فیلولوژی و ادبیات جهان
صفحه 1-6
https://doi.org/10.22077/islah.2025.3395
علی رضا انوشیروانی
چکیده فیلولوژی که از ریشه یونانی به معنای «عشق به کلمه» سرچشمه میگیرد و به مطالعه زبان در بافت تاریخی و فرهنگی آن اطلاق می شود. این دانش زبانشناسی به بررسی توسعه تاریخی و ریشهشناسی کلمات میپردازد و تکامل آنها را در یک یا چند زبان بررسی می کند. از لحاظ تاریخی، زبانشناسی به نقد متن، تفسیر و تثبیت متون میپردازد. هدف فیلولوژی کشف زندگیِ زبان از طریق تحلیل تطبیقی و شناسایی عوامل تأثیرگذار بر آن است. در حوزه ادبی، فیلولوژی روشی برای تحلیل متن است که به پژوهشگر کمک میکند تا ساختار و زمینه فرهنگی متون ادبی را با تمرکز بر خوانش دقیق و بررسی تغییرات یک یا چند زبان در طول تاریخ تفسیر و نقد کند. فیلولوژی رویکردی بینرشتهای است و همانطور که اریش آورباخ به آن اشاره میکند ارتباط تنگاتنگی با تاریخ و فرهنگ و فلسفه و شیوههای زندگی عامه دارد. پس از ذکر چند تعریف سنتی از فیلولوژی، به شلدون پولاک می رسیم که تعریفی بینرشتهای و جامع از فیلولوژی در کتاب فیلولوژی آینده؟ ارائه کرده است از منظر پولاک فیلولوژی ترکیبی از رشتههای مختلف مانند ادبیات، فلسفه، زیباییشناسی و تاریخ است. نظریه پولاک، در واقع، بسط و تکمیل تعریفی علمی و جامع از مقاله «فیلولوژی و ادبیات جهان» آورباخ در سال 1952 است. حال وقت آن است که از دیدگاه فیلولوژی به واژه Weltliteratur، که گوته اولین بار از آن نام میبرد، بنگریم. آیا این واژه در قرن بیستویکم طنینانداز همان مفهوم قرن نوزدهمی آن است؟ جهان در حالِ شدن است و حتی امروزِ ما با دیروزِ ما قابل قیاس نیست. وظیفه پژوهشگر آن است که بیابد چه عواملی فرهنگی، ادبی، اجتماعی، سیاسی و فلسفی در طول این سه قرن موجب تغییر معنای واژه Weltliteratur شده است. ادبیات جهان دیگر به مفهوم استعماری و نخنماشدۀ «شاهکارهای» ادبیات جهان (بخوانید ادبیات اروپا) اشاره نمیکند. بلکه تبلور جوهرۀ انسانگرایی (humanism)، مدارا و احترام به دیگری است. دیوید دمراش ، در مقاله خود با عنوان «آورباخ در تبعید» معتقد است که تبعید آورباخ در طول جنگ جهانی اول در استانبول تأثیر زیادی بر نظریه ادبی و مفهوم اومانیسم او، که هسته اصلی ادبیات تطبیقی است، داشته است. آورباخ با نوشتن کتاب میمِسیس در استانبول، هم به تبعیدش پاسخ داد و هم از تسلیم شدن در برابر آن امتناع ورزید. اما او در مورد ماهیت این تبعید اشتباه میکرد: مشکل او، مانند برخی دیگر نویسندگانِ در تبعید، این نبود که از زندگیِ زمینیِ خود کَندهشده بودند، چه آنها همگی به راههای مختلف این فقدان را به کمک حافظه، داستانها، و تفسیرها جبران میکردند. اما تبعید آورباخ از لون دیگری بود: او بسیار بیشتر از آنچه میخواست به عصر کنونیاش پیوند خورده بود. آورباخ در تبعید از گذشته زندگی میکرد، از دنیای متنهای محبوبش، که بههیچوجه قادر نبود که پناهگاه تسکیندهندهای در برابر ظلمهای دوگانه زمانه و فشارهای سیاسی زندگیاش باشد. آورباخ با چنین نگرشِ بینرشتهای به فیلولوژی و ادبیات جهان، ادبیات تطبیقی را بهعنوان رشتهای بینفرهنگی و انسانگرایانه بنیان نهاد.
«بخشی از هر کشفی این است که بدانید به دنبال چه هستید.» (آگوستین)
مطالعه روانشناختی شخصیت ویلیام دوریت بر اساس نظریه اختلال شخصیت مارک الین
صفحه 7-22
https://doi.org/10.22077/islah.2024.7611.1447
مسعود کشاورز
چکیده این مطالعه بینا رشته ای، توصیفی- تحلیلی با به کار بستن نظریه اختلال شخصیت مارک الین و با تمرکز بر شخصیت ویلیام دوریت (پدر مارشال سی) در رمان دوریت کوچولو اثر چارلز دیکنز انجام شده است. نظریه مذکور بر "خویش خاطره" که "واقعیت آزمایی" بخش مهم آن را تشکیل میدهد تاکید می نماید.با به کار بستن این نظریه تحقیق حاضر دریافته که اختلال شخصیت ویلیام دوریت در کتاب اول رمان میان خودشیفتگی و عقده حقارت در نوسان است. در کتاب دوم رمان اختلال مذکور تغییر ماهیت داده و تحت تاثیر اتفاقات ناگوار گذشته به شکل "اختلال استرس پس از سانحه" بروز مینماید.عملکرد ناموفق "واقعیت آزمایی" در ذهن ویلیام منجر به عدم توانایی وی در تفکیک واقعیت از خاطره میشود. نتیجه فقدان این توانایی فروپاشی مطلق روانی شخصیت مذکور در پایان رمان است. یافته دیگر این پژوهش وجود تقارن ساختاری بین بخشهای نوزدهم کتابهای اول و دوم رمان است که مضمون اصلی آنها بیقراری ذهنی و روانی این شخصیت است.
جدال همیشگی طبیعت و فرهنگ: تحلیل اکوفمینیسم تطبیقی رمانهای به سوی فانوس دریایی از ویرجینیا وولف و جزیرۀ سرگردانی و ساربان سرگردان از سیمین دانشور
صفحه 23-44
https://doi.org/10.22077/islah.2024.7730.1460
ابوالفضل حری، حدیث حسنوند
چکیده این مطالعه، رمان به سوی فانوس دریایی از ویرجینیا وولف و جزیره سرگردانی و دنبالۀ آن، ساربان سرگردان، را از سیمین دانشور از حیث مضامین اکوفمینیستی به صورت تطبیقی تحلیل میکند. این تحلیل، از طریق بررسی ظریف این آثار ادبی، پیوندهای ژرف میان زنان، طبیعت و ساختارهای فرهنگی مردسالارانه را در بافتهای انگلیسی و ایرانی کاوش میکند و نشان میدهد هر دو نویسنده به طور نمادین از طبیعت در حکم مجرایی برای سفرهای عاطفی و رشد شخصی زنان بهره میگیرند. در عین حال، نیروهای سرکوبگر ایدئولوژیهای مردسالارانه را که زنان و محیط زیست را تحقیر میکنند، نیز تأمان به نقد میکشانند. شخصیتهایی مانند لیلی بریسکو و هستی در مقام نماد مقاومت، هنجارهای اجتماعی را به چالش میکشند و هویت خود را فراتر از قالبهای سنتی نقشهای جنسیتی بازتعریف میکنند. این رمانها همچنین نفوذ گسترده ساختارهای مردسالارانه در سنتها و جشنهای فرهنگی را برجسته میکنند که باعث تداوم کلیشههای جنسیتی و به حاشیه راندن صداهای زنان میشود. با این حال، زنان را در مقام نمادهای «مادر طبیعت» بازنمایی میکنند که قدرت ذاتی و تابآوری دارند و با جهان طبیعی پیوند عمیق برقرار میکنند. این نوع رویکرد اکوفمینیستی، تقابل دوگانه میان فرهنگ و طبیعت را به چالش میکشد و به همزیستی متقابل همه موجودات زنده احترام میگذارد. در نهایت، این تحلیل تطبیقی به اکوفمینیسم، مطالعات جنسیتی و عدالت زیستمحیطی کمک میکند و بر ضرورت رسیدگی به رابطۀ زنان و طبیعت در جوامع مردسالار تأکید میورزد.
تغییرات بوم سیاسی: تحولات محیطی در هند با تحلیل رمان وزارت ,والاترین سعادت اثر آرونداتی روی
صفحه 45-50
https://doi.org/10.22077/islah.2024.7734.1461
شانتانیو سیولی
چکیده این پژوهش با تمرکز بر رمان وزارت والاترین سعادت اثر ارونداتی روی، رابطۀ پیچیدۀ شرایط متغیر زیستمحیطی و مناسبات سیاسی در هند را بررسی میکند. این مقاله با بررسی نقادانۀ داستان، تلاش دارد جنبههای پیچیدۀ تغییرات بومسیاسی در بافت جامعۀ هند را واکاوی کند. این رمان چهارچوبی ادبی برای تحلیل پیچیدگیهای دگرگونیهای زیستمحیطی فراهم میکند که موضوعاتی همچون بهرهبرداری از منابع، استفاده از زمین و تأثیرات راهبردهای توسعهمحور بر گروههای فرودست را دربرمیگیرد. این تحقیق با استفاده از مفاهیم گفتمان آنتروپوسین، به این میپردازد که شخصیتها و پسزمینههای داستان چگونه به مسائل زیستمحیطی واکنش نشان میدهند و آنها را منعکس میکنند؛ رویکردی که میتواند پیامدهای گستردهتر اجتماعی و سیاسی این تغییرات را روشن کند. با پرداختن نقادانه به متن، این پژوهش درک ما را از تعامل پیچیده بین ساختارهای قدرت سیاسی و تغییرات زیستمحیطی در هند مدرن عمیقتر میکند. برای گرهگشایی از روابط پیچیدۀ طبیعت، قدرت و هویت که در این روایت به تصویر کشیده شده است، این پژوهش از بومنقد و بومشناسی سیاسی بهره میگیرد. درنهایت، نتیجه گرفته میشود که ادبیات ابزاری قدرتمند برای درک و پرداختن به دغدغههای زیستمحیطی و سیاسی است.
در امتداد تاریخ نگاری و نظریه ی قدرت / دانش در شعر: "زمانی در رم" اثر ماری ایونز" و "معلم و شاگرد" اثر سیمین بهبهانی
صفحه 51-71
https://doi.org/10.22077/islah.2024.7745.1462
شهرزاد محمدحسین، هدا شب رنگ
چکیده علاقه به مطالعات تطبیقی که یر شباهتها و تفاوتها در دیدگاه و جهان بینی تکیه دارد از دهه ی آغازین قرن نوزدهم و با اشتیاق مغرب زمینیان به امور مشرق زمینیان به اوج خود رسید . در مکتب فرانسوی، تکیه بررسیها بر نفوذ و تاثیرگذاری فرهنگها بر یکدیگر است. در اوایل قرن بیستم ، میشل فوکو نظریه مشهور خود را تحت عنوان چرخش قدرت/ دانش و تاثیر روابط گفتمانی بر حرکت دیالیکتیکی آن مطرح نمود تا دریچه ای نوین در فلسفه ی غرب گشوده شود.کمی بعد تر، هیدن وایت در نگرش تاریخ نگارانه خود انقلابی به پا کرد. بر خلاف تاریخ نویسان پیشین، او به بررسی روایط علت-معلولی درتجزیه و تحلیل و ثبت وقایع تاریخی تاکید داشت و صرف ضیط رخدادها را اقدامی ناکافی قلمداد میکرد. این پژوهش بر ان است که دو شعر برگزیده، از شاعران معاصر، ماری ایونز و سیمین بهبهانی ، از دو فرهنگ مجزا ، یکی از غرب و دیگری از شرق، را مورد خوانش نقادانه قرار داده تا آشکار شود که این دو اثر هنری چگونه میتوانند نظریه فلسفی فوکو و بینش تاریخ نگارانه وایت را بر اساس اصول مطالعات تطبیقی، نشان دهند.
ساخت شکنی ریزومهای مردانگی در داستان کوتاه «شکارچیان در برف» اثر توبیاس وُلف: مطالعۀ روان-جامعهشناختی
صفحه 21-39
https://doi.org/10.22077/islah.2024.7751.1463
علی تقی زاده، رؤیا عباس زاده
چکیده «مردانگی» همواره مسئلهای بهشدّت چالشبرانگیز بودهاست. در داستان کوتاه «شکارچیان در برف» (1981) بهقلم توبیاس وُلف، هر یک از شخصیتها با تلاش برای اثباتِ مردانگی خود، به دنبال پیشی جستن از همتایان خود است. اما در ادامه، مردانگیِ این شخصیتها به دلیل ناپایداری این مفهوم، دستخوش تغییرات ناچیز یا قابلتوجهی میشود. در چنین فضای بیثباتی، پژوهش حاضر به تحلیل داستان وُلف در پرتو مدل جنسیت کانِل و نظریۀ روانگسستکاوی ژیل دِلوُز و فِلیکس گاتاری پرداخته تا انواع گوناگون مردانگی را شناسایی و نحوۀ دگرگونی و جایگشت آنها را مطالعه کند. مدل سهگانۀ جنسیت کانل بر قدرت، روابط تولید و مناسبات عاطفی استوار است بنابراین، پژوهش حاضر ابتدا به مطالعۀ هر یک از مردانگیهای مشاهدهشده در سه شخصیت اصلی داستان وولف به عنوان نوعی ریزوم در جامعه میپردازد و سپس نحوهی جابهجایی آنها را طی فرآیندی موسوم به قلمروزدایی و ایجاد قلمروهای جدید (بازقلمروسازی) بررسی میکند. در ابتدای داستان، هر یک از شخصیتهای داستان وُلف (کِنی، فِرانک و تاب) نمایندهی نوع خاصی از مردانگی هستند؛ درحالیکه کِنی با گردنکشی، سعی در غلبه بر دیگران دارد (مردانگی هژمونیک)، فِرانک نقش همدست او را در سوءاستفاده از تاب ایفا میکند (بهترتیب، مردانگی همدست و حاشیهای). اما در ادامهی داستان، این ریزومهای کهن و تثبیتشده در لحظهی جابهجایی نقشها، قلمروزدایی شده و پایانی حزنانگیز را رقم میزنند. یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهند که هر دو نوع مردانگی افراطی بهیکاندازه برای جامعه زیانباراند چراکه تجربهی سوءاستفاده تاثیری منفی بر سوءاستفادهگر (مردانگی هژمونیک و همدست) و قربانی (حاشیهای) دارد و منجر به فساد و تباهی میشود.
انقیاد و مقاومت در دباغ خانه، روابط قدرت، انضباط و مقاومت در داستان مدرسه ای هوشنگ مرادی کرمانی، لبخند انار
صفحه 93-111
https://doi.org/10.22077/islah.2024.7770.1465
سودابه شکر اله زاده
چکیده هدف این مقاله، بازنمایی روابط قدرت، شیوه های انضباطی و مقاومت در داستان مدرسه ای هوشنگ مرادی کرمانی، لبخند انار، از منظر فوکویی است. رویکرد این تحقیق، توصیفی-تفسیری و روش تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل مضمونی است. این تحقیق، بنا بر تعریف هنری ریماک (1961) در حوزه ادبیات تطبیقی جای می گیرد زیرا می خواهد روابط متقابل بین ادبیات و سایر حوزههای دانش، از جمله علوم اجتماعی را کاوش کند. یافتههای تحقیق نشان میدهد شخصیتهای داستانی با تکنیکهای انضباطی مانند وارسی، مراقبت، مشاهده سلسله مراتبی، بهنجارسازی، درونیسازی و مستندسازی به بدنهایی مطیع تبدیل میشوند که در خدمت سودمندی و بهرهوری جامعه هستند. افزون بر تکنیکهای اصلی انضباطی، خردهمجازاتها مانند خرده مجازاتهای مربوط به زمان، فعالیت و سخن گفتن نیز به چشم میخورد. علاوه بر این، داستان همدستی خانواده با نهاد مدرسه را در شکلدهی به بدنهای مطیع نشان میدهد. بازیگوشی و بازیگونگی کودکی از موانع موفقت و انضباط است و از این رو سعی به زودن آنها میشود. نمادها و نامهای خاص در راستای شعار انضباطمحوری به کار رفتهاند. اما لبخند انار به کلی تن به شکل دادن به بدنهایی مطیع نمی-دهد، بلکه مقاومت مفهومی اساسی است. اما مفهوم مقاومت بازنماییشده با مفهوم مقاومت در چارچوب فوکویی متفاوت است. در حالی که فوکو مقاومت را در قالب ساختارهای موجود قدرت متصور است، مقاومت در اینجا از نوع واژگون کردن ساختار و سلسله مراتب قدرت میان کودک و بزرگسال است.
اقتباس 1931 تاروگ از ماجراهای هاکلبری فین اثر مارک تواین: واقعیت وجودی آمریکا در دهه 1860
صفحه 113-132
https://doi.org/10.22077/islah.2024.7744.1466
اصغر مولوی نافچی، لاله آتشی، علی رضا انوشیروانی
چکیده مطالعات اقتباس با استفاده از نظریه پردازانی مانند لیندا هاچن و رابرت استم، تمرکز جدیدی بر درک جهشهای موجود در حوزه اقتباس فیلم را به ارمغان آورد. از این رو، اقتباس فیلم به عنوان معیاری برای تشخیص تغییرات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تاریخ عمل می کند. رمان ماجراهای هاکلبری فین اثر مارک تواین که اثری شاخص در سطح ملی برای ادبیات آمریکا به حساب میآید از زمان ظهور سینما به طور مداوم در قالب فیلم اقتباس شده است. این اقتباسها عمدتاً در برهههای تاریخی خاصی در آمریکا رخ میدهند. به عنوان مثال، میتوان اقتباس نورمن تاروگ از این رمان تحت عنوان ماجراهای هاکلبری فین (1931) که واقعیت وجودی رمان را در طول دهه 1860 مطالعه میکند نام برد. و از آنجایی که مطالعات اقتباسی، از این منظر، ما را به سوی ماتریالیستهای فرهنگی که به بررسی ماهیت تاریخی بودن متن هدایت میکنند، نوع تفکری که در این پژوهش مورد استقاده قرار گرفته است ناظر بر این پرسش است که چگونه اقتباس فیلم از نظر ایدئولوژیک، شالوده این متن شاخص و ملی در ادبیات آمریکا را به چالش کشیده است و زمینه بررسی بیشتر مسائل اجتماعی و تاریخی زمان اقتباس را فراهم میسازد.
تحلیل گفتمان تطبیقی دفاع مهدی اخوان ثالث از سبک شعری نیما یوشیج
صفحه 133-155
https://doi.org/10.22077/islah.2024.7816.1471
کلثوم میری اصل
چکیده هدف از این مقاله این است که نشان دهد چگونه اخوانثالث-بزرگترین مدافع شعر نیمایی-توانست شعر نیمایی را به عنوان شعر و هنجار برتر در مقابل جریان های شعری رقیب و گاه متضاد دورهی خود معرفی کند. رویکرد ما در این مقاله بر اساس تحلیل گفتمان از منظر لاکلاو و موفه است. تحقیق در باب چگونگی شکل گیری گفتمان های ادبی به ما در بررسی تأثیر مؤلفه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در شکل گیری و پذیرش ادبی کمک خواهد کرد. این رویکرد ضمن عمیق تر کردن درک ما از آثار ادبی، اهمیت تحقیقات بین رشتهای را برای فهم عمیقتری از زمینههای اجتماعی و سیاسی مؤثر بر متون ادبی نشان میدهد. نتایج نشان میدهد اخوان با احاطه و علم کافی نسبت به شعر فارسی و گرایش به ادبیات متعهد اجتماعی، با بیان ایرادات ساختاری (زیباییشناسی) و محتوایی دیگر گفتمان های شعری به ساختارشکنی و طرد آنان پرداخت و با معرفی شیوه نیما به عنوان رویکردی اسطورهای و فارغ از ایرادات و نقصان های آن، در جهت اقناع مخالفان نیما کوشید و وجه تمایز و برتری شیوهی شعری نیما را از سایر جریان های شعری نشان داد. عدم گسست اخوان از شعر و تفکر کلاسیک و سعی در انطباق ریشه و بنمایههای فکری و صوری بدعت های نیما با اسلوب شعر کلاسیک راز توفیق وی در آشتی دادن بین تفکر سنتی و مدرن در جهان شعر است.
بررسی تطبیقی ریاکاران در حکایات کنتربری چاسر و دیوان حافظ
صفحه 157-179
https://doi.org/10.22077/islah.2024.7881.1481
کریم لویمی مطلق
چکیده ریا در اسلام و مسیحیت مادر بدیها توصیف شده است. در متون مقدس این ادیان، ریاکاران کسانی هستند که در ظاهر به باورهای این دو دین اعتقاد دارند؛ اما در باطن یا با آنها مخالف هستند و یا از آنها بهعنوان وسیلهای برای ارضای امیال دنیوی خود بهرهبرداری میکنند؛ اما زمانی که ریاکاران مدعی جایگاهی در ساختارهای قدرت سیاسی شوند، این شرّ نهانی تهدیدآمیز میشود. بهدلیل حضور فراگیر روحانیون ریاکار و نفوذ چشمگیرشان بر ذهن عوام و حضور مؤثرشان در ساختار قدرت، ریاکاری این مردان در جوامع قرن چهاردهم انگلستان و فارس (شیراز) به موضوع اصلی ادبیات آن زمان تبدیل شده بود. در دو شاهکار ادبیات انگلیسی و فارسی این قرن، یعنی حکایتهای کانتربری اثر جفری چاسر (1342– 1400م) و دیوان خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی (1325ـ1390م) ریاکاران به انحای گوناگون هدف نقد و طنز بودند. این مقاله تلاشی است برای نشاندادن این موضوع که علیرغم تفاوت در ژانر، این دو اثر بر افشای ریا و ریاکاران تمرکز دارند و آن را برجسته میکنند. علاوهبر این، به نظر میرسد این دو شاعر در پرداختن به مضمون ریای مذهبی، روشهای مشابهی را در شخصیتپردازی در پیش گرفتهاند و بر ویژگیهای یکسان و مشترک ریاکاران دینی در این دو اثر تمرکز کردهاند.
فراتر از مهاجرت: خوانشی پسامهاجرتی از داستان های کوتاه «کی ایرلندیه؟» اثر گیش جن و «سوغاتی» از لیلا ابوالعلا
صفحه 201-219
https://doi.org/10.22077/islah.2024.8113.1511
کتایون زارعی طوسی
چکیده مقاله حاضر به بررسی بازنمایی تحولات اجتماعی و فرهنگی ناشی از مهاجرت درداستانهای کوتاه «کی ایرلندی است؟» نوشته گیش جن، نویسنده چینی-آمریکایی و «سوغاتی» اثرنویسنده سودانی-مصری لیلا ابوالعلا می پردازد. مبنای نظری تحلیل پیش رو برگرفته از مطالعات پسامهاجرت در بازبینی مفاهیم کلیدی آشنا مانند تعلق، خانه، خانواده و هویت است. واژه پسا مهاجرت در اوایل دهه 2000 و با رویکردی بینارشته ای و هدف رفع خلاهای مطالعاتی در مطالعات مهاجرت و بسط دیدگاهها در خصوص پدیده پیچیده مهاجرت و تأثیرات دگرگون کننده آن بویژه بر آینده مهاجران و میزبانان، به تحقیقات دانشگاهی راه یافت (آن رینگ پترسن، موریتز شرام، و فراوک ویگاند،2019:3). مقاله پیش رو به بررسی این امر می پردازد که اگرچه تاریخ چاپ داستانهای مورد بررسی، به پیش از توسعه بحث های آکادمیک در مطالعات پسا مهاجرت باز می گردد، اما این روایت ها نشانگر این واقعیت هستند که تحولات فرهنگی و اجتماعی در انتظار توسعه مطالعات آکادمیک نمی مانند. آنها نشان می دهند که چگونه دردنیای پس از مهاجرت هویتهای انتسابی به چالش کشیده شده، تعلقات جدید ایجاد میشوند. همچنین پرسشهای پژوهش به بررسی شیوه هایی می پردازد که روایتهای فوق چارچوب های سنتی مفهوم قومیت را به چالش می کشند و تاثیر مهاجرت بر پیوندها و روابط خانوادگی بویژه در ازدواج های مختلط و شکل گیری فضاهای جدید که حاکی از تعلقات جدید می باشند را نشان می دهند. در نتیجه این فضاها در عین اینکه آکنده از تضاد و تقابلند، اما فرافرهنگی و فراقومی نیز می باشند.
آثار تروماتیک جنگ بر زنان در جنگ چهره زنانه ندارد ازاسوتلانا الکسیویچ
صفحه 181-199
https://doi.org/10.22077/islah.2024.8051.1500
زهرا حق شناس
چکیده این مقاله به بررسی اثر ادبی جنگ چهره زنانه ندارد نوشته اسوتلانا الکسیویچ که با توجه با خاطرات کهنه سربازان زن شوروی سابق روایتگر جنگ جهانی دوم است، می پردازد. بخش عظیمی از تاریخ متعلق به همین زنان است که متاسفانه پس از جنگ دچار بیماری های روحی و روانی متعددی شدند. جنگ تنها دلیل بروز این بیماری ها نبود ، بلکه در این میان سیاستهای دولت شوروی و تابو های اجتماعی سهم بیشتری به خود اختصاص می داد. در این مقاله پژوهشگر تعاریف و گفته های کهنه سربازان را با توجه به نظریه تروما در ادبیات کتی کروث مورد مطالعه قرار می دهد. با این نوع خوانش از متن در می یابیم که اگر پس از جنگ مردم و به طور کلی جامعه با کهنه سربازان زن همچون قهرمانان ملی برخورد کرده بودند و رفتاری مشابه با کهنه سربازان مرد داشتند، این زنان سرگذشتی متفاوت را تجربه می کردند و از بیماری های روانی کمتری رنج می بردند. اما متاسفانه هم اکنون بسیاری از آنها دچار اختلالات اضطرابی پس از سانحه (PTSD ) هستند.
ملت عشق: تحلیلی عرفانی بر اساس دیدگاه الیاده
صفحه 221-238
https://doi.org/10.22077/islah.2024.8168.1519
الهام محمدی آچاچلوئی
چکیده این پژوهش بررسی ای است میان رشته ای و عرفانی از ملت عشق الف شافاک بر اساس دیدگاه مذهبی میرچا الیاده به عنوان یک دین شناس، درباره زندگی مقدس به عنوان یک تجلی الهی. با در نظر گرفتن پیشینه پژوهش که بیشترزمینه شرقی صوفیانه اثر را به عنوان ویژگی چیره عرفانی بررسی کرده است، تحلیل کنونی سازگاری دیدگاه الهی جهان روایانه الیاده را با دیدگاه اسلامی مولانا، به شیوه ای که در داستان از زاویه تغییر مولانا به دست شمس تبریزی نشان داده شده است، مورد توجه قرار می دهد. این همراه است با تمرکز بر روی نمود جنبه های فرهنگی غربی در داستان که در مطالعات پیشین دیده نمی شود، و مورد توجه قرار دادن بازتاب گفتمان شرق شناسی در داستان که در بعضی از تحلیلها مورد انتقاد قرار گرفته است. پژوهش حاضر به این نتیجه می رسد که دیگاه متصوفانه تصویر شده در داستان به شکل معنا داری به دیدگاه اسلامی اصیل مولانا نزدیک است، و بین دیدگاه اسلامی مولانا ، که تحت تاثیر ابن عربی است، و دیدگاه الهی مسیحی الیاده که در تحلیل رمان بازتاب یافته است، سازگاری معنوی وجود دارد. این بدین معناست که بازتاب دگرگونی عرفانی شخصیت ها در رمان تاثیر پذیرفته از اصول اسلامی است و نه صرفا بازتابی از گفتمان شرق شناسی.
ردپای تئودیسه لایبنیتسی در عبادات در مناسبت های اضطراری اثر جان دان
صفحه 239-252
https://doi.org/10.22077/islah.2024.8208.1524
مهدی غیاثیان شهربابکی، فاضل اسدی امجد
چکیده جان دان در کتاب «عبادات در مناسبتهای اضطراری»، بر اساس تحلیلی که از رابطه بدن و روح در طول بیماری خود دارد، به این نتیجه می رسد که انسان قادر به مقاومت در برابر همه وسوسه های گناه نیست. در این پژوهش نشان داده میشود که در نتیجه این باور، دان با یک مشکل الهیاتی مواجه میشود که با نشان دادن این نکته که علیرغم نقصهای فطرت انسان خداوند هر وسیلهای را که برای رسیدن به رستگاری لازم است در اختیار انسانها قرار داده سعی در حل آن دارد. بنابراین، استدلال میشود که دان در عبادات، یک تئودیسه لایبنیتسی را ایجاد میکند که بر اساس آن میتوان ثابت کرد که علیرغم وجود مشکلات در خلقت، خداوند بهترین جهان ممکن را آفریده است. هدف این مطالعه ارائه خوانشی بسیار متفاوت از معتبرترین تفاسیر عبادات است که در آن فرض بر این است که دان صرفاً خوانندگان خود را به اجتناب از گناه و اتخاذ رفتار خوب تشویق میکند. نشان داده می شود که دان در واقع با ایجاد یک تئودیسه لایبنیتسی در اثر خود یک مشکل جدی الهیاتی را حل می کند .
تروما و بهبودی: تعامل عشق و جنگ در وداع با اسلحه همینگوی
صفحه 253-264
https://doi.org/10.22077/islah.2025.8419.1547
بهزاد پورقریب، عبدالباقی رضایی نالار پشتی، احمد رضا رحیمی
چکیده این اثر که به عنوان یکی از مهمترین آثار ادبی نوشته شده توسط یک نویسنده آمریکایی محسوب میشود، از دیدگاههای انتقادی مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعه حاضر قصد دارد این رمان را از دیدگاه مطالعات تروما همانطور که توسط جودیت هرمن به تصویر کشیده شده است، بررسی کند. تقسیمبندی او از تجربیات تروما به چندین نوع و فرآیند بهبودی سه مرحلهای مهم، محور این مطالعه بوده است. با استفاده از ایدههای او، این پژوهش نتیجه میگیرد که قهرمان رمان از تجربیات تروما عبور میکند که به قدری مؤثر هستند که ویژگیهای اساسی او را تغییر میدهند. علاوه بر این، نشان میدهد که شخصیت اصلی تلاش میکند تا به جامعه پیش از تروما دوباره متصل شود، اما این تلاش محکوم به شکست است. دلیل این امر به سادگی این است که او نتوانسته است با تروما مواجه شود و آن را بپذیرد و یک روایت قابل اعتماد ارائه دهد. دلیل اصلی شکست او این است که او تمام مراحل را که هرمن معتقد است یک بازمانده تروما باید برای کاهش درد و رنج طی کند، طی نمیکند.
طنین معاصر شکسپیر در ایران: بافت تاریخی و بازنمایی معاصر
صفحه 267-280
https://doi.org/10.22077/islah.2025.8447.1551
محسن حنیف، محبوبه رستمی
چکیده این مقاله به بررسی پذیرش و تفسیر آثار شکسپیر در ایران معاصر میپردازد. ابتدا با مروری بر دورهی قاجار (۱۷۸۹–۱۹۲۵) آغاز شده و سپس بر ایران پس از انقلاب تمرکز میکند. هدف این مطالعه، روشنسازی جنبهای است که اغلب نادیده گرفته میشود و آن تغییر چشمگیر در نگرش نسبت به نمایشنامههای شکسپیر بین ایران پیش و پس از انقلاب است، که تحت تأثیر سیاستها و ایدئولوژیهای غالب هر دوره شکل گرفته. پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران، اقتباسهایی از آثار شکسپیر مانند «مکبث» و «هملت» جهتگیریهای سیاسی مشخصی داشتند. در مقابل، اقتباسهای پس از انقلاب، از جمله «تردید» و «زخمهای مرگبار»، رویکردی اخلاقگرایانه و پیچیدهتر را در پیش گرفتند. این تحول نه تنها در محتوای موضوعی، بلکه در رسانهی اقتباس نیز مشهود است. در دورهی پیش از انقلاب، نمایشنامههای شکسپیر عمدتاً به اجراهای نمایشی تبدیل میشدند. اما در دوران پس از انقلاب، شاهد تغییر به سمت اقتباسهای تصویری، از جمله تولیدات سینمایی و نسخههای ویدئویی خانگی هستیم. تقابل بین این دو دوره، بینشی از دیدگاه معاصر ایران ارائه میدهد و نشاندهندهی تعامل بین ساختارهای قدرت تاریخی و پذیرش آثار شکسپیر است. این مطالعه بر این موضوع تأکید میکند که سیستمهای حاکم تا چه حد بر پذیرش و اقتباس از بیانهای فرهنگی در بسترهای تاریخی متفاوت تأثیر میگذارند.
