واکاوی معنا و فرم در هنر ایرانی: بازتاب ساختارهای ادبیات فارسی در هندسه و زیبایی‌شناسی معماری ایرانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکترای معماری، مدرس مدعو گروه معماری مؤسسه آموزش عالی غیرانتفاعی ـ غیردولتی رشدیه، تبریز، ایران (نویسندۀ مسئول)

2 استادیار گروه عمران مؤسسه آموزش عالی غیرانتفاعی ـ غیردولتی رشدیه، تبریز، ایران

چکیده

پژوهش حاضر با هدف واکاوی پیوند میان معنا و فرم در بستر هنر ایرانی، به بررسی نسبت ساختارهای ادبیات فارسی با اصول هندسه و زیبایی‌شناسی معماری سنتی ایران می‌پردازد. در این رویکرد، هنر به‌عنوان تجلی وحدت در کثرت در نظر گرفته شده و الگوی زایش فرم از معنا در نظام فکری ایرانی ـ اسلامی مورد تأمل قرار گرفته است. این رویکرد نشان می‌دهد که مطالعات بینارشته‌ای، ابزار مؤثری در کشف لایه‌های پنهان ارتباط میان زبان شاعرانۀ ادبیات و سازمان فضایی معماری است و می‌تواند چهارچوبی نوین برای فهم جامع هنر ایرانی ارائه دهد. روش تحقیق کیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر تطبیق میان متون شعری ادبیات کلاسیک فارسی و ساختارهای فضایی معماری ایرانی است. بر این اساس، پنج نمونۀ شاخص از معماری سنتی ایران، با نمونه‌های شعری از مولوی، حافظ، سعدی و نظامی به‌عنوان مصادیق تطبیقی انتخاب شده‌اند. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که الگوی تناسبات هندسی موجود در آثار معماری یادشده، با مفاهیم کلیدی شعر فارسی چون وحدت و عشق (مثنوی مولوی)، تعادل و اعتدال (غزلیات حافظ) و صعود و کمال (خمسۀ نظامی) و همچنین نظم اخلاقی (گلستان سعدی) همبستگی معنایی دارد. یافته‌ها، بر هم‌زیستی نظام‌های معنا و فرم و کارکرد نمادین هندسه در انتقال مفاهیم فلسفی و عرفانی تأکید می‌کند و بدین‌سان، هنر ایرانی را می‌توان بازتابی از تعامل عقل و شهود و آمیزه‌ای از زبان شاعرانۀ ادبیات و منطق هندسی معماری دانست. نتیجۀ‌ پژوهش علاوه بر تبیین بنیان‌های نظری پیوند معنا و فرم، زمینه را برای تحلیل‌های کمی ـ مفهومی در مطالعات میان‌رشته‌ای هنر، ادبیات و معماری ایرانی فراهم می‌کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات



مقاله های زودآیند، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از تاریخ 17 فروردین 1405
  • تاریخ دریافت: 03 آذر 1404
  • تاریخ بازنگری: 01 دی 1404
  • تاریخ پذیرش: 17 فروردین 1405