ادبیات، فلسفه، و انتقال معرفت: تأملی در مسئلۀ ارزش شناختیِ ادبیات از منظر فلسفۀ تحلیلی با اشاره به داستان «بدبختی» اثر آنتون چخوف

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار زبان و ادبیات انگلیسی، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه اراک، اراک، ایران

چکیده

فلسفه از دوران کلاسیک با ادبیات پیوندی ناگسستنی داشته است. این پیوند به کاربرد نظریه‌های فلسفی در نقد آثار ادبی محدود نمی‌شود. بسیاری از فیلسوفان بر آن بوده‌اند که ادبیات می‌تواند رسانه‌ای برای فلسفه‌پردازی و انتقال شناخت باشد، اما در خیلی از دوره‌های آموزشیِ دانشگاهی ادبیات صرفاً یکی از اَشکال هنر تلقی می‌شود که هدف آن خلق زیبایی یا بیان احساسات است. پژوهش کیفی و کتاب‌خانه‌ایِ حاضر با اتخاذ روی‌کرد بین‌رشته‌ای، استفاده از روش تحلیل مفاهیم، و اتکا به نظریۀ پیتر لامارک و استاین هوگوم اولسن، دو فیلسوف تحلیلی در عصر حاضر، به بررسی مسئلۀ قابلیت انتقال شناخت در گفتمان ادبیات می‌پردازد و استدلال می‌کند که آثار ادبیِ جدی، با محسوس‌سازیِ مفاهیم مجرد فلسفی، چشم‌اندازی خاص در اختیار خواننده می‌گذارند که بتواند از آن جهان و مسائل آن را به شیوه‌ای متفاوت و تازه بنگرد و، به این ترتیب، بینش یا بصیرتی خاص کسب کند، که می‌توان آن را نوعی معرفت یا شناخت محسوب کرد. در پایان جستار، برای تبیین بیش‌ترِ این ایده داستان کوتاه «بدبختی» اثر آنتون چخوف، در حکم نمونه، از منظر قابلیت و کیفیت فلسفه‌پردازی تحلیل شده است. بنا بر یافته‌های جستار حاضر، گفتمان ادبیات ارزش شناختی و اخلاقی بالایی دارد و، از این رو، شایسته است در مباحث مربوط به تحول علوم انسانی و بومی‌سازی آن این نقش بیش از پیش در کانون توجه پژوهش‌گران علوم انسانی در ایران قرار بگیرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات