرگز رهایم نکن اثر کازوئو ایشیگورو

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 خرداد 1405

https://doi.org/10.22077/islah.2026.10078.1739

نجفعلی بابازاده، راضیه اسلامیه

چکیده هدف این پژوهش، تحلیل رمان هرگز رهایم نکن (2005)، نوشتۀ کازوئو ‏ایشیگورو براساس واکاوی مفاهیم فاعل‏های فاقد وحدت و بدوی، موجودات ژنتیکی و پساانسان‏هاست که در چهارچوب نظری فناوری سایبورگی، شخصیت‌های پزشکی را به شکل استعاری خلق می‌کند. روش تحقیق این مقالۀ تحلیلی بین رشته‏ای است که ارتباط مفاهیم ادبی را با مفاهیم علمی بحث می‏کند. ایشیگورو، فرآیند شکل‏گیری همسانه‏ها را از طریق پیگیری خاطرات کتی به تصویر می‎کشد. این مقاله‎، داستان برگزیده را در بستر گفتمان پزشکی تحلیل می‌کند که بر اساس نظریات دانا هاراوی، پاول ویریلیو و رزی بریدوتی جهت مطالعۀ موجودات ژنتیکی استفاده می‌شود. این تحقیق در می‏یابد که سیاستمداران از فناوری سایبورگی به عنوان ابزار پزشکی استفاده می‎کنند و نقشی مخرب در انسان‎سازی دارند. بنابراین، شخصیت‏های پزشکی در نوسرمایه داری به سه دلیل، کپی انسان‏های معمولی‌ است: اول، فاعلیت ‏انسانی خودشان را ندارند. دوم، احتمالاً هویت و ماهیت ‏انسانی‏شان را از دست داده ‏اند. سوم، ژن‏های‏شان شبیه‏ سازی شده ‏است. با وجود این، اهمیت تحقیق در این است که ادبیات سایبورگی نقش سازنده ‏ای در بهبود انسان‏ دارد و مدعی عاملیت متنی در مقابل شخصیت‏های پزشکی دارد. سایبورگ، مرزهای سنتی را محو و غیرسیاسی می‏کند و مرزهای در هم ‏تنیده و شخصیت‏های یکپارچه خلق می‎کند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

از حکمت عامه تا سلطة نامرئی: واکاوی نقش امثال و حکم در بازتولید آگاهی کاذب مبتنی بر نظریة ایدئولوژی ژان بشلر

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 11 تیر 1405

https://doi.org/10.22077/islah.2026.10212.1758

مهدی رحیمی، ابوالقاسم رحیمی

چکیده مطالعة میان‌رشته‌ای حاضر در حوزۀ جامعه‌شناسی ادبیات، با هدف واکاوی کارکردهای «آگاهی کاذب» در امثال و حکم فارسی و بر پایۀ چارچوب نظری ژان بشلر انجام شده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با مطالعۀ موردی شماری از امثال پرکاربرد فارسی، نشان می‌دهد که این گزین‌گویه‌ها چگونه در پوشش ظاهری خردمندانه و بی‌طرف، به بازتولید مناسبات سلطه می‌پردازند و در قالب پنج کارکرد اصلی صف‌آرایی، توجیه‌گری، پرده‌پوشی، موضع‌گیری و ساده‌سازی عمل می‌کنند. نتایج این تحلیل، گویای آن است که این پنج کارکرد، در تعامل با یکدیگر، شبکه‌ای ایدئولوژیک می‌سازند که فهم و بازاندیشی در مورد ساختارهای قدرت را برای اعضای جامعه دشوار می‌سازد؛ امثال و حکم، از یک‌سو با توجیه وضع موجود و طبیعی‌سازی نابرابری‌ها، فرودستان را به تسلیم وامی‌دارند و از سوی دیگر، با ساده‌سازی واقعیت‌های پیچیده، مانع از نقد رادیکال و تحول اجتماعی می‌شوند. این مقاله به عنوان پژوهشی پیشرو در کاربست نظام‌مند نظریۀ بشلر در حوزۀ ادبیات عامه، گامی در راستای نمایاندن نقش ایدئولوژیک فرهنگ در تداوم ساختارهای ناعادلانه برمی‌دارد و بر ضرورت خوانش انتقادی از به‌ظاهر بی‌ضررترین عناصر فرهنگ روزمره تأکید می‌ورزد.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

هنر و جامعه در دو سنت نظری: تحلیل تطبیقی دیدگاه‌های آدورنو و بوردیو در جامعه‌شناسی هنر

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405

https://doi.org/10.22077/islah.2026.10360.1784

نجیم نجیمی، مریم مختاری

چکیده این پژوهش با هدف بررسی دیالکتیک پیچیدۀ میان هنر و جامعه، به مقایسۀ انتقادی دیدگاه‌های تئودور آدورنو و پیر بوردیو می‌پردازد؛ دو متفکری که هر یک از سنت فکری متمایزی به مسئلۀ خاستگاه اجتماعی و مناسبات قدرت در عرصۀ هنر نگریسته‌اند. ازمنظر روش‌شناختی، تحقیق برپایۀ روش اسنادی و تحلیل تطبیقی ـ انتقادی انجام شده است و با اتکا بر نقد نظری آدورنو و داده‌های تجربی بوردیو، به واکاوی نیروهای اجتماعی و فرهنگی شکل‌دهندۀ تولید و ادراک هنری می‌پردازد. آدورنو، در چهارچوب مکتب فرانکفورت، هنر را عرصه‌ای برای مقاومت در برابر منطق بازار و ایدئولوژی سلطه می‌داند و بر استقلال نسبی آن به‎مثابۀ نیروی رهایی‌بخش تأکید می‌کند. درمقابل، بوردیو با استفاده از مفاهیم «میدان»، «سرمایۀ فرهنگی» و «عادت‌واره» نشان می‌دهد که ذوق و تولید هنری درون ساختارهای طبقاتی و روابط نابرابر قدرت بازتولید می‌شود. یافته‌ها حاکی از آن است که هنر معاصر واجد ماهیتی دوگانه و پارادوکسیکال است؛ از یک‌سو می‌تواند سازوکار سلطه را بازتولید کند و ازسوی دیگر ظرفیت نقد و مقاومت در برابر آن را داراست. نتیجه آنکه فهم جامعه‌شناسی هنر معاصر مستلزم تلفیق رویکرد انتقادی آدورنو و تحلیل میدان‌محور بوردیو است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تبارشناسی ماهیت نمایشی صنعت انشاد قصیدة پارسی

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 مرداد 1405

https://doi.org/10.22077/islah.2026.10567.1815

ابراهیم محمدی

چکیده  کار این نوشتار، توصیف ماهیت دراماتیک صنعت انشاد قصیدۀ پارسی و نسبت آن با بوطیقای ارسطو است؛ با این پیش‌فرض‌ها: 1. انشاد در معنای شیوۀ هنری اجرای شعر، به‎ویژه قصیدۀ مدحی، محصول تعامل ادبیات و درام است؛ 2. شناخت درست انشاد، تنها با به‌کارگیری رویکردی بین‌رشته‌ای (ادبیات ـ هنر) شدنی است. همین خوانش بینارشته‌ای است که نشان می‌دهد که قصیدۀ مدحی را نباید تنها در محتوای آن فروکاست؛ چراکه قصیده تنها ابزار خام ستایش نیست؛ بلکه ازحیث فرم هم شاهکاری هنری است. البته اینجا مراد از فرم هنری، تنها هنرسازه‌های زبانی و بلاغی و زیباشناسیک سخن در قصیده نیست؛ بلکه فرم هنری قصیده، ماهیت دراماتیک انشاد آن را نیز دربرمی‌گیرد؛ انشاد قصیدۀ مدحی، گونه‌ای نمایش صحنه‌ای (performance) بود که شاعر یا راوی، آن را ایستاده در جایی ویژه، در کانون دید تماشاگر، در هیئتی و با حرکاتی معناساز اجرا می‌کرد. درک این ویژگی قصیده، بی‎شناخت اصطلاح أخذبالوجوه در زبان رساله‌های شعری عربی و پارسی کهن ممکن نیست؛ اصطلاحی که در برابر هوپوکریسیس یونانی به کار رفته است و معنای فشردۀ آن را می‌توان جوهر نمایشی اجرا در تراژدی، خطابه، قصیدۀ مدحی و هجو دانست.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

پس از ادبیات تطبیقی نوشته آدریانا مارچتیچ ، ترجمه مسعود فرهمند و پگاه فرهنگ مهر

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 مرداد 1404

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8997.1603

زهرا حق شناس

چکیده آدریانا مارچتیچ در سال  1961 در بلگراد به دنیا آمد. او استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه بلگراد و  نویسنده کتاب‎های چهره‎های روایی(2004)، مطالعات ادبی تطبیقی امروزی (2005)، تاریخ و داستان (2009)، پس از ادبیات تطبیقی ( 2015)،  ادبیات تطبیقی: نقطه‎نظرها و تفاسیر(2016) و نقدی بر منتقدین (2020) است. او سال‏ها در حیطۀ مطالعاتی ادبیات تطبیقی مشغول به کار بوده و مقالات و کتاب‏های متعدد و بسیار ارزشمندی در این زمینه به رشتۀ تحریر درآورده است. بنابر ماهیت و ذات پویای رشتۀ ادبیات تطبیقی، همواره بحث‎های زیادی بر سر ارائۀ تعریفی واحد از این رشته بر سر زبان‎ها بوده که باعث  کج‎فهمی ‏ها و بدفهمی‎های زیادی در این مورد شده است. کتاب پس از ادبیات تطبیقی یکی از آثاری است که با ارائۀ تاریخچه‏ ای از نظریات و مفاهیم منتقدان ادبی، در رفع این ابهامات می‌کوشد. این اثر اطلاعات زیادی را از جزئیات سیر تحولی ادبیات تطبیقی در کشورهای مختلف که معمولاً مورد توجه نیستند، انتشار داده است که همین، خوانندۀ تازه‎کار را با چالش‌های ذهنی زیاد و نگاهی کاملاً جدید به این رشته روبه‌رو می‌کند. مارچتیچ سپس به بیان مشکلات ادبیات تطبیقی در کشورهای مختلف می‎پردازد. افراد پس از خوانش این کتاب می‎توانند درک بیشتر و عمیق‎تری نسبت به کرسی‎های درسی ادبیات تطبیقی در ایران داشته باشند و به نقد و بررسی علمی آن بپردازند و بدین واسطه بسیاری از اندیشه‎های نادرست در این زمینه، به ‏خودی‏ خود از بین خواهد رفت

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

درآمدی نقدی بر کتاب «ادبیات تطبیقی در نوسان»

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 آبان 1404

https://doi.org/10.22077/islah.2025.10229.1760

تورج زینی وند

چکیده کتاب ادبیات تطبیقی در نوسان، تألیف رؤیا لطافتی و بیتا معظمی فراهانی، (سمت، 1398) یکی از آثار تحلیلی و تئوری به زبان فارسی در تبیین و معرّفی زوایای نوین ادبیات تطبیقی به شمار می­آید. این اثر آموزشی که در پنج فصل نگاشته شده است، به عنوان یکی از منابع اصلی وتخصصی دانشجویان رشتة زبان و ادبیات فرانسه (درس ادبیات تطبیقی) در دو مقطع کارشناسی ارشد و دکتری تدوین شده است. یافته های این پژوهش نقدی در تبیین محاسن و کاستی های این اثر چنین است؛ این اثر آموزشی و موجز به معرّفی و تحلیل روزآمد مباحث و زمینه­هایی در ادبیات تطبیقی پرداخته است که کمتر از سوی دیگر پژوهشگران ایرانی، مورد اهتمام بوده است. از سوی دیگر؛ بهره­گیری از پژوهش های نوین، طرح مسائل جدید در قلمرو ادبیات تطبیقی، مشاورة علمی با انرو الویه بونرو (استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه سوربن)، استفاده از برخی نمونه­ها و شواهد فرهنگی - ادبی ایران در تبیین مباحث، ذکر پانوشت­های ضروری، و.. از دیگر محاسن آن به شمار می­آیند. اما فقدان پرسش و راهنمای تدریس، عدم تبیین اهداف آموزشی مورد انتظار از فراگیران، عدم اهتمام به نشانه­های نگارشی و برخی ساختارهای زبان فارسی، پوشیدگی و ابهام در بیان برخی مسائل و نیز کاربرد واژگان و تعبیرهای انگلیسی که برابر آنها در زبان فارسی وجود دارد و.... از جمله کاستی های آن محسوب می­شود.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

Thinking Literature across Borders

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 3-6

https://doi.org/10.22077/islah.2026.4023

Alireza Anushiravani

چکیده  
Comparative literature, which developed in late nineteenth-century France, emerged to cross the geographic, linguistic, and political boundaries of European national literatures. The discipline's rise coincided with the growth of national identities across Western Europe. During this period, widespread nationalist ideologies fueled a fierce competition for cultural supremacy among European nations, including France. There, the emerging field of comparative literature developed as an extension of traditional literary history, greatly dominated by the era's positivistic philosophy. Influence studies were the dominant rhetoric of the French school of comparative literature, emphasizing multilingualism and historical documents. The research methodology was rigorously demanding. In essence, the French school was interested in what European literature had learned from others and had, thus, enriched their respective cultural heritage. However, this benign goal deviated from its original path and became Eurocentric. In the second half of the 20th century, opposition arose on the other side of the Atlantic Ocean. René Wellek criticized the French school for its historical approach and offered a new theory that emphasized literariness. To him, literature was a totality which included all national literatures, embracing the whole of humanity.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

Literary Translation and Politics: The Study of Iranian Women’s Citizenship Rights

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 7-32

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8418.1546

Mahboubeh Khalili، Fatemeh Parham

چکیده This interdisciplinary study examines the role of literary translation in responding to socio-political reforms in Iran during the Second Pahlavi era, particularly after the White Revolution. Three English novels, translated into Persian within five years following the White Revolution, were analyzed to explore references to women’s rights, employing Marshall’s model of citizenship rights. The examination of Persian translations revealed that all instances of women’s civil, social, and political rights were preserved, with a majority remaining unaltered and a minority altered for further endorsement. Translators intervened to oppose women’s rights in only 3% of cases. While policies aimed at enhancing Iranian women’s quality of life, particularly concerning health and family rights, garnered support in these translations, those geared towards aligning women’s social roles and lives with Western modernization standards, rather than societal cultural norms, encountered resistance and changed. These findings underscore the impact of the White Revolution on societal attitudes in Iran and highlight the role of literary translation as a potential platform for reacting to socio-political developments, shedding light on the complexities of modernization in Iran during this period.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

From Book to ARG: A Study of the Relation Between Immersion and Interactivity

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 33-60

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8531.1562

Farkhondeh Fazel Bakhsheshi، Amirhossein Vafa، Alireza Anushiravani

چکیده The relationship between the text and the reader has been greatly influenced by the emergence of new forms of narration. These new forms are created by adding interaction to the text. By adding interaction to a narrative, these new forms create more opportunities for readers to control and shape the narration, resulting in a heightened level of immersion. Moreover, this type of narration opens up new possibilities for developing narratives that can serve various purposes beyond entertainment. This study aims to compare interactive forms of narration, such as FMV (Full Motion Video), ARG (Alternate Reality Games), escape rooms, interactive books, and plays, while examining the relationship between immersion and interactivity in these formats. While the reader will be a crucial point of focus, we will employ a qualitative method alongside quantitative measures to illustrate how variations in interactivity within a narrative can alter the readers’ immersive experiences across different modes of interactive narration.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

The Metamorphosis of Identity: Artistic Expression and Cultural Transformation in Orhan Pamuk’s My Name is Red and The White Castle

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 61-88

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8638.1572

Kotaba Saleh Fenjan، Ali Salami

چکیده This article explores the complicated interaction of artistic expression with cultural identity through two novels by Orhan Pamuk: My Name is Red and The White Castle. The analysis will lean upon an interdisciplinary theoretical framework that brings together Stuart Hall’s view on cultural identity as a fluid entity, Homi Bhabha’s theory of cultural hybridity, and Arjun Appadurai’s work on global cultural flows. This research demonstrates how Pamuk’s narratives contest given binary oppositions between East and West, and also tradition and modernity, through close textual investigation, reflecting upon questions regarding cultural change within the Ottoman framework. The study shall show how Pamuk’s characters negotiate the multiplicities of cultural influence through artistic utterance and personal metamorphosis with a view to creating new identities beyond borders. While tension in My Name is Red between Ottoman miniature traditions and Western portraiture is in itself a vehicle toward cultural adaptation, The White Castle presents an identity exchange between an Italian scholar and his Ottoman captor, which shows, through time and interaction, the permeable nature of such a boundary. This study focuses on how globalization equally amplifies traditional binaries and creates opportunities for their transcendence, enriching our understanding of Turkish literary modernism. It holds the view that cultural identity can be jointly created not simply by negating or fully accepting foreign influxes but by being in creative interaction with both the traditional and the new, and thus provides an important insight into the understanding of cultural change in societies experiencing rapid globalization and modernization.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

“My Eyes Burned with Anguish and Anger”: Hegelian Dialectic and Development of Consciousness in James Joyce’s “Araby”

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 89-112

https://doi.org/10.22077/islah.2025.9703.1680

Mohammadreza Zare

چکیده The present interdisciplinary qualitative study aims to analyze James Joyce’s “Araby” based on Hegelian dialectic. This seminal story from Dubliners has received immense critical reception over the years and has been studied through various critical frameworks. However, its potential for analysis based on Hegelian dialectic has been largely overlooked. Considering the last episode of the story as a moment of epiphany and self-realization, the study seeks to discuss how the protagonist’s development of consciousness can be interpreted based on the three stages of Hegelian dialectic: Understanding (Idealization of Mangan's sister and the bazaar), Dialectical (faced with contradiction at the bazaar), and Speculative (the final epiphany). The analysis demonstrates how the narrator’s initially fixed determinations and alienated consciousness in the understanding stage face their contradiction at the dialectical moment, resulting in the final epiphany, which mirrors the last stage of the dialectic where contradictions are resolved and self-realization is achieved. Further, based on the principles of Hegelian dialectic rooted in philosophical idealism, the study not only asserts that the narrator’s consciousness evolves through a process driven by contradiction, but it also interprets the narrator’s journey from naïve idealization to self-realization as a universal process of maturation. To avoid a mechanical and rigid application of the dialectical method, the analysis relies on close textual reading to identify the elements that contribute to each moment of the dialectic and deeply contextualizes the argument to deviate from oversimplification of the text.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

A Look at Content Challenges in Iranian Children and Adolescents' Fiction

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 113-138

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8655.1575

Maryam Jalali، Mahmoud Fazilat، Elham Zamani

چکیده Children and adolescent literature in Iran is still a developing field. Studies in the field of children's literature are interdisciplinary and include fields of psychology, social sciences, Persian literature, and educational sciences. Limited studies exist on the challenges of children's literature in Iran. The aim of this study is to extract the components of "content challenges in children and adolescents’ fiction" considering the current situation.The current study was conducted using qualitative content analysis. The study is an applied research and adopts an inductive approach and employed the interview method for data collection. For this purpose, semi-structured interviews were conducted with 15 people who were subject experts, authors, and key informants. After documenting the interviews, semantic units were extracted as codes, then were grouped and categorized. Initially, 186 codes were collected. After removing duplicates, the total number of codes decreased to 117. Finally, by merging and combining the codes, the final number reached 48. These 48 codes were classified into five main components and 24 sub-components The content analysis of the interview texts showed the challenges of children's fiction in five main components, these components are 1- translated stories; 2- content production; 3- Author or Authorship; 4- The role of governance; 5- social and cultural conditions of society. Analysis and review of the opinions of experts in the field of children and adolescents’ literature showed that, despite the fact that the number of copies of books published in the field of children and adolescents in the country is increasing, and there are numerous challenges in the field of children and adolescents’ fiction. The challenges in various areas such as the content of works, the role of governance, writing, and translated works require attention, planning, and policy-making of the major authorities. Given the intergenerational role adolescents play in both receiving and transmitting social and cultural concepts, any indifference in this process can lead to numerous future cultural and social challenges. Therefore, knowing that the youth fiction in Iran is evolving, there is a need to pay more attention to the challenges found out in the research.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

Diasporic Restlessness in John Fowles’s The Magus: A Post-Colonial Reading

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 139-166

https://doi.org/10.22077/islah.2025.9140.1620

Ali Zare Zadeh، Hossein Sabouri، Leyla Rezapour Kalajahi

چکیده This article examines how identity, nostalgia, and belonging impact Nicolas Urfe in John Fowles’s The Magus (1965). Drawing upon Homi Bhabha’s “Hybridity”, Stuart Hall’s “Cultural Identity”, and William Safran’s “Myth of Homeland”, the objective of this article is to recognize the futility underlying Nicolas’s relentless endeavors to establish a sense of belonging and reconcile with his inner turmoil and inherent desire in order to reveal the origins of his internal conflicts, such as anxiety, restlessness, and rootlessness. The significance of this article lies in its endeavor to analyze the diasporic experience on an individual ground that does not align with the typical paradigms of Nicolas’s relocation. This article also explores whether Nicolas feels a sense of belonging to a particular place that he can consider as home. We try to respond to two fundamental questions, namely what influences exist behind the adoption or rejection of a new self-identity by Nicolas in Fowles’s The Magus?, and does Nicolas with multi-layered identity associate with both native land and hostland, namely England and Greece, respectively in Fowles’s The Magus? In order to fill the existing gap, we explore how Nicolas’s identity oscillates between pre-immigration and post-immigration spaces, namely England and Greece, respectively.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

Negotiating Hybrid Identities in Diasporic “Translation Sites” of Pirzad’s a A Day before Easter

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 167-184

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8230.1528

Fatemeh Zand، Elham Rajab Dorri

چکیده Pirzad's novel A Day Before before Easter, delves into the evolving identity of Iranian Armenians, highlighting their diasporic and transnational identities, despite acknowledging historical roots. Based on the ideas of “hybridity” and “translation sites” as the framework, this study explores at how translation sites as symbolic spaces influenced the development of multiple and hybrid identities of Armenian and Muslim characters as well as the possibility of linguistic and cultural interactions between them. Three distinct translation sites, the church, the school, and the graveyard, were identified in this study. These sites revealed how the characters' identities were developed based on their interactions with Muslim Iranians, affecting their language, religion, and society. The school functioned as zones of connection and communication between Muslims and Armenians where some Armenians display hybrid, multiplied identities while the church functioned as a site of “counter-translation,” where Armenians maintained a solidified and diasporic identity, enclosed by their religious and ethnic boundaries. The study suggests that identity conflicts at the translation sites in the story created a space for negotiation, fostering reconciliation and the blending of national and Armenian heritages among the characters.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

An Interdisciplinary Exploration of Power, Conflict, and Climate in American War and The Ministry for the Future

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 185-210

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8698.1580

Sajjad Gheytasi، Erfan Rajabi

چکیده This essay discusses the political dimensions of Omar El Akkad's American War and Kim Stanley Robinson's The Ministry for the Future, exploring their distinct yet interconnected critiques of governance, authoritarianism, and global cooperation in times of existential crisis. Drawing upon diverse political theories, such as Hobbesian social contracts, Arendtian distinctions between power and violence, and Marxist critiques of systemic inequality, the analysis situates these novels within the broader context of speculative fiction’s role in reimagining political systems. By examining themes of climate change, radicalization, systemic reform, and international diplomacy, this study illuminates the enduring relevance of speculative narratives as blueprints for understanding and addressing contemporary global challenges. These narratives not only critique existing power structures but also offer innovative perspectives on the possibilities of systemic reform. Ultimately, the essay positions speculative fiction as a vital tool for envisioning alternative trajectories for a just, inclusive, and sustainable future, emphasizing its transformative potential in shaping political and ecological discourse.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

Muslim Migrant Masculinity in Robin Yassin Kassab's The Road from Damascus

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 211-226

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8578.1564

Amirhossein Sadeghi، Masoud Farahmandfar

چکیده Masculinity, unlike femininity, have long been left understudied by the scholars. This originated from the essentialist idea that men and masculinity are natural, and subsequently had been taken for granted. They were, not required to be studied. Men, were deemed as the agents who gazed and studied. However with the advent of structuralist and poststructuralist ideas in humanities and specially in social theory, masculinity attracted attentions. No longer was masculinity considered natural, God-given. Now the new theories regarded masculinity as a constructed phenomenon subject to cultural, structural, discursive, and material forces. Therefore it was inevitably subject to change, It was no longer seen as an essential entity. These theoretical inventions spread, though belatedly, into the realm of literary studies. Literary works, especially fiction, provides a very rich material to explore the dynamics and nuances of theory. The present article sets to apply the theories in the field of masculinity studies from social theory to a novel by the British-Syrian writer Robin Yassin Kassab. The Road from Damascus could be useful text to investigate how masculinity produced and reproduced, how it constructed and changed as men experience different social structures. The novel, successfully, takes masculinity as a sign whose significance alters as it moves from one structure to another. A significant aspect of the novel is its focus on immigrant people in the cultural space of England. The article would investigate how the two “modalities” masculinity and immigration would invite new meanings into the previous studies done on the work.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

Influence of Ethics on Ecofeminism: Eliminating dichotomies in Bird Cottage by Eva Meijer

دوره 6، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 227-250

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8846.1589

Faezeh Shadman Mahani، Nahid Fakhrshafaie

چکیده In Bird Cottage by Eva Meijer, the main character blurs the dualistic dichotomies between humans and animals by applying ethical practices, morality, and emotion. Ecofeminists stand against the Western reason/emotion dichotomy, and they mutilate human/animal dichotomies by cherishing ethics and morality. In literature and environmental concerns the traces of Ethics and Ecofeminism should be followed. Hence, in this article, by referring to theoreticians like Carolyn Merchant, Gwen Hunnicutt, Lori Gruen, and other eminent critics, Bird Cottage by Eva Meijer is analyzed through an ethical-ecofeminist perspective, not only to show the influence of ethics on deforming dualisms between humans and nonhumans, which is a purpose of ecofeminism, but also to show the social influence of dualistic and non-dualistic relations on humans by following and not following ethics. Considering ecofeminism and its scope in this analysis, it is concluded that Meijer in Bird Cottage emphasizes utilizing ethics and environmental justice in seeking non-dualistic coexistence with nonhumans and, in the interim, she deforms Western human/animal dualism by referring to Len’s attitude and her actions toward wild birds.