بازنمایی گفتمان گذشته در متون روایی دیداری: مطالعة موردی فیلمهای گذشته و پلة آخر
دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 209-230
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5586.1132
مصطفی دشتی آهنگر، آرزو اشکانی
چکیده سینما همچون دیگر متون نوشتاری و دیداری، بازتابدهندة ارزشهای فرهنگی و اجتماعی است و از اینرو میتواند در تحلیلهای بینرشتهای زبانی و فرهنگی مورد توجه قرار گیرد. تحلیل گفتمان اینگونه متون، یکی از روشهایی است که میتواند ارتباط متن با جامعه را از منظر جزییات بهکاررفته در متن بررسی کند و یافتههای ارزشمندی را فراروی پژوهشگران قرار دهد. از میان همة روشهای تحلیل گفتمان، روش لاکلاو و موفه، روشی کارآمد در بررسیهای متونی است که در آنها ارجاعات مربوط به اجتماع اهمیت دارد. این روش از یکسو ریشه در مارکسیسم دارد و از سویی از منظر پساساختارگرایی به پدیدهها نظر میکند. هدف این پژوهش، ارائة الگویی برای گفتمانهای مربوط به گذشته در متون روایی است؛ زیرا به نظر میرسد امروزه، گذشته در متون روایی دیداری به مسئله تبدیل شده است و از این منظر، بررسی درونمایة گذشته در متون معاصر اهمیت بسیاری دارد. این پژوهش قصد دارد با روش تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه و از طریق بررسی نشانههای متن، به تحلیل بینرشتهای گذشتهگرایی در دو فیلم پلة آخر و گذشته بپردازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد، گذشته در این متون به صورت گفتمانهای متفاوتی، ازجمله حذف، جبران، بازگشت و تثبیت بازنمایی شده است. هر یک از این گفتمانها نمایندة خاص مواجهة با گذشته از سوی طبقات مختلف در جامعۀ امروز ایرانی است.
آزادی به مثابۀ اصل حاکم بر مردمسالاری در اندیشۀ فرخی یزدی
دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 231-252
https://doi.org/10.22077/islah.2022.4886.1067
سروش علیزاده، احمد خسروی
چکیده هدف این نوشتار بررسی مفهوم آزادی و مقولههای مختلف آن، بهویژه آزادی بیان در اشعار فرخی یزدی با رویکردی بینرشتهای و از منظری حقوقی است؛ از این منظر، مفهوم آزادی با مفهوم «حقداشتن» گره میخورد و آزادی عبارت میشود از: نبودِ مانع و فقدان محدودیت. آزادی همانند مفاهیمی چون عدالت و نظم عمومی، انتزاعی است که بهویژه در علوم مختلف مورد مناقشه و تفاسیر متعدد قرار گرفته است. از طرفی آزادی به عنوان یکی از اصول حاکم بر مردمسالاری به شمار میرود و از سویی دیگر این آزادی در اشعار شعرا دارای جایگاهی سترگ و والاست؛ پس آدمی در برابر اندیشهای که خواهان گرفتن حقوق اساسی وی بوده است، دست به رویکردی متنازع میزند؛ از این رو آزادی امری مهم و بنیادین تلقی میشود؛ چراکه انسان را به امری سوبژکتیو بدل میکند. شروع سویههای این تقابل در ایران را میتوان در دورۀ مشروطه یافت. متفکرین عصر مشروطه که تحت تأثیر این نگرش قرار داشتند، سعی در اثبات مفهوم آزادی به عنوان یک حق کردند. یکی از متفکرین دورۀ مشروطه که در بطن این مناقشه قرار داشت، فرخی یزدی بود. اگرچه فرخی در باب بیان آزادی و ضرورت آن برای دموکراسی در اشعار خود به گونة مستقیم نپرداخته است؛ اما درصدد دستیابی به نوعی از دموکراسی در زمانۀ خویش بوده است که لازمۀ تحقق آن، رسیدن به انواع آزادیهایی است که امروزه در اسناد متعدد بشری در زمرۀ آزادیهای بنیادین بشری قرار گرفته است. حال پرسش اینجاست که منظور فرخی یزدی از آزادی، کدام مصادیق از آزادی است؟ برای یافتن پاسخی درخور، به استفاده از روشی توصیفی و تحلیلی روی میآوریم و تلاش برای یافتن پاسخ را با پرداختن به مفهوم آزادی و انواع آن در قالبی حقوقی گره میزنیم. اینگونه پیوندی نیک و میانرشتهای میان ادبیات و حقوق برقرار میشود.
اسطوره و افسانه: کاربردی بینامتنی در بازی ها و اسباب بازیها
دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 253-275
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5494.1117
مریم جلالی، اعظم حکیم
چکیده امروزه در حوزۀ رویکردهای میان رشتهای مقولات نسبتاً جدیدی مطرح شده است. مباحث میان رشتهای، محدود به مبانی نظری صرف نمیشود و به کمک آن، راه برای کاربردیسازی علوم انسانی، خصوصاً ادبیات هموار شده است. ظهور ادبیات در بازی و اسباب بازی، طرحی نو در خوانش مخاطبان ایجاد کرده است. در اندیشۀ نشانه شناسانی چون رولان بارت، بازی و اسباب بازیها در کنار بسیاری دیگر از نظامهای نشانهای، به مثابۀ متن، مورد بررسی قرار گرفتهاند. این متون به سبب ریشه داشتن در فرهنگ و ادبیات هر سرزمین، ازجمله داستانهای اسطورهای و افسانهای، قابلیت بازتولید و تبدیل شدن یه یک گونه هنری دیگر را دارند و از این رو زمینه کاربردی سازی ادبیات را بیشتر فراهم می کند. در این مقاله پس از طرح متنیت بازیها، به این سؤال پرداختهایم که بازی و اسباب بازیهای برگرفته از اسطورهها و افسانهها چه مؤلفههایی از بینامتنیت دارند و چه نتایج احتمالی از این مقولۀ بینارشتهای میتوان در حوزۀ ادبیات و کاربردیسازی آن متصور شد؟ در این مقاله که با روش توصیفی تحلیلی و از مسیر مطالعات کیفی انجام شده است، بازیها و اسباببازیها به عنوان نشانههای دلالت گر و متن در نظر گرفته میشوند و میتوانند برگرفته از فرهنگ ادبی و ملی اقوام باشند و اینگونه خوانشی متفاوت از اسطورهها و افسانهها به کمک این نشانهها برای مخاطب ایجاد شود. کشف روابط بینامتنی بازی و اسباب بازیها و اسطورهها و افسانههای هر سرزمینی به عنوان راهکاری برای تولید بازی متناسب با زمینۀ ادبی و انتقال آن به مخاطب در نظر گرفته میشود و میتواند ژانر ویژهای ایجاد کند.
ادبیات تطبیقی کودکان. اثر ایمر اُسالیوان
دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 283-294
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5540.1126
سارا ذبیحی
چکیده کتاب ادبیات تطبیقی کودکان به قلم ایمر اسالیوان، رسالۀ فوق دکتری وی به زبان آلمانی تحت عنوان komparatistik kinderliterarische برای دریافت کرسی استادی در نظام دانشگاهی آلمان بوده که انتشارات دانشگاه سی. وینتر آن را در هایدلبرک منتشر کرده است. این کتاب، به همت مؤلف از زبان آلمانی به انگلیسی و به کوشش مریم جلالی و محبوبه فرهنگی از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه شده و نخستین چاپ آن، در قطع رقعی و جلد شومیز شامل 352 صفحه، در سال 1398 از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده است. این اثر در سال 2001 از سوی انجمن جهانی پژوهش در ادبیات کودک، به عنوان پژوهش برتر انتخاب شد و جایزة دوسالانة این انجمن را از آن خود ساخت. پژوهشهای اسالیوان (2002، 2005 و 2011)، استمرار تلاشهای وی را در حوزۀ ادبیات کودک و مطالعات تطبیقی نشان میدهد. کتاب حاضر، با موضوع مطالعات تطبیقی ادبیات کودک و نوجوان، بر روشی استوار است که هم مبانی نظری و هم بحثهای کاربردی را شامل میشود. در نوشتار حاضر، ساختار و محتوای کتاب پیشگفته بررسی شده است.
