دوفصلنامه مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی
موضوعات = مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی
مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

خوانشی لکانی بر عصیان و مرگ اندیشی در اشعار نصرت رحمانی و هنری چارلز بوکوفسکی

دوره 2، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 79-98

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5645.1146

مهنوش وحدتی، فاضل اسدی امجد

چکیده مقالۀ حاضر، پژوهشی تطبیقی در باب تبیین علل عصیان و مرگ­اندیشی در آثار دو شاعر معاصر، نصرت رحمانی و هنری چارلز بوکوفسکی، به کمک نظریات ژاک لکان در سه ساحت خیالی، نمادین و امر واقع است. هدف تحقیق، ابتدا آشکارسازی این موارد در اشعارآن دو و سپس یافتن دلایل روانی، اجتماعی آن است. یکی از اشکال عصیان‎گری در آثار این دو شاعر، بیان صریح اعتیاد راویان آن‎ها به مواد مخدر و الکل است. این عصیان و اعتیاد، راویان را به مرز مرگ، یأس و بدنامی کشانده است و در عین حال هیچ ‎یک از این پیامدها سبب ترک این فانتزی از طرف آن‎ها نمی‎شود. درواقع ژوئَسانس یا لذتی که با درد و گناه همراه است، آن‎ها را به سمت مرگ سوق می‎دهد. با بررسی عصیان‎گری و مرگ‎اندیشی در شخصیت‎های این دو شاعر، درخواهیم یافت که ریشۀ این معضلات، عواطف سرکوب­شده‎ای است که در نتیجۀ تقابل سوژه‎ها با دیگری بزرگ به وجود می‎آیند. درواقع آن‎ها اسیر چرخه‎ای در ساحت نمادین هستند که برای خاتمه­دادن به آن چاره‎ای جز عصیان‎گری و مرگ‎اندیشی ندارند. با ورود به امر واقع و درک این فقدان، راویان دچار روان‎ضربه شده­اند و با آرزوی بازگشت به ساحت خیالی مادر، سعی در تسکین آلام خود دارند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تحلیل ساختار هم رخدادی واژگان مقالات منتشرشده در زمینۀ نظامی‌گنجوی

دوره 2، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 99-118

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5709.1158

نسرین فلاح، اورانوس تاج الدینی، فاطمه ایلخانی فرح آبادی

چکیده حکیم جمال‌الدّین ابومحمّد الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤید نظامی ‌گنجوی از شاعران بزرگ فارسی است که آثار ارزشمندش، به­ویژه خمسه، بر شاعران پس از وی تأثیر گذاشته ­است. اهمّیت وی در میان شاعران فارسی­زبان، سبب توجّه نویسندگان و منتقدان به آثار وی و نگارش مقاله­ها و کتاب­های بسیار زیادی در این زمینه شده است. به‌منظور شناسایی زمینه‌های تحقیقی بیشتر آثار نظامی، تحلیل مقاله‌های نوشته‌شده در این زمینه لازم است. امروزه یکی از انواع مطالعات میان‌رشته‌ای، استفاده از روش‌های علم اطّلاعات، ازقبیل انواع تحلیل‌‌های هم‌استنادی، هم‌واژگانی و هم‌نویسندگانی در ترسیم نقشة علمی هر حوزه است. پژوهش حاضر، مقالات چاپ­شده با موضوع نظامی‌گنجوی در نشریات و پایگاه­های اطّلاعاتی را با استفاده از روش هم­واژگانی تحلیل ­می­کند. این پژوهش از نوع توصیفی­ـ تحلیلی است و با رویکرد علم‌سنجی انجام ‌شده ‌است. جامعۀ مورد مطالعة آن، مقالات فارسی حوزة نظامی ‌گنجوی، نمایه­شده در پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر در بازة زمانی 1378 تا سال 1399 است. برای ترسیم و تحلیل شبکۀ هم‌رخدادی واژگان، از نرم‌افزار «راور ماتریس»، «اس. پی. اس. اس» و «یو. سی. آی. نت» استفاده‌ شده و طبقه‌بندی موضوعات با استفاده از روش خوشه‌بندی موضوعی صورت ‌گرفته ‌است. نتایج نشان می‌دهند که خسرو و شیرین، لیلی‌ و‌ مجنون، هفت‌پیکر، مخزن‌الاسرار، اسکندرنامه و خمسۀ نظامی، موضوعات اصلی منتسب به واژه‌های کلیدی و خسرو و شیرین پرکاربردترین واژۀ کلیدی به‌کاررفته در مقالات است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تحلیل روان‌کاوانه‌ی شخصیتِ زنِ رمانِ دل فولاد براساس آرای کارن هورنای

دوره 2، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 119-142

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5737.1163

روح اله خدیوپور، ساره زیرک، عبدالحسین فرزاد، رضا قربان جهرمی

چکیده کارن هورنای (۱۹۵۲- ۱۸۸۵) از جمله روان‌کاوانی است که بیش از فروید بر تعامل‌های اجتماعی به مثابه‌ عواملی مؤثر بر شکل‌گیری شخصیت تأکید کرد و در تحلیل‌هایش، روان‌کاوان را به دقت در بسترهای اجتماعی‌ای که فرد در آن رشد می‌کند، فراخواند. ما نیز در این جُستار با بهره‌گیری از آرای او به تحلیل و بررسی شخصیت اصلی رمان دل فولاد؛ یعنی، افسانه پرداختیم. روش ما در این پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و مقصودمان، پاسخ به این پرسش اصلی بود که افسانه برای محافظت خویش در برابر اضطراب بنیادی از چه سازوکاری بهره گرفته‌است. یافته‌های این پژوهش نشان داد که، کلیدِ فهم و شناختِ اضطراب افسانه، درک نظام مردسالاری است که او مجبور به زیستن در آن است. در بستر مناسبی که نظام مردسالار فراهم می‌کند، پدر خشن و همسر قمارباز افسانه خود را مُحق می‌دانند تا دست به تحقیر و آزار او بزنند که همین امور موجبات اضطراب بنیادی را در شخصیت او فراهم می‌کنند. اضطراب افسانه بعد از مهاجرت به تهران و در پی اثبات شایستگی خویش به پدرش افزایش می‌یابد. از این رو، او برای مقابله با آن از گرایش‌ روان‌رنجورانه‌ی حرکت علیه مردم استفاده می‌کند، اما این سازوکار در تعارض با گرایش‌های عزلت‌گزینی و مهرطلبی قرار می‌گیرد و موجب شکل‌گیری تضاد بنیادی در شخصیتش می‌شود.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی تطبیقی متون کلاسیک فارسی و هرم نیازهای روان‌شناختی-انسان‌گرایانة آبراهام مزلو

دوره 2، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 143-166

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5788.1172

ابوالقاسم رحیمی، مهدی رحیمی

چکیده مقایسه و تطبیق، اگرچه به ­مثابة کنشی انسانی و اجتماعی، مقوله­ ای دیرپاست؛ اما در حوزة مطالعات ادبی، از سدة نوزدهم میلادی، خود را در قامت یک رویکردِ جدید ادبی؛ یعنی «ادبیّات تطبیقی» بازنمایاند. جستار پیشِ ­رو، بر آن است تا با درنظرداشت رویکردهای نوین ادبیّات تطبیقی، به ­ویژه سویة میان ­رشته ­ای آن، به نمودها و نمونه ­های ادبی نظریة «سلسله­ مراتب نیازهای آبراهام مزلو» در چند اثر برگزیدة کلاسیک، همچون فرج بعد از شده، کلیله و دمنه، قابوس­نامه، تاریخ بیهقی، غزلیات حافظ، و...  بپردازد و با بازجستی روان‌ شناختی­ ادبی، افزون بر آشکار­کردن کارآمدی این دو حوزه، دریچه ­هایی تازه را بر پژوهش­ های آتی بگشاید. پژوهش گویای این واقعیت است که آنچه مزلو با نگرشی انگیزه ­شناختی، در چهارچوب هرم نیازهای خود مطرح کرده‏ است، پیش از این به ­گونه ­ای هوشمندانه در متون ادبی ما، چه در قالب چهارچوب ­های نظری و چه در فرم­ های روایتی مطرح شده است. نوشتار حاضر، نخستین پژوهشی است که با مبنا قراردادن هرم نیازهای هشت­گانة مزلو، به تطبیق و تحلیل آرای مزلو با روایت­­ گزاره ­های ادب فارسی پرداخته‏ و درنهایت، به دو نتیجة کلّی: الف. اثبات کارایی یک نظریة روان‌شناختی در پیوند با متون ادبی و ب. درک بهتر ارزشمندیِ متون ادبی در نمودبخشی به مفاهیم انتزاعی­ ذهنی، دست یافته ­است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تحلیل بریقای امپرسیونیستی‌ـ اگزیستانسیالیستی در داستان کوتاه «ایستگاه» از طاهره علوی و دو داستانک «الوحید» و «تقابل» از عبدالحمید الغرباوی

دوره 2، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 167-190

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5672.1152

نرجس توحیدی فر، رضا ناظمیان

چکیده امپرسیونیسم و اگزیستانسیالیسم هر دو از مکتب‌هایی هستند که انسان و وجود داشتن او را مرکز مدار هستی می‌دانند. پژوهش حاضر در پی آن است تا به این پرسش پاسخ گوید که چرا و چگونه علوی در اثر خود، «ایستگاه» و الغرباوی در آثارش «الوحید» و «تقابل» از ترکیب امپرسیونیستی­ اگزیستانسالیستی بهره گرفته‌اند. اهمیت پژوهش نیز در آن است که به بررسی یک شکاف نقدی می‌پردازد. به نظر می‌رسد نقدهای میان­رشته‌ای به شکل جامع‌تری می‌توانند به کشف متن نائل آیند و لذا پژوهش حاضر نیز تلاش دارد با ترکیب دو مکتب امپرسیونیسم و اگزیستانسیالیسم، شکل جدیدی از خوانش متن را تبیین کند. به این منظور سه متن کوتاه و خیلی کوتاه انتخاب شده‌اند که یکی از ادبیات معاصر فارسی و دو متن دیگر از ادبیات معاصر عربی است و ضمن تحلیل ویژگی‌های امپرسیونیستی آن‌ها، به تحلیل بریقای امپرسیونیستی اگزیستانسیالیستی در این نوشته‌ها پرداخته می‌شود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که علوی و الغرباوی درصدد بیان تنهایی و پوچی انسان معاصرند؛ اگرچه علوی بیشتر تمایل دارد این تنهایی را با نقد جنسیتی همراه سازد؛ اما هر دو نویسنده به منظور تلفیق یک لحظۀ شهودی و درک احساس پوچی فلسفی، به­ خوبی توانسته‌اند از دو مکتب امپرسیونیسم و اگزیستانسیالیسم بهره گیرند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

واکاوی جامعه شناختیِ گرایش به کُنش انقلابی و طردگرایی در عصیان سروده های عبداللّه پَشیو و مُفدی زکریا

دوره 2، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 191-216

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5720.1160

اسماعیل برواسی

چکیده عبداللّه پَشیو و مُفدی زکریا از شعرای معاصر هستند که دوران حیاتشان همزمان با سیطرۀ رژیم بعث بر کردستان عراق و استعمار الجزائر توسّط دولت فرانسه بوده است. در چنین شرایطی، دو شاعر به­عنوان شعرای متعهّد، سروده­های خود را به آینۀ بازنمایی رنج­های مردم استعمارشدۀ کُرد و عرب تبدیل کرده­اند و با تأکید بر لزوم استعمارزدایی، انقلاب را تنها گریزگاه رهایی از چنگال استعمار و اشغالگری می­شمارند. در پس­زمینۀ گرایش دو شاعر به انقلاب، علاوه بر رنج­بردن از اِشغال سرزمین و احساس حقارت و سرخوردگی ناشی از آن، عواملی همچون محرومیّت، آسیمیله­کردن مردمِ استعمارزده و ارتکاب جنایات وجود دارد که پَشیو و مُفدی را به سوی طردگرایی و کُنش انقلابی سوق داده است. از آن­رو که تاکنون جستار مستقلّی به بررسی عوامل گرایش پَشیو و مُفدی به کنش انقلابی نپرداخته است، نگارنده بر آن است تا به بررسی تطبیقی این پدیده در اشعار دو شاعر بپردازد. مسئلۀ بنیادین پژوهش حاضر این است که عوامل زمینه­سازِ کُنش انقلابی، چگونه و در چه قالب­هایی در سروده­های دو شاعر، نمود یافته و با چه مفاهیمی پیوند خورده است. جهت بررسی این مسئله، نگارنده از روش  تحلیلی و تطبیقی مُبتنی بر بررسیِ جامعه­شناختی بُن­مایه­های سروده­هایِ دو شاعر بهره گرفته­­ است. وجود عوامل زمینه­ایِ نشأت­گرفته از هژمونی استعمارگر و اشغالگر، دو شاعر را به طردگرایی و رویکرد انقلابی واداشته است. دامنۀ اشعار انقلابی مُفدی بسیار وسیع­تر از اشعار پَشیو است؛ امّا سروده­های پَشیو، اِلقاکنندۀ خشمی فراگیرتر است که گاه با کاربرد الفاظ رکیک و آتشفشانی از خشم و نفرت آمیخته می­شود.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی تطبیقی مفهوم پیر در دو رمان نوجوان، اشوزدنگهه و ارباب حلقه‌ها

دوره 2، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 217-242

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5818.1177

رقیه بهادری، سعید حسامپور، غلام رضا کافی

چکیده عرفان به‌عنوان مفهومی جهان‌شمول، در سرزمین‌های غرب و شرق تعاریف و نمودهای متفاوتی دارد. اما در همۀ دیدگاه‌ها حضور پیری وارسته و کامل برای هدایت فرد در مسیر سیروسلوک ضروری‌ست. این پژوهش به بررسی مفهوم پیر از منظر عرفانی در دو رمان نوجوان ایرانی و خارجی (سه‌گانۀ اشوزدنگهه نوشتۀ آرمان آرین و سه‌گانۀ ارباب حلقه‌ها نوشتۀ جی.آر.آر. تالکین) می‌پردازد. پژوهشگران بسیاری به بررسی مؤلفه‌های عرفانی در آثار بزرگ‌سال پرداخته‌اند ولی هیچ اثر مستقلی، مؤلفه‌ای عرفانی را در آثار ادبی نوجوان، آن هم به‌صورت تطبیقی، بررسی نکرده است. بدین‌منظور، پس از ارائۀ تعریفی از مفهوم پیر و ویژگی‌هایش، این مؤلفه را در این دو رمان نوجوان به شیوۀ توصیفی تحلیلی از منظر توانایی‌ها و دانش، مسئلۀ تسلیم و اختیار، شیوۀ هدایت و آموزش، و غایت سیروسلوک مقایسه می‌کنیم. با مطالعۀ چگونگی بازتاب این مؤلفه در این آثار و یافتن شباهت‌ها و تفاوت‌ها درمییابیم تفاوت‌های فرهنگی و زبانی موجب تفاوتی معنادار در بازنمود این مؤلفۀ ثابت عرفان (پیر) می‌شود؛ تفاوت‌ها برآمده از تفاوت‌های دو دیدگاه عرفان خدامحور و انسان‌محور است. می‌توان این دو اثر را بازنمود عرفان اسلامی که پس از خودشناسی، غایتش از خودگذشتن و به خدا رسیدن است و عرفان پست‌مدرن (باطن‌گرایی جدید ) که هدفش پروراندن نیروهایی درونی سالک و چیرگی بر نیروهای تاریک درون است، دانست.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

خوانش بیش‌متنی لوگوهای مناسبتی گوگل(دودل) با موضوع بزرگداشت هنرمندان نقاش بر مبنای گونه‌شناسی ژرار ژنت

دوره 2، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 243-270

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5593.1135

بهاره جهانمرد، بهمن نامور مطلق

چکیده شبکۀ جهان‌گستر وب در بستر اینترنت، عرصۀ جدیدی برای گوگل، به­عنوان یکی از پرکاربردترین نام‌های تجاری در دو دهۀ اخیر به وجود آورده است که بیش از 4000  نمونه لوگوی مناسبتی با عنوان دودل، از سال 1998 تا سال 202۲  طراحی کرده است. برای رمزگشایی آن‌ها‌ که مصداق کاملی از نمونه‌های ارجاع‌دهی است، باید به روابط گستردۀ تأثیر‌پذیری از متن‌های پیشین توجه شود که از این­رو مقالۀ حاضر با شیوۀ توصیفی­ـ تحلیلی به خوانش بیش‌متنی ژنت (اندیشمند فرانسوی) می‌پردازد. بیش‌متنیت رابطۀ برگرفتگی متن دوم از متن اول است؛ به­گونه‌ای­که اگر متن اول نبود، متن دوم شکل نمی‌گرفت. گردآوری اطلاعات از طریق منابع اسنادی و مشاهده‌ای انجام گرفته و روش نمونه‌گیری به­طور هدفمند 11 مورد از دودل‌گوگل‌های طراحی­شدۀ دو دهۀ گذشته با محوریت بزرگداشت نقاشان است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد گوگل از راهبردهای گوناگونی استفاده کرده است و طراحی دودل‌ها بر پایۀ چهار اصل از شش‌گونۀ بیش‌متنیت (همان­گونگی و تراگونگی) شکل گرفته‌اند: در مواردی بر اساس گونۀ پاستیش (تنها یک اثر شاخص هنرمند تقلید شده است) و در بسیاری از نمونه‌ها بر مبنای پارودی (اصولاً کلاژی  ترکیبی از چند اثر هنرمند) دودل‌ها ایجاد شده‌اند. همچنین به طور همزمان بسیاری از آن‌ها در گونۀ فورژی و جایگشت نیز قرار می‌گیرند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

نشانه‌شناسی مد لباس بر اساس نظریۀ نشانه‌شناسی پنج‌گانه بارت

دوره 2، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 271-298

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5829.1180

مریم مولازاده

چکیده از نظر بارت، هر متن، نظامی از نشانه‌هاست و خواننده نقش محوری در تحلیل نشانه‌ها و ساخت معنا دارد. این مقاله یک پژوهش میان‌‌رشته‌ای است که به نشانه‌شناسی نظریات مد با رویکرد تحلیل لایه‌ای رولان بارت می‌پردازد. در این روش با استفاده از رمزگان‌های پنج‌گانه؛ یعنی رمزگان هرمنوتیک یا سؤالی، رمزگان پروآیرتیکی یا کنشی، رمزگان دال‌ها، رمزگان نمادین و رمزگان فرهنگی به تحلیل معنا پرداخته می‌شود. روش این مقاله از نظر هدف، توسعه‌ای­ـ کاربردی است. داده‌ها به روش کتابخانه‌ای و اسنادی گردآوری ‌شده­اند که به روش توصیفی­ـ تحلیلی و با هدف آشنایی با معنای نهفته در نظریات مد بررسی می‌شوند تا به محققان، تولیدکنندگان، طراحان و مصرف‌کنندگان مد، دید روشنی نسبت به کالاهای مد، به‌خصوص لباس ببخشد. در این مقاله مشخص شد که نظام مد یک متن نوشتنی است و رمزگان‌های پنج‌گانه در آن مصداق کامل دارند. پیوند این رمزگان‌ها، به شکل‌گیری اثرات سوءِ اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی مد می‌انجامد که به ‌این ‌ترتیب ضرورت شکل‌گیری نظام مد پایدار را روشن می‌کند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

نقد جغرافیایی، فضاهای واقعی و خیالی. اثر برتراند وستفال (Bertrand Westphal)

دوره 2، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 299-312

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5929.1198

محمود کمالی

چکیده برتراند وستفال متولد دهم می 1962 در استراسبورگ فرانسه است. در سال 1988 دورة دکترای خود را در رشتة ادبیات عمومی و تطبیقی دانشگاه استراسبورگ به پایان رسانده و یازده سال (1992ـ1987) در مؤسسة دانشگاهی زبان‌های مدرن در میلان ایتالیا و شش سال (1998ـ1992) هم در دانشگاه میلان تدریس کرده است. در سال 1998 به فرانسه برمی‌گردد و از آن زمان تاکنون در رشتۀ ادبیات تطبیقی و عمومی در دانشگاه لیموژ فرانسه تدریس می ­کند. از سال 1999 تا آگوست 2019، پنج دورۀ پی ­در پی مدیریت گروه پژوهشی  EA 1087 EHIC  را داشته و از 2016 تا 2019 نیز رئیس مؤسسة تحقیقات لیموژ  SHS بوده است که کارهای علمی فرابخشی را در دانشگاه­ های نیو آکیتن فرانسه مدیریت می ­کند. از سال 2013 عضو آکادمی اروپا شده و در دانشگاه­ های کشورهای مختلفی همانند آمریکا، ایتالیا، ساحل عاج، چین و اسپانیا استاد مدعو بوده است. محورهای پژوهشی او شامل این موارد است: نقد جغرافیایی، نظریة ادبی، پست­ مدرنیسم، نقد پسااستعماری، ادبیات جهان، پساانسان­گرایی، نقشه­ نگاری و هنرهای معاصر؛ اما فعالیت ­های علمی‌اش بیشتر بر اساس نقد جغرافیایی است که طرح آن از سال 1999 آغاز شد و در آثاری همچون نقد جغرافیایی، واقعیت، خیال و فضا و قفس نصف‌ النهارها و اطلس سرگردانی‌ها: مقالات نقد جغرافیایی به­ طور مشروح ارائه شده است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی اژدهاگونگی اسفندیار با رویکردی تطبیقی

دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 23-46

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5064.1079

سعید شهرویی، سید مهدی رحیمی

چکیده در این نوشتار به شیوۀ نقد اسطوره­ شناختی و با رویکرد تطبیقی میان حماسۀ ایرانی و هندی، شخصیت اسفندیار در شاهنامه با شخصیت ورترا در حماسۀ هندی سنجیده شده و انگاره­ ای دیگر دربارۀ ژرف ­ساخت نبرد او با رستم، پیشنهاد شده و برای نخستین ­بار نشان داده شده است که اسفندیار در نبرد با رستم، بسیاری از ویژگی ­های اژدهای ورترا را بازتاب می ­دهد و از این دید با اژدها بسیار همانند است. بر پایۀ این بررسی، داستان نبرد اسفندیار با رستم، گونه ­ای نو و دیگرگون شده از داستان نبرد ورترا، اژدهای خشکسالی، با ایندرا در اسطورۀ هندی است. پیوند اسفندیار با بنیان­ های دینی برآمده از دستکاری ­های هنرورزانۀ داستان ­پردازان یا دین ­پرستان در دوره ­های سپسین است که زمینۀ دور شدن شخصیت اسفندیار را از تبار اژدهایی خود و نزدیک شدن به چهره­ای دینی و پهلوانی فراهم می ­کند. اسفندیار در رویین ­تنی، کشته شدن با تیر، زخم­ پذیری از یک نقطۀ ویژه و برخی دیگر از ویژگی ­ها، یکسره به اژدهای خشکسالی اسطورۀ هندی می ­ماند. آنچه انگیزۀ پای فشاری اسفندیار را بر بستن دستان تهمتن پدید می ­آورد، برآمده از آرمانی اهریمنی است که بخشی بنیادین از ساختار داستان نبرد ورترا را با ایندرا بازتاب می ­دهد.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی شگردهای نمایشی‌کردن متن روایی در اقتباس‌های بهرام بیضایی از شاهنامه

دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 47-72

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5184.1086

محمد صبری، اکبر شایان سرشت

چکیده شاهنامه به‌عنوان اثری بزرگ در حوزۀ ادبیات حماسی شرق، ظرفیت‌های زیادی برای تبدیل‌شدن به متن نمایشی دارد. این امکان البته نیازمند شناخت این متن و هم‌چنین آگاهی نسبت به نمایش شرق است. بهرام بیضایی به‌عنوان نویسنده‌ای مطرح در زمینۀ ادبیات نمایشی و با اتکا بر دانش و آگاهی خود در خصوص روایت شرقی و نمایش شرقی، توجه‌ ویژه‌ای به روایات شاهنامه و تبدیل آن‌ها به متن نمایشی دارد. در این پژوهش چهار اثر از وی با نام‌های «اژدهاک»، «شب هزارویکم»، «سهراب‌کشی» و «سیاوش‌خوانی» که همگی بر اساس روایتی از شاهنامه به نگارش درآمده‌اند، بررسی شده‌است. در این بررسی، شگردهایی که بیضایی برای نمایشی‌کردن روایات اولیه از آن‌ها بهره برده، تبیین شده‌ و هر یک با ذکر نمونه‌هایی مورد تحلیل قرار گرفته‌ است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهد که بیضایی برای نمایشی‌کردن روایات شاهنامه، توجه شایانی به ابزار نمایش‌های شرقی، از جمله نقالی و تعزیه داشته و علاوه ‌بر آن، با استفاده از شگردهایی چون شخصیت‌پردازی، کشمکش، مونولوگ و همچنین ابزار نمایش متادرام، از جمله نمایش‌درنمایش، فاصله‌گذاری و... به نمایشی‌کردن روایات اولیه پرداخته‌است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

نقد تطبیقی گرایش فکری و ادبی سهراب سپهری و والتر دولامر بر اساس نظریه‌ی ساز و کارهای دفاعی زیگموند فروید

دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 98-119

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5138.1087

وحید کشاورز

چکیده سهراب سپهری و والتر دولامر در دوره‌ای پرتلاطم‌ از تاریخ کشورشان زندگی می‌کنند. در این شرایط، اکثریت شاعران و نویسندگان، مسائل و مطالبات سیاسی و اجتماعی را دست­مایۀ خلق آثار ادبی قرار می‌دهند؛ اما این دو شاعر، نوعی رمانتیسم معتدل را در پیش گرفته‌اند و با پرداختن به تجربیات عاطفی، تمایل چندانی به آن تحولات نشان نمی‌دهند. همین گرایش متمایز سبب می‌شود برخی از منتقدان و شاعران،  آن‌ها را به عدم «تعهد اجتماعی» و «احساس مسئولیت» در برابر هم‌نوعان متهم کنند؛ اما اشعار انسان‌دوستانۀ این دو شاعر، این مدعا را با تردید روبه­رو می‌کند. از این­رو، ما در این تحقیق تلاش کرده‌ایم چرایی این گرایش را براساس مؤلفه‌های نظریه‌ای‌ با عنوان «سازوکار دفاعی» بررسی کنیم که با ابعاد این گرایشِ متمایز قابل ‌انطباق است. ما در خلال این گزارش درمی‌یابیم که ظاهراً این ناهم‌سویی با جریان فکری غالب، در اثر نوعی «سازوکار دفاع روانی» باشد که به‌واسطۀ یک فرایند ناخودآگاه در قالب آثار ادبی این دو شاعر بروز کرده است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

عشق: خیال یا واقع؟ بررسی تطبیقی مفهوم عشق نزد مولوی و لاکان

دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 121-140

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5288.1091

غیاث الدین علیزاده، مسعود فرهمندفر

چکیده مقالۀ‌ حاضر پژوهشی است با ماهیتی تطبیقی و میان‌رشته‌ای دربارۀ مفهوم «عشق» در آثار مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، شاعر و عارف نامدار ایرانی و ژاک لاکان، فیلسوف و روان­کاو شهیر فرانسوی. عشق در این تحقیق از دو وجه مورد بررسی قرار گرفته است: عشق از منظر مولوی که یکی از بالاترین مراحل سیر و سلوک عارفانه است و زبان از بیان حقیقت آن عاجز است و عشق از دیدگاه لاکان که رابطه­ای مبتنی بر وهم و خیال است و ریشه در خودشیفتگی دارد. این مقایسه نشان می­دهد که تفاوت مولوی و لاکان در تعریف عشق به تفاوت دیدگاه آن­ها دربارۀ‌ ماهیت عشق باز­می­گردد. از دید لاکان، عشق ریشه در ساحت و حیث خیال دارد؛ در حالی که از نظرگاه مولوی، عشق در اصطلاح لاکان، متعلق به ساحت و حیث واقع است. مقالۀ حاضر به دنبال آن است که با بازگردانی نظریات و اصطلاحات عرفانی مولانا به زبان روان­کاوی، تعریفی مولانایی­ـ لاکانی از عشق ارائه دهد؛ به عبارت دیگر، هدف از این تحقیق توضیح این مسئله است که اگر دیدگاه مولانا از عشق را به زبان لاکان بازگردانیم، عشق در روان­کاوی لاکان در چه جایگاهی قرار خواهد گرفت و نسبت به دیدگاه پیشین آن، چه تغییری خواهد کرد.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

نسبت تصاویر ازلی با نمادهای صوری در نقاشی بداهه‌پردازانه نمونۀ موردی: نقاشی‌هایِ منوّر رمضانی

دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 141-158

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5439.1109

فرشته پایدار نوبخت، علی عباسی

چکیده ساختارهای تخیلات انسان با صُور و نمادهای ابتدایی درگیر هستند و این تصاویر خودجوش اولیه هستند که جریان نمادها را به اندیشه و هنر تبدیل می‌کنند. این مطالعه به منشأ این تصاویر در ساختارهای تخیل می‌پردازد. به نظر می‌رسد صُورِ نوعی، از افسانه‌های قدیمی و اسطوره‌های کُهن به تخیلات انسان شکل می‌دهند. این اشکال در قالب «منظومۀ شبانۀ تخیلات»، توسط ژیلبر دوران نظام یافته‌اند. دوران، ساختار تخیل انسان را نظامی پویا در نظر می‌گیرد که قادر است به کمکِ نمادها، تصاویر ازلی را نشان دهد. این نظام ارتباط انسان را با فرهنگ‌ روشن می‌کند. به نظر می‌رسد تابلوهای منوّر رمضانی، صورت‌هایی از تخیلاتی هستند که ریشه در روایت‌های مذهبی و افسانه‌های عامیانه و شفاهی دارند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد به رغم آنکه نقاشی‌ها می‌کوشند تصاویری فرهنگی باشند، پیوندی عمیق و نمادین را با صُور ازلی آشکار می‌کنند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی وضعیت مهاجران افغانستانی در مجموعة کورسرخی بر اساس گفتمان دیاسپورایی

دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 159-183

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5454.1110

ایوب مرادی، علی جمشیدی

چکیده نظریه‌پردازانی که به موضوع دیاسپورا، یکی از شاخه های تخصصی پژوهش در ادبیات تطبیقی، پرداخته‌اند، برای مهاجر دور از سرزمین اجدادی، سه وضعیت متفاوت در نظر گرفته‌اند؛ گروه اول بر پیوند انکارناپذیر مهاجر با سرزمین مادری تأکید ورزیده‌اند؛ گروه دوم اصل را بر تلاش مهاجر برای توطن در سرزمین جدید گذاشته‌اند و گروه دیگری نیز مدعی سیّال‌بودن مفهوم وطن در مهاجران شده‌اند. عالیه عطایی، ازجمله نویسندگانی که در آثارش توجه ویژه‌ای به معضلات مهاجران افغانستانی دارد، در آخرین اثر خود، کورسرخی به این موضوع پرداخته است. از همین‌رو در این پژوهش که به شیوة توصیفی­ـ تحلیلی به نگارش درآمده، تلاش شده است تا ویژگی‌های شخصیت‌های مهاجر در این مجموعه، براساس سه دیدگاه یادشده، مورد بررسی قرار گیرد تا ضمن دسته‌بندی شرایط زندگی مهاجران بر این اساس، معضلات و مسائل موجود در میان هر گروه بررسی و تحلیل شود. نتایج نشان می‌دهد وجود برخی مسائل و مشکلات در افغانستان و نابسامانی سیاسیِ تقریباً دائمی این سرزمین باعث شده است تعداد کمی از مهاجران، تمایل به بازگشت به سرزمین مادری داشته باشند. در نقطة مقابل، طیف گسترده‌ای از مهاجران قرار دارند که به ‌طور کامل از سرزمین اجدادی دل بریده‌اند و مایل به توطن در سرزمین جدید هستند. گذشته از این دو طیف، گروهی نیز هستند که دچار سرگردانی دائمی میان سرزمین اصلی و وطن جدیداند و این سرگردانی دائمی باعث آسیب‌های جدّی بر روان آنان شده است. همچنین در کورسرخی به وضعیت جدیدی اشاره شده است که در این مقاله از آن با عنوان «هویت مرزی» یاد می‌شود؛ وضعیتی که طی آن مهاجر با توجه به شرایط، آگاهانه برمی‌گزیند که در چه مواقعی افغانستانی قلمداد شود و در چه شرایطی ایرانی به شمار آید.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

مطالعه مواجهه مخاطب با فضای فیلمیک با تأکید بر آرای بین‌رشته‌ای پدیدارشناسانه

دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 185-208

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5415.1101

پیام زین العابدینی

چکیده بیش از یک قرن است نظریه‌های گوناگونی در مورد تصویر سینمایی مطرح شده است. پندارگرایان، فهم جهان فیلمیک و دنیای پیرامون را متکی به ادراک و نحوۀ فعالیت ذهن شناساننده می‌دانند. واقع‌گرایان در تقابل و تعارض با آن‌ها، بازآفرینی و بازنمایی را بازتابندۀ واقعیت خارجی و تحریف‌نشده قلمداد می‌کنند. نظرات آندره بازن سردمدار جریان واقع‌گرایی همواره با تردید و مخالفت مواجه بوده است و پندارگرایان از این جریان بهره برده و به تبیین نظرات مختلف حول بازنمایی سینمایی پرداخته­اند. پدیدارشناسی که رویکردی بینارشته‌ای نیز دارد و می‌توان در رأس آن از هوسرل نام برد، درک بازنمایی سینمایی را فرایندی شهودی و بی‌واسطه می­داند و تأکیدش بر نیروی خیال، واکنش احساسی و بازنمایی ذهنی حضور تماشاگر در جهان فیلم است. سوبچاک پدیدارشناس عصر حاضر، فراتر رفته و معتقد است که فیلم‌ها مانند انسان‌ها می‌توانند فرایندهای ذهنی همچون ادراک را درک کنند و فاعلیت آگاهانه دارند؛ پس باید با در نظر داشتن این ویژگی‌ها مورد تحلیل قرار گیرند. پژوهش حاضر با رویکرد پدیدارشناسی و با هدف مکاشفۀ نحوۀ ادراک تماشاگر از تجربۀ بازنمایی سینمایی انجام شده و مسئلۀ آن واکاوی و تفهیم نحوۀ ارتباط تماشاگر با پدیدۀ سینماست. روش تحقیق، کیفی و بر اساس مطالعات کتابخانه‌ای و جمع‌آوری اطلاعات مکتوب و شفاهی است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بازنمایی گفتمان گذشته در متون روایی دیداری: مطالعة موردی فیلم‌های گذشته و پلة آخر

دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 209-230

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5586.1132

مصطفی دشتی آهنگر، آرزو اشکانی

چکیده سینما همچون دیگر متون نوشتاری و دیداری، بازتاب‌دهندة ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی است و از این­رو می‌تواند در تحلیل‌های بین‌رشته‌ای زبانی و فرهنگی مورد توجه قرار گیرد. تحلیل گفتمان این‌گونه متون، یکی از روش‌هایی است که می‌تواند ارتباط متن با جامعه را از منظر جزییات به­کاررفته در متن بررسی کند و یافته‌های ارزشمندی را فراروی پژوهشگران قرار دهد. از میان همة روش‌های تحلیل گفتمان، روش لاکلاو و موفه، روشی کارآمد در بررسی‌های متونی است که در آن­ها ارجاعات مربوط به اجتماع اهمیت دارد. این روش از یک‌سو ریشه در مارکسیسم دارد و از سویی از منظر پساساختارگرایی به پدیده‌ها نظر می‌کند. هدف این پژوهش، ارائة الگویی برای گفتمان‌های مربوط به گذشته در متون روایی است؛ زیرا به نظر می‌رسد امروزه، گذشته در متون روایی دیداری به مسئله تبدیل ‌شده است و از این منظر، بررسی درون‌مایة گذشته در متون معاصر اهمیت بسیاری دارد. این پژوهش قصد دارد با روش تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه و از طریق بررسی نشانه­های متن، به تحلیل بین‌رشته‌ای گذشته‌گرایی در دو فیلم پلة آخر و گذشته بپردازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد، گذشته در این متون به صورت گفتمان‌های متفاوتی، ازجمله حذف، جبران، بازگشت و تثبیت بازنمایی شده است. هر یک از این گفتمان‌ها نمایندة خاص مواجهة با گذشته از سوی طبقات مختلف در جامعۀ امروز ایرانی است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

آزادی به ‌مثابۀ اصل حاکم بر مردم‌سالاری در اندیشۀ فرخی یزدی

دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 231-252

https://doi.org/10.22077/islah.2022.4886.1067

سروش علیزاده، احمد خسروی

چکیده هدف این نوشتار بررسی مفهوم آزادی و مقوله‌های مختلف آن، به‌ویژه آزادی بیان در اشعار فرخی یزدی با رویکردی بین­رشته­ای و از منظری حقوقی است؛ از این منظر، مفهوم آزادی با مفهوم «حق­داشتن» گره می‌خورد و آزادی عبارت می‌شود از: نبودِ مانع و فقدان محدودیت. آزادی همانند مفاهیمی چون عدالت و نظم عمومی، انتزاعی است که به­ویژه در علوم مختلف مورد مناقشه و تفاسیر متعدد قرار گرفته است. از طرفی آزادی به ‌عنوان یکی از اصول حاکم بر مردم‌سالاری به شمار می­رود و از سویی دیگر این آزادی در اشعار شعرا دارای جایگاهی سترگ و والاست؛ پس آدمی در برابر اندیشه‌ای که خواهان گرفتن  حقوق اساسی وی بوده است، دست به رویکردی متنازع می‌زند؛ از این رو آزادی امری مهم و بنیادین تلقی می‌شود؛ چراکه انسان را به امری سوبژکتیو بدل می‌کند. شروع سویه‌های این تقابل در ایران را می‌توان در دورۀ مشروطه یافت. متفکرین عصر مشروطه که تحت‌ تأثیر این نگرش قرار داشتند، سعی در اثبات مفهوم آزادی به‌ عنوان یک حق کردند. یکی از متفکرین دورۀ مشروطه که در بطن این مناقشه قرار داشت، فرخی یزدی بود. اگرچه فرخی در باب بیان آزادی و ضرورت آن برای دموکراسی در اشعار خود به گونة مستقیم نپرداخته است؛ اما درصدد دست­یابی به ‌نوعی از دموکراسی در زمانۀ خویش بوده است که لازمۀ تحقق آن، رسیدن به انواع آزادی‌هایی است که امروزه در اسناد متعدد بشری در زمرۀ آزادی‌های بنیادین بشری قرار گرفته است. حال پرسش  اینجاست که منظور فرخی یزدی از آزادی، کدام مصادیق از آزادی است؟ برای یافتن پاسخی درخور، به استفاده از روشی توصیفی و تحلیلی روی می‌آوریم و تلاش برای یافتن پاسخ را با پرداختن به مفهوم آزادی و انواع آن در قالبی حقوقی گره می‌زنیم. این‌گونه پیوندی نیک و میان‌رشته‌ای میان ادبیات و حقوق برقرار می‌شود.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

اسطوره و افسانه: کاربردی بینامتنی در بازی ها و اسباب بازی‌ها

دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 253-275

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5494.1117

مریم جلالی، اعظم حکیم

چکیده امروزه در حوزۀ رویکردهای میان­ رشته‌ای مقولات نسبتاً جدیدی مطرح شده است. مباحث میان­ رشته‌ای، محدود به مبانی نظری صرف نمی‌شود و به کمک آن، راه برای کاربردی­سازی علوم انسانی، خصوصاً ادبیات هموار شده است. ظهور ادبیات در بازی و اسباب­ بازی، طرحی نو در خوانش مخاطبان ایجاد کرده است. در اندیشۀ نشانه­ شناسانی چون رولان بارت، بازی و اسباب­ بازی‌ها در کنار بسیاری دیگر از نظام‌های نشانه‌ای، به مثابۀ متن، مورد بررسی قرار گرفته‌اند. این متون به سبب ریشه داشتن در فرهنگ و ادبیات هر سرزمین، ازجمله داستان‌های اسطوره‌ای و افسانه‌ای، قابلیت بازتولید و تبدیل شدن یه یک گونه هنری دیگر را دارند و از این رو زمینه کاربردی سازی ادبیات را بیشتر فراهم می کند. در این مقاله پس از طرح متنیت بازی‌ها، به این سؤال پرداخته‌ایم که بازی و اسباب­ بازی‌های برگرفته از اسطوره‌ها و افسانه‌ها چه مؤلفه‌هایی از بینامتنیت دارند و چه نتایج احتمالی از این مقولۀ بینارشته‌ای می‌توان در حوزۀ ادبیات و کاربردی‌سازی آن متصور شد؟ در این مقاله که با روش توصیفی­ تحلیلی و از مسیر مطالعات کیفی انجام شده است، بازی‌ها و اسباب­بازی‌ها به عنوان نشانه‌های دلالت­ گر و متن در نظر گرفته می‌شوند و می‌توانند برگرفته از فرهنگ  ادبی و ملی اقوام باشند و این­گونه خوانشی متفاوت از اسطوره‌ها و افسانه‌ها به کمک این نشانه‌ها برای مخاطب ایجاد شود. کشف روابط بینامتنی بازی و اسباب­ بازی‌ها و اسطوره‌ها و افسانه‌های هر سرزمینی به عنوان راهکاری برای تولید بازی متناسب با زمینۀ ادبی و انتقال آن به مخاطب در نظر گرفته می‌شود و می­تواند ژانر ویژه‌ای ایجاد کند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

ادبیات تطبیقی کودکان. اثر ایمر اُسالیوان

دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 283-294

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5540.1126

سارا ذبیحی

چکیده کتاب ادبیات تطبیقی کودکان به قلم ایمر اسالیوان، رسالۀ فوق دکتری وی به زبان آلمانی تحت عنوان komparatistik kinderliterarische برای دریافت کرسی استادی در نظام دانشگاهی آلمان بوده که انتشارات دانشگاه سی. وینتر آن را در هایدلبرک منتشر کرده است. این کتاب، به همت مؤلف از زبان آلمانی به انگلیسی و به کوشش مریم جلالی و محبوبه فرهنگی از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه شده و نخستین چاپ آن، در قطع رقعی و جلد شومیز شامل 352 صفحه، در سال 1398 از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده است. این اثر در سال 2001 از سوی انجمن جهانی پژوهش در ادبیات کودک، به عنوان پژوهش برتر انتخاب شد و جایزة دوسالانة این انجمن را از آن خود ساخت. پژوهش­های اسالیوان (2002، 2005 و 2011)، استمرار تلاش­های وی را در حوزۀ ادبیات کودک و مطالعات تطبیقی نشان می­دهد. کتاب حاضر، با موضوع مطالعات تطبیقی ادبیات کودک و نوجوان، بر روشی استوار است که هم مبانی نظری و هم بحث­های کاربردی را شامل می­شود. در نوشتار حاضر، ساختار و محتوای کتاب پیش­گفته بررسی شده است.