دوفصلنامه مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی
کلیدواژه‌ها = ادبیات تطبیقی
مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

کنکاش در منابع منظومة «ورقه و گلشاه» عیوقی و «عروة و عفراء» (بررسی تطبیقی)

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 آذر 1404

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8985.1604

حجت رسولی

چکیده «ورقه و گلشاه» داستانی قدیمی است که توسط شاعری به نام عیوقی به رشتة نظم کشیده شده است. اصل داستان، همان‌گونه‌که شاعر خود می‌گوید، از داستان‌های تازی است که در قبلیه‌ای از قبایل عرب اتفاق افتاده و آن حکایت حال پسر عمویی به نام «ورقه» و دخترعمویی به نام «گلشاه» است که با هم در قبیله و خاندان خود بزرگ شده، مهر و محبت یکدیگر را به دل گرفتند و مهرشان به عشقی آتشین مبدّل گشت. شباهت‌های کلی میان این داستان و داستان «عروه و افرا» که آن نیز داستان عشق دو دلداده در ادبیات عربی است و ریشه در منابع عربی دارد تردیدی در اینکه داستان «ورقه و گلشاه» برگرفته از داستان عروه و افراست بر جای نگذاشته است. اینکه منظومة فوق‌الذکر نیز مانند منظومة «عروه و افرا» ریشه در منابع عربی داشته باشد امری بدیهی است، اما اینکه این داستان از کدام منبع یا منابع گرفته شده و مهم‌ترین منابع آن کدام است نیاز به پژوهش دارد..حاصل مجموعة تحقیقات انجام شده در خصوص منابع منظومة ورقه و گلشاه عیوقی و دقت در عصر سرایش این منظومه نشان داد که عیوقی در سرایش بخش‌های مختلف منظومه خود از الأغانی اصفهانی و الشعر‌و‌الشعراء ابن‌قتیبة و مروج‌الذهب مسعودی بیشترین بهره را برده، و افزوده‌هایی نیز بر این منابع داشته که احتمالا برگرفته از منابع شفاهی است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

پس از ادبیات تطبیقی نوشته آدریانا مارچتیچ ، ترجمه مسعود فرهمند و پگاه فرهنگ مهر

مقاله های زودآیند، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 مرداد 1404

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8997.1603

زهرا حق شناس

چکیده آدریانا مارچتیچ در سال  1961 در بلگراد به دنیا آمد. او استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه بلگراد و  نویسنده کتاب‎های چهره‎های روایی(2004)، مطالعات ادبی تطبیقی امروزی (2005)، تاریخ و داستان (2009)، پس از ادبیات تطبیقی ( 2015)،  ادبیات تطبیقی: نقطه‎نظرها و تفاسیر(2016) و نقدی بر منتقدین (2020) است. او سال‏ها در حیطۀ مطالعاتی ادبیات تطبیقی مشغول به کار بوده و مقالات و کتاب‏های متعدد و بسیار ارزشمندی در این زمینه به رشتۀ تحریر درآورده است. بنابر ماهیت و ذات پویای رشتۀ ادبیات تطبیقی، همواره بحث‎های زیادی بر سر ارائۀ تعریفی واحد از این رشته بر سر زبان‎ها بوده که باعث  کج‎فهمی ‏ها و بدفهمی‎های زیادی در این مورد شده است. کتاب پس از ادبیات تطبیقی یکی از آثاری است که با ارائۀ تاریخچه‏ ای از نظریات و مفاهیم منتقدان ادبی، در رفع این ابهامات می‌کوشد. این اثر اطلاعات زیادی را از جزئیات سیر تحولی ادبیات تطبیقی در کشورهای مختلف که معمولاً مورد توجه نیستند، انتشار داده است که همین، خوانندۀ تازه‎کار را با چالش‌های ذهنی زیاد و نگاهی کاملاً جدید به این رشته روبه‌رو می‌کند. مارچتیچ سپس به بیان مشکلات ادبیات تطبیقی در کشورهای مختلف می‎پردازد. افراد پس از خوانش این کتاب می‎توانند درک بیشتر و عمیق‎تری نسبت به کرسی‎های درسی ادبیات تطبیقی در ایران داشته باشند و به نقد و بررسی علمی آن بپردازند و بدین واسطه بسیاری از اندیشه‎های نادرست در این زمینه، به ‏خودی‏ خود از بین خواهد رفت

ما و ادبیات تطبیقی

دوره 5، شماره 2، شهریور 1404

https://doi.org/10.22077/islah.2025.3798

علی رضا انوشیروانی

چکیده نشریۀ مطالعات بین‎رشته‌ای ادبیات، هنر و علوم انسانی پنج‎ساله شد. در طول این مدت، 10 شماره و 144 مقاله چاپ کرده‎‏ایم. این نشریۀ تخصصیِ ادبیات تطبیقی است؛ بدین‏معنا که برای ادبیات تطبیقی تعریف مشخصی دارد و فقط در همان حوزه مقاله می‏پذیرد. تعریف ما هم ساده است: نخست، ادبیات تطبیقی، برخلاف درک عامه، «تطبیقی» نیست (انوشیروانی 1389؛ 1393 )؛ دوم، ادبیات تطبیقی، از یک‏سو، مطالعۀ ارتباطات بین ادبیات ملل از فرهنگ‏ها و زبان‏های مختلف و از سوی دیگر، مطالعۀ مناسبات بین ادبیات و هنر و علوم است (Remak 1968). با این تعریف، رسالت ما در نشریه روشن است؛ نه به‏دنبال تأثیرات و تشابهات نخ‌نما و تاریخ‌گذشته و تکراری هستیم و نه ادبیات تطبیقی اروپامحور. زمان هر دو جریان منقضی شده است. ادبیات را پدیده‏ای با گسترۀ جهانی می‏دانیم که حدومرزی نمی‏شناسد و به‏دنبال کشف ارتباطات ادبی و فرهنگی و درک و شناخت دیگری است. باور داریم که شناخت دیگری، بدون هیچ‏گونه تعصب و پیش‌داوری، به تعامل فرهنگی و احترام  و نهایتاً به صلح و دوستی و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز می‏انجامد (Wellek 1958; Jost 1979). در دنیای پیچیده و درهم‏تنیدۀ امروز، تمام علوم با هم پیوستگی دارند؛ به‏نحوی که شناخت یکی بدون دیگری ممکن نیست. مسائلی مانند محیط‏زیست، مهاجرت، اقتصاد، کشاورزی، سیاست، امنیت، سلامت و بهداشت و ادبیات را به‏صورت منفرد و جدای از سایر علوم نمی‌توان به‏درستی سنجید. مدیریت دانش در دو قرن اخیر، گِرد مطالعات بین‎رشته‎ای می‎چرخد. از علوم‎ پزشکی گرفته تا علوم فنی و تجربی و انسانی همه با نگاه بین‎رشته‎ای و کار گروهی قابل تحلیل دقیق هستند (انوشیروانی 1392؛ 2013).

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

از افسانه‌های تبای تا کانون نویسندگان و شاعران گرگان: مطالعۀ تطبیقی نمایشنامۀ آنتیگون سوفوکل و روایت شاملو از آن

دوره 5، شماره 2، شهریور 1404، صفحه 213-232

https://doi.org/10.22077/islah.2025.8623.1574

بهروز محمودی بختیاری، فاضل نوروزی

چکیده آنتیگون سوفوکل در زمره‌ی مهم‌ترین آثار کلاسیک در ادبیات نمایشی تاریخ قرار می‌گیرد و اقتباسات متعددی نیز در طول دوران‌ها از آن انجام گرفته است. درام‌نویسان بزرگی چون برشت و آنوی مهم‌ترین اقتباسها از این اثر را نگاشته‌اند و اجراهای متععدی در ادوار مختلف از آنتیگون‌های مختلف در سراسر جهان به روی صحنه رفته است. در ایران نیز احمد شاملو در دهه‌ی شصت خورشیدی دست به انتشار نمایش‌نامه‌ای با اقتباس از آنتیگون در فصل‌نامۀ کانون نویسندگان و شاعران گرگان زد، که در کارنامه‌ی هنری او بسیار مهجور می‌نماید. در این پژوهش ضمن بررسی وجوه دراماتیک دو اثر و مقایسه‌ و تطبیق آن‌ها، به دنبال این پرسش میگردیم که چه چیزی در آنتیگون، شاملو را ترغیب به نگارش این نمایشنامه کرده و ویژگی‌های مضمونی و ساختاری این نمایشنامه چه نسبتی با آنتیگون سوفوکل دارد. گردآوری اطلاعات در باب این پژوهش به روش کتابخانه‌ای صورت پذیرفته و روش پژوهش نیز توصیفی-تحلیلی است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

دیگریِ ایرانی در رمان المایسترو سعد القرش برمبنای نظریۀ خود و دیگریِ میخائیل باختین

دوره 4، شماره 2، آبان 1403، صفحه 125-148

https://doi.org/10.22077/islah.2024.7062.1386

انتها فیروزی، جهانگیر امیری، علی سلیمی، یحیی معروف

چکیده توجه به «دیگری» شالودۀ ارتباط میان فرهنگ‌های مختلف با موضوعات متنوع است؛ از این­رو دیگریِ ایرانی، یکی از آن «دیگری»ها به شمار می‌رود. رمان المایسترو رمانی دیالوگ‌محور است که در آن فرهنگ‌های متفاوت به چشم می‌خورد. نظریۀ خود و دیگری میخائیل باختین، فضای مناسبی برای حضور پررنگ دیگری در شکل­دادن به خود است. تصویرشناسی یکی از نظریه‌های بسیار گستردۀ حوزۀ ادبیات تطبیقی است که در آن  «دیگری» نقش ویژه‌ای دارد. همچنین میان تصویرشناسی نظریۀ خود و دیگری، میخائیل باختین ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. سعد القرش، نویسندۀ برجستۀ مصری است که رمان المایسترو را با ترکیبی از فرهنگ‌های گوناگون نوشته است. دیگریِ ایرانی یکی از مصادیق فرهنگ‌های پرداخته­شده در رمان المایسترو است که اهمیّت دیگری در برابر خود را مورد تأیید قرار می‌دهد. در این پژوهش «خود» مفهوم سیالی دارد؛ به­گونه‌ای­که گاهی ایرانی و یک عرب به­عنوان خود در برابر دیگری است؛ همان­گونه که یک غربی به­مثابۀ خود در برابر دیگری قرار می‌گیرد. این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفی­ـ تحلیلی، دیگریِ ایرانی را در رمان المایسترو با تطبیق بر نظریۀ خود و دیگری میخائیل باختین نقد و بررسی کند. از مهم‎‌ترین یافته‌های این پژوهش آن است که میان تصویرشناسی و نظریۀ باختین، پیوندی ناگسستنی برقرار است؛ بنابراین رمان المایسترو بستر مناسبی برای مطالعات نقد فرهنگی و میان‌رشته‌ای، به­ویژه فرهنگ ایرانی به شمار می‌آید که در آن ایدئولوژی‌های مخالف و موافق، بدون دخالت نویسنده آورده شده که از برجسته‌ترین مبانی نظریۀ باختین است. این پژوهش، خوانشی نو از ادبیات تطبیقی براساس نظریۀ خود و دیگری باختین در رمان المایسترو ارائه می‌د‌هد.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بوطیقای رو ش شناختی مسئله شناسی و مسئله سازی در ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان

دوره 4، شماره 2، آبان 1403، صفحه 149-182

https://doi.org/10.22077/islah.2024.7274.1418

سارا ذبیحی، محمدعلی خزانه دارلو، فرزانه آقاپور

چکیده ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان ساحتی تازه در قلمرو ادبیات تطبیقی است که در ارتباط بینامتنی ادبیات کودک و نوجوان با ادبیات تطبیقی برساخته می­ شود. ارتباط بوطیقا و تطبیق با شناخت، هردو را در زمرة روش­ های شناختی قرار می­ دهد.تبیین پیکرة پژوهش در این ساحت، در آثار دیگر پژوهشگران بررسی شده است؛ اما شناخت روش ­های مسئله ­شناسی و مسئله ­سازی نیز از گام­ های ضروری در این فرایند شناختی محسوب م ی­شود که تاکنون نادیده گرفته شده است؛ از این ­رو در این جستار، منطق ساختاری ارتباط مؤلفه ­ها، شاخصه ­­ها و عناصر متون در یک صورت­ بندی منسجم بررسی می ­شود. علاوه ­بر آن، پاسخ به این پرسش که چگونه و چه مسئله ­هایی را می­توان در قلمروی ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان قلمداد کرد، دغدغة نوشتار حاضر است. هدف از این مطالعه، تبیینِ روشِ‌ شناسایی و ساخت مسئلة پژوهشی در ساحت ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان به کمک الگوی بینامتنی نظریة ترامتنیت ژنت و پیشنهاد مدلی ساختاری و بوطیقایی با مؤلفه­ های بینامتنی است. دو مدل پیشنهادی طراحی می ­شود که در اولی، با ترکیب الگوی ارتباطی یاکوبسن و چپمن، مدل پیشنهادی انتخاب عنصر برای شناسایی و ساخت مسئله مطرح می ­شود و در دومی، با نمودارسازی شاخص­ های نامتغیر، نیمه­ متغیر و متغیر، مدل بوطیقای روش­شناختی ادبیات تطبیقی بزرگ­سال و ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان طراحی می­ شود. مدل­ های بدیع پژوهش می­ کوشند از خلأ نظری ساحتِ نوپای ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان بکاهند.

ادبیات تطبیقی در ایران: چالش بینا‌رشته‌ای

دوره 4، شماره 1، خرداد 1403

https://doi.org/10.22077/islah.2024.3086

لاله آتشی

چکیده در دنیای پیشرفته و پیچیدۀ امروز مطالعات بینا‌رشته‌ای اغلب در واکنش به مشکلات درهم‌تنیدۀ اجتماعی و علمی شکل می‌گیرد. پیش‌نیاز این مطالعات هم‌اندیشی و هم‌افزایی پژوهشگران حوزه‌های مختلف دانش آکادمیک است. ادبیات تطبیقی، که مطالعات بینازبانی، بینافرهنگی و بینا‌رشته‌ای را دربرمی‌گیرد، در فضای دانشگاهی ایران رفته‌رفته جای خود را باز می‌کند اما در مسیر ارتقا به رشته‌ای دانشگاهی با موانع بسیاری مواجه است. ادبیات تطبیقی مستلزم شناخت و تعامل با دیگری است. بدون تردید،  پژوهشگر مطالعات بین‌رشته‌ای به تخصص در چند رشتۀ علمی‌ و تسلط بر انواع روش‌های تحقیق نیاز دارد که فقط با کارِ گروهی تحقق می‌یابد ولی در دانشگاه‌های ایران طرح‌های  پژوهشیِ گروهی غالباً به‌فرجام نمی‌رسند. گاه علوم میان‌رشته‌ای در دانشگاه‌های ایران به تک‌رشته‌های  تقلیل می‌یابند تا راحت‌تر بتوان آن‌ها را در چارچوب نفوذناپذیر نظام ادرای دانشگاهی گنجاند. ادبیات تطبیقی و پژوهش‌های بین‌رشته‌ای نیازمند پذیرش چندصدایی و مسئله‌مندزایی است که در دانشگاه‌های ایران کمتر به آن توجه شده است. حاصل این وضعیت، خواسته یا ناخواسته، عزلت‌نشینی اهالی علوم انسانی، به طورکلی، و دانش ادبی، به‌صورت خاص، در دانشگاه‌های ایران بوده است. برشمردن چالش‌های مطالعات بین‌رشته‌ای در ایران نباید به نادیده گرفتن تلاش‌های پژوهشگران ایرانی منجر شود. نمونه‌های ارزنده‌ای از پژوهش بین‌رشته‌ای در شش شمارۀ مجله مطالعات بین‌رشته‌ای ادبیات، هنر و علوم انسانی به زبان فارسی به چاپ رسیده است و این شماره‌، یعنی شماره‌ هفتم، برای بار نخست به زبان انگلیسی منتشر می‌شود. طیف گسترده  تخصص‌های اعضای هیئت تحریریه بین‌المللی مجله، درهم‌تنیدگی علمی موضوع‌ مقالات این شماره که شامل ادبیات، زبان‌شناسی، جامعه‌شناسی، بوم‌شناسی، فلسفه و غیره است و تمرکز بر ادبیات جهان، دیدگاهِ چند بعدی و بین‌رشته‌ای ‌مجله را انعکاس می‌دهند. امید است انتشار پژوهش‌های بین‌رشته‌ای ادبیات تطبیقی به زبان‌های مختلف، علاوه‌بر پاسخ‌گویی به نیازهای جامعۀ فناورانه امروز بتواند در جهت تقویت گفت‌وگو و همکاری‌های بین‌المللی در چشم‌انداز دانشگاهی ایران مؤثر باشد.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

آزادی در انتخاب، رهاورد مدرنیته: مطالعۀ تطبیقی دو فیلم از فرهادی و دو رمان اثر ایشی‌گورو

دوره 3، شماره 2، بهمن 1402، صفحه 273-296

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6563.1303

حسین جهانتیغ، معصومه صحت

چکیده کسب دو جایزۀ آکادمی اسکار توسط اصغر فرهادی و جایزۀ نوبل ادبیات توسط نویسندۀ ژاپنی­ تبار، کازئو ایشی­ گورو، نشان می ­دهد که این دو هنرمند علی­ رغم اصالت آسیایی خود توانسته ­اند توجه بسیاری را در دنیای غرب به آثار خود جلب کنند. اهمیت این تشابه، زمانی بیشتر می ­شود که بدانیم تمرکز هر دوی آن­ها به مسائل اجتماعی مشابهی معطوف است. عبور از سنّت ­های گذشته برای فرهادی و ایشی­ گورو امری اجتناب ­ناپذیر به نظر می­ رسد. از این ­رو شخصیت ­های پیشرویی را در آثارشان خلق کرده­ اند که علی­رغم پیوندهای عمیق با گذشته، در تلاشند با نگاهی جدید به زندگی، مؤلفه­ های مدرنیته را در گفتار و رفتار خود پیاده کنند. مطالعۀ تطبیقی پیشِ­رو می ­کوشد این شخصیت­ ها را در دو فیلم چهارشنبه ­سوری و فروشنده از اصغر فرهادی و دو رمان هنرمندی از جهان شناور و بازماندۀ روز اثر کازئو ایشی ­گورو مورد بررسی قرار ­دهد. از این رو با بهره­ گرفتن از نشانه­ شناسی، ابتدا نمایندگان مدرنیته را در هر اثر مشخّص می­ کند و سپس به تبیین این موضوع می­ پردازد که چگونه همۀ آنان، آزادی در انتخاب را همچنان که حق خود می ­دانند برای دیگر افراد جامعه نیز قائلند؛ آنچه را که فرزین وحدت ارزش­ نهادن به مؤلفه­ های ذهنیّت و کلیّت در مدرنیته قلمداد می­ کند.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تأثیرپذیری گوته از قرآن در دیوان غربی ـ شرقی

دوره 3، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 23-47

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5808.1176

مصطفی حسینی

چکیده بی‌گمان ادبیات تطبیقی ارتباط تنگاتنگی با مطالعات ترجمه دارد و دست کم در یکی از قلمروهای آن، بررسی تأثیرات ادبی بین فرهنگ‌ها و ادبیات‌های مختلف، این ارتباط ملموس‌تر و جدی‌تر است. نویسندۀ بلندآوازۀ آلمانی، گوته، از دوران دانشجویی به مشرق زمین، در معنای وسیع کلمه، علاقه‌مند بود و در این باره پیوست آثاری را به زبان‌های مختلف اروپایی مطالعه می‌کرد. در خلال این مطالعات بود که وی با کتاب آسمانی مسلمانان، قرآن، نیز آشنا شد و شدیداً تحت تأثیر آن قرار گرفت. این تأثیرپذیری در برخی از اشعار او به ویژه در جامع‌ترین دفتر شعرش، دیوان غربی ـ شرقی (1819)، کاملاً مشهود است. جستار حاضر بر آن است که از طریق مبانی نظری ادبیات تطبیقی، قلمرو مطالعات تأثیر و تأثر، و با تکیه بر مستندات و شواهد تاریخی این تأثیرپذیری را بررسی کند. چنان که خواهد آمد، گوته به مدد ترجمه بود که متنی مختلط آفرید و از رهگذر آن الفاظ، عبارات، تصاویر و مضامین جدیدی به اثرش افزود. در ابتدا نشان داده‌ایم که وی چگونه و از رهگذر چه کسانی با قرآن کریم آشنا شد و چه ترجمه-های از این اثر را در اختیار داشت. در ادامه افزون بر دفترهای دوازده‌گانۀ دیوان غربی ـ شرقی، موخرۀ نسبتاً بلند آن نیز بررسی شده، و تقریباً تمام تأثیرپذیری‌ها و اقتباس‌ها استخراج و آیاتی را که سرچشمۀ الهام او بوده نیز ذکر شده است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تحلیل تطبیقی عنصر بکرزایی در دو رمان اتوپیایی زنستان و نفرین خاکستری

دوره 3، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 213-238

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6223.1250

نادیا احمدی نیک، غلامرضا پیروز، سارا ساعی دیباور

چکیده ادبیات تطبیقی از مهم­ترین حوزه­های مطالعات علوم انسانی، از دیرباز مورد توجه پژوهشگران بوده است؛ اما اهمیت آن زمانی که در زمینه­های ادبیات زنان مورد استفاده قرار می­گیرد، دوچندان می­شود. رمان کلاسیک زنستان اثر شارلوت پرکینز گیلمن نخستین اثر پیشگام فمینیستی آمریکایی به شمار می­رود. در مقابل رمان ایرانی نفرین خاکستری اثر محب­علی نیز شباهتی مضمونی با رمان پرکینز گیلمن دارد. نویسندگان هر دو رمان، سرزمینی آرمانی را از جامعۀ زنان ترسیم کرده­اند؛ درواقع آرمان­شهری که ساکنان آن فقط زنان هستند و از طریق بکرزایی، مادربودن برای آنان تحقق پیدا می­کند. همین شباهت و تناظر محتوایی و مضمونی از علل انتخاب این دو رمان در حیطۀ آثار زنان توسط پژوهشگران این جستار بوده است. پژوهشگران با روش تحلیل محتوای کیفی و در چهارچوب مکتب فمینیسم به بررسی و تحلیل آثار انتخابی در حیطۀ بازنمایی مفهوم بکرزایی از طریق ترسیم آرمان­­شهر اتوپیایی می­پردازند. خوانش تطبیقی دو روایت بر بنیاد مفهوم بکرزایی در دو رمان اتوپیایی زنستان و نفرین خاکستری با استفاده از سه مؤلفۀ «مردستیزی در ابتدای رمان در تفکر اتوپیایی»، «بکرزایی لازمۀ تفکر اتوپیایی» و «گذار از تفکر اتوپیایی و عدول از بکرزایی» به استخراج مشابهت­ها و موتیف­هایی که چگونگی کاربست بکرزایی در دو اثر آمریکایی و ایرانی را نشان می­دهد، می­پردازد. با وجود مؤلفه­های مشترک محتوایی و مضمونی، شرایط مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... میان دو ملت باعث ایجاد تفاوت در نوع نگاه پرکینز گیلمن و محب­علی به عنصر بکرزایی در قالب رمان اتوپیایی می­شود؛ همان­طور که در نگاه عمقی پرکینز گیلمن و نگاه گذرای محب­علی در طول رمان قابل مشاهده است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

فاطمه سیاح و ادبیات تطبیقی در ایران، تأملی دیگر

دوره 3، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 261-294

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6581.1306

علی رضا انوشیروانی

چکیده  گلبن اولین  کسی است که آثار پراکندۀ فاطمۀ سیّاح را به توصیۀ سمیعی گردآوری و چاپ کرد. او در این کتاب سیّاح را بنیان‌گذار ادبیات تطبیقی ایران ‌نامید. این جستار بر آن است تا ابطال این باور را ثابت کند. نویسنده در عین‌آن‌که نوآوری‌های این بانوی فرزانه در حوزۀ مطالعات ادبی را می‌ستاید بر این باور است که گلبن به اشتباه و از سَرِ ناآشنایی با اصول بدیهی ادبیات تطبیقی چنین جایگاهی را برای سیّاح قائل شده است. این جستار بر اساس موازین ادبیات تطبیقی به تحلیل گفتمان آکادمیک و محتوای مقاله‌های سیّاح پرداخته و نشان می‌دهد که هیچ یک از نوشته‌هایش به معنای علمی در چهارچوب نظری و روش تحقیق ادبیات تطبیقی نمی‌گنجد. سیّاح نه در این حوزۀ  تحصیلات آکادمیک و نه ادعای تطبیق‌گری داشته است. او حتی با نام‌آوران ادبیات تطبیقی روسی و فرانسوی معاصر خود مانند وسِلُفسکی و ژیرمُنسکی هم آشنا نبوده و به پیچیدگی‌های این حوزه اِشراف نداشته است. مهم آن است که کاربردِ چنین اصطلاحات غیرِمستند و دلبخواهانه و برخی کژفهمی‌های دیگر به مرور زمان به گفتمان غالبی تبدیل شده که پیامدهای منفی در گسترۀ ادبیات تطبیقی ایران داشته است بدین معنا که هرکارناآزموده‌ای بدون تحصیلات و پژوهش آکادمیکِ معتبر سَرِخود وارد حوزۀ تطبیقگرایی شده و در نتیجه آن را به کج‌راهه کشانده است. بر همین اساس است که پس از گذشت بیش از هفتاد  سال، علی‌رغم غنا و تنوع سرشار ادبیات فارسی، در اثر پندارهای کج‌ومعوج هنوز ادبیات تطبیقی در فضای آکادمیک ایران به جایگاه قابل قبولی در سطح بین‌المللی و در شأن فرهنگ ایرانی دست نیافته است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی تطبیقی متون کلاسیک فارسی و هرم نیازهای روان‌شناختی-انسان‌گرایانة آبراهام مزلو

دوره 2، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 143-166

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5788.1172

ابوالقاسم رحیمی، مهدی رحیمی

چکیده مقایسه و تطبیق، اگرچه به ­مثابة کنشی انسانی و اجتماعی، مقوله­ ای دیرپاست؛ اما در حوزة مطالعات ادبی، از سدة نوزدهم میلادی، خود را در قامت یک رویکردِ جدید ادبی؛ یعنی «ادبیّات تطبیقی» بازنمایاند. جستار پیشِ ­رو، بر آن است تا با درنظرداشت رویکردهای نوین ادبیّات تطبیقی، به ­ویژه سویة میان ­رشته ­ای آن، به نمودها و نمونه ­های ادبی نظریة «سلسله­ مراتب نیازهای آبراهام مزلو» در چند اثر برگزیدة کلاسیک، همچون فرج بعد از شده، کلیله و دمنه، قابوس­نامه، تاریخ بیهقی، غزلیات حافظ، و...  بپردازد و با بازجستی روان‌ شناختی­ ادبی، افزون بر آشکار­کردن کارآمدی این دو حوزه، دریچه ­هایی تازه را بر پژوهش­ های آتی بگشاید. پژوهش گویای این واقعیت است که آنچه مزلو با نگرشی انگیزه ­شناختی، در چهارچوب هرم نیازهای خود مطرح کرده‏ است، پیش از این به ­گونه ­ای هوشمندانه در متون ادبی ما، چه در قالب چهارچوب ­های نظری و چه در فرم­ های روایتی مطرح شده است. نوشتار حاضر، نخستین پژوهشی است که با مبنا قراردادن هرم نیازهای هشت­گانة مزلو، به تطبیق و تحلیل آرای مزلو با روایت­­ گزاره ­های ادب فارسی پرداخته‏ و درنهایت، به دو نتیجة کلّی: الف. اثبات کارایی یک نظریة روان‌شناختی در پیوند با متون ادبی و ب. درک بهتر ارزشمندیِ متون ادبی در نمودبخشی به مفاهیم انتزاعی­ ذهنی، دست یافته ­است.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی اژدهاگونگی اسفندیار با رویکردی تطبیقی

دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 23-46

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5064.1079

سعید شهرویی، سید مهدی رحیمی

چکیده در این نوشتار به شیوۀ نقد اسطوره­ شناختی و با رویکرد تطبیقی میان حماسۀ ایرانی و هندی، شخصیت اسفندیار در شاهنامه با شخصیت ورترا در حماسۀ هندی سنجیده شده و انگاره­ ای دیگر دربارۀ ژرف ­ساخت نبرد او با رستم، پیشنهاد شده و برای نخستین ­بار نشان داده شده است که اسفندیار در نبرد با رستم، بسیاری از ویژگی ­های اژدهای ورترا را بازتاب می ­دهد و از این دید با اژدها بسیار همانند است. بر پایۀ این بررسی، داستان نبرد اسفندیار با رستم، گونه ­ای نو و دیگرگون شده از داستان نبرد ورترا، اژدهای خشکسالی، با ایندرا در اسطورۀ هندی است. پیوند اسفندیار با بنیان­ های دینی برآمده از دستکاری ­های هنرورزانۀ داستان ­پردازان یا دین ­پرستان در دوره ­های سپسین است که زمینۀ دور شدن شخصیت اسفندیار را از تبار اژدهایی خود و نزدیک شدن به چهره­ای دینی و پهلوانی فراهم می ­کند. اسفندیار در رویین ­تنی، کشته شدن با تیر، زخم­ پذیری از یک نقطۀ ویژه و برخی دیگر از ویژگی ­ها، یکسره به اژدهای خشکسالی اسطورۀ هندی می ­ماند. آنچه انگیزۀ پای فشاری اسفندیار را بر بستن دستان تهمتن پدید می ­آورد، برآمده از آرمانی اهریمنی است که بخشی بنیادین از ساختار داستان نبرد ورترا را با ایندرا بازتاب می ­دهد.

مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی وضعیت مهاجران افغانستانی در مجموعة کورسرخی بر اساس گفتمان دیاسپورایی

دوره 2، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 159-183

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5454.1110

ایوب مرادی، علی جمشیدی

چکیده نظریه‌پردازانی که به موضوع دیاسپورا، یکی از شاخه های تخصصی پژوهش در ادبیات تطبیقی، پرداخته‌اند، برای مهاجر دور از سرزمین اجدادی، سه وضعیت متفاوت در نظر گرفته‌اند؛ گروه اول بر پیوند انکارناپذیر مهاجر با سرزمین مادری تأکید ورزیده‌اند؛ گروه دوم اصل را بر تلاش مهاجر برای توطن در سرزمین جدید گذاشته‌اند و گروه دیگری نیز مدعی سیّال‌بودن مفهوم وطن در مهاجران شده‌اند. عالیه عطایی، ازجمله نویسندگانی که در آثارش توجه ویژه‌ای به معضلات مهاجران افغانستانی دارد، در آخرین اثر خود، کورسرخی به این موضوع پرداخته است. از همین‌رو در این پژوهش که به شیوة توصیفی­ـ تحلیلی به نگارش درآمده، تلاش شده است تا ویژگی‌های شخصیت‌های مهاجر در این مجموعه، براساس سه دیدگاه یادشده، مورد بررسی قرار گیرد تا ضمن دسته‌بندی شرایط زندگی مهاجران بر این اساس، معضلات و مسائل موجود در میان هر گروه بررسی و تحلیل شود. نتایج نشان می‌دهد وجود برخی مسائل و مشکلات در افغانستان و نابسامانی سیاسیِ تقریباً دائمی این سرزمین باعث شده است تعداد کمی از مهاجران، تمایل به بازگشت به سرزمین مادری داشته باشند. در نقطة مقابل، طیف گسترده‌ای از مهاجران قرار دارند که به ‌طور کامل از سرزمین اجدادی دل بریده‌اند و مایل به توطن در سرزمین جدید هستند. گذشته از این دو طیف، گروهی نیز هستند که دچار سرگردانی دائمی میان سرزمین اصلی و وطن جدیداند و این سرگردانی دائمی باعث آسیب‌های جدّی بر روان آنان شده است. همچنین در کورسرخی به وضعیت جدیدی اشاره شده است که در این مقاله از آن با عنوان «هویت مرزی» یاد می‌شود؛ وضعیتی که طی آن مهاجر با توجه به شرایط، آگاهانه برمی‌گزیند که در چه مواقعی افغانستانی قلمداد شود و در چه شرایطی ایرانی به شمار آید.

سیر تحول ادبیات تطبیقی در دانشگاه‌های جهان عرب

دوره 1، شماره 2، اسفند 1400، صفحه 173-202

https://doi.org/10.22077/islah.2022.4795.1060

حجت رسولی، شلیر احمدی

چکیده در جریان نهضت ادبی عربی و آغاز تعاملات جهان عرب با اروپا در اوایل قرن نوزدهم میلادی به‌مرور ادبیات تطبیقی به کشورهای عربی راه یافت. از آن زمان تاکنون، ادبیات تطبیقی در جهان عرب با فراز و نشیب‌هایی مواجه بوده و مراحل مختلفی را طی کرده و تلاش‌های زیادی به‌ویژه در دانشگاه‌های کشورهای عربی، به‌عنوان بستر تحول ادبیات تطبیقی، صورت گرفته است. اینکه از ابتدا ادبیات تطبیقی در جهان عرب و از جمله در دانشگاه‌ها چه مراحلی را پشت سر نهاده و چه تحولاتی را به خود دیده، موضوعی است که نیازمند مطالعه و بررسی است و این نوشتار عهده‌دار آن است. به این منظور سیر تحول و مراحل شکل‌گیری و تطور ادبیات تطبیقی در جهان عرب با تمرکز بر دانشگاه‌ها و تألیفات شخصیت‌های دانشگاهی تا پایان قرن بیستم با روش تحلیلی و تاریخی و با مراجعه به منابع و مستندات موجود در این زمینه بررسی شده است. نتیجهٔ این بررسی آن که ادبیات تطبیقی در جهان عرب با وجود اینکه تا پایان قرن بیستم مرحلهٔ تأسیس و ترویج و رشد را طی کرده و شاهد تغییرات چشمگیری بوده، ولی در قیاس با دنیای غرب مرحلهٔ جنینی را طی کرده و تحقیقات محققان جهان عرب با مشکلات و آسیب‌های زیادی رو‌به‌رو‌ست. در نتیجه، به‌طور‌کلی و حتی در مقایسه با سایر علوم ادبی نیز از جایگاهی که باید بر‌خوردار نیست.

ویتمن ایرانی: فراتر از پذیرش ادبی

دوره 1، شماره 2، اسفند 1400، صفحه 277-287

https://doi.org/10.22077/islah.2021.4715.1052

مصطفی حسینی

چکیده ویتمن ایرانی: فراتر از پذیرش ادبی

ویتمن ایرانی: فراتر از پذیرش ادبی ــ که به پذیرش والت ویتمن، شاعر نامدار آمریکایی، در یک دورۀ تقریباً صد ساله در ایران معاصر می‌پردازد ــ دارای نُه فصل، مقدمه، مؤخره و ضمیمه است. کتابِ حاضر تحقیقی بینارشته‌ای است: از سویی ادبیات تطبیقی (پذیرش ادبی، تأثیرپژوهی و تصویرشناسی) و نقد ادبی (تاریخ‌گرایی نو)، و از سوی دیگر مطالعات ترجمه (ترجمه و ایدئولوژی و فرامتن). ویتمَن ایرانی کتابی است روشمند، اصیل و نوآورانه که یکسره بر منابع دست اول و مستند و تحلیل عالمانه، حرفه‌ای و خلاقانۀ آن‌ها استوار است. آراء، استدلال‌ها و نتیجه‌گیری‌های نویسنده نیز منطقی و علمی است. او تقریباً تمام منابع در این زمینه را دیده، از صافی نقد و تحلیل گذرانده و به دور از فضل‌فروشی «به اندازه» آورده است. مهم‌تر از این‌ها، خوانش‌های نوآورانه‌ای است که نویسنده در جای جای کتاب عرضه و نیز رابطه‌ای منطقی و مستدلی است که میان مطالب مختلف برقرار می‌کند. اگر از پاره‌ای تکرارهای نالازم بگذریم ویتمَن ایرانی کتابی است به‌غایت خوش‌ساخت که خواندنش سخت لذت‌بخش است. مطالعۀ کتاب حاضر برای علاقه‌مندان به ادبیات معاصر فارسی، ادبیات آمریکا، ادبیات تطبیقی، و مطالعات ترجمه سودمند و مغتنم، و مرجعی الهام‌بخش است برای کسانی که می‌خواهند در این زمینه کار کنند.

ادبیات تطبیقی، و مطالعات ترجمه، تحقیقی بینارشته‌ای، والت ویتمن، پذیرش ادبی

مقایسه مفهوم تجربه زیباشناختی نزد هانس گئورگ گادامر و امام محمدغزالی

دوره 1، شماره 1، شهریور 1400، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22077/islah.2021.3693.1010

آزرم مرکزی، محمدرضا شریف زاده

چکیده متفکران مسلمان ایرانی در سده‌های نخست هجری با برپاساختن نوعی عرفان، در جهت دریافت ادراک ایرانی از مفاهیم دینی حرکت می‌کردند و امام­ محمد غزالی از جریان‌سازترین این اندیشمندان است. یکی از تجربیات عارفانه که وی آن را راهی برای دریافت حقیقت برمی‌شمارد "سماع" است که درباره­ شرایط، انواع، حالات سماع­ کنندگان و درجات آن در کتاب احیاء علوم ‌الدین، به تفصیل صحبت کرده‌است. این تجربه­ خاص عارفانه، نحوه‌ای از ادراک حقیقت است که با سیر اندیشه­ غربی متفاوت است. هانس‌ گئورگ گادامر، فیلسوف معاصر نیز که با نقد سوبژکتیویسم در جهت ارایه‌ رویکردی جدید از فلسفه­ باستان حرکت می‌کند، با بیان آنچه در فهم هنر رخ می‌دهد سعی می‌کند تا نحوه‌ فهم و ادراک از راه هنر تاتر را شرح دهد. اگرچه مفهوم هنر به معنی امروزین در نزد فقیه مسلمان قرن ششم مطرح نبوده؛ اما هدف از این پژوهش که با توجه به رویکرد هرمنوتیکی گادامر و مقایسه‌ توصیفی و تحلیلی این تجربیات زیباشناسانه با یکدیگر انجام شده، تلاش برای خوانشی جدید از اندیشه‌های یکی از برجسته‌ترین متفکرین ایرانی در مقایسه با یک فیلسوف معاصر ‌است؛ زیرا شناخت همواره بر اساس مقایسه و تطبیق صورت می‌پذیرد.

تصویرشناسی در ادبیات تطبیقی: شناخت خود از نگاه دیگری

دوره 1، شماره 1، شهریور 1400، صفحه 135-155

https://doi.org/10.22077/islah.2021.4409.1036

حمیده لطفی نیا

چکیده آنچه در این مقاله می آید نگاهی به تصویرشناسی در ادبیات تطبیقی است. نگارنده، پس از مقدمه ای کوتاه از سابقه تصویرشناسی در فرانسه، به تعریف و انواع آن می پردازد. تصویرشناسی یکی از مباحث مهم و ریشه ای در ادبیات تطبیقی است چرا که بنای ادبیات تطبیقی در فرانسه بر آن نهاده شده است و تاثیر و تاثر که آغاز نگاه فرانسوی ها به ادبیات خارجی است در گرو شناخت تصویری از دیگری است. قسمت مهمی از این شناخت متعلق به فرهنگ « ناظر » است که چگونه به تصویر دیگری می نگرد و در این نگاه، فرهنگی را که در آن زیسته است، دخیل می کند. در این راستا به معرفی تصویرهای اگزوتیک و کلیشه هایی که در ادبیات از خلال نگاه دیگری به وجود آمده است، پرداخته خواهد شد و در پایان با بررسی چند سفرنامه، به پژوهش در سفرنامه ها در حوزه ادبیات تطبیقی اشاره می شود. با این بررسی و بیان مثال درصدد هستیم که به بدفهمی هایی که از این موضوع در حوزه پژوهش در ایران شده است، توجه کنیم و با تحلیل و نقد مثال ها بر این امر تاکید می کنیم که هر پژوهشی که در آن مقایسه تصویر صورت بگیرد در حوزه ادبیات تطبیقی نمی گنجد.

مطالعه‌ بین رشته‌ای اقتباس سینمایی تک درخت ها از هوشنگ مرادی‌کرمانی

دوره 1، شماره 1، شهریور 1400، صفحه 183-207

https://doi.org/10.22077/islah.2021.4578.1048

مریم اسماعیلی

چکیده یکی از حوزه‌های پژوهش در ادبیات تطبیقی مطالعه‌ ارتباط میان ادبیات و سینماست. این پژوهش از منظر ادبیات تطبیقی و با رویکردی بینارشته‌ای به بررسی چگونگی فرایند اقتباس از داستان "تک ­درخت‌ها" (نوشته­ هوشنگ مرادی کرمانی) و اقتباس فیلمیِ این داستان (به کارگردانی سعید ابراهیمی ­فر) می‌پردازد. هدف مقاله، بررسی و تحلیل تغییراتی است که در فرایند اقتباس رخ داده­ است. چارچوب نظری این تحقیق براساس نظریه‌ اقتباسی از لیندا هاچن است. از نظر هاچن اقتباس فرایندی کنش­گرانه و معنا­آفرین است که اقتباس­گر در جایگاه خواننده با متن وارد تعامل می‌شود. برایند این خوانش، تفسیری خلاقانه است که برساخته‌ ذهنیت اقتباس­گر است. بر­این اساس، معیار ارزیابی اقتباس سینمایی، وفاداری نیست. در این مقاله نشان می‌دهیم چرایی و چگونگی روایت خاص سعید ابراهیمی‌فر در مقام کارگردان و اقتباس­گر، اثری مستقل از داستان‌ "تک ­درخت‌ها"ی مرادی می‌آفریند که تفاوت‌های چشمگیری با متن نوشتاری مبدأ دارد.

مروری بر کتاب درآمدی بر ادبیات تطبیقی: جریان‌ها و کاربردهای نوین. اثرِ سزار دومینگز، هان ساسی و داریو ویلانوا

دوره 1، شماره 1، شهریور 1400، صفحه 255-264

https://doi.org/10.22077/islah.2020.3872.1013

عبدالرسول شاکری

چکیده کتاب معرفی ادبیات تطبیقی: گرایش‌ها و کاربردهای نوین نوشتۀ سزار دومینگز (دانشیار ادبیات تطبیقی و صاحب کرسی ژان مونه، اسپانیا)، هان ساسی، (استاد دانشگاه در گروه ادبیات تطبیقی دانشگاه شیکاگو)، و داریو ویلانوا، (استاد ادبیات و ادبیات تطبیقی در دانشگاه سانتیاگو دو کامپوستلا، اسپانیا) در انتشارات راتلج (2015) منتشر شده است. این کتاب در سال 1399 با ترجمۀ مسعود فرهمندفر و روشنک اکرمی با عنوان درآمدی بر ادبیات تطبیقی در انتشارات سیاهرود در تهران انتشار یافته است. در ادامه، به معرفی کتاب پرداخته می‌شود و پس از آن، با بحثی فشرده دربارۀ چالش‌های مطالعات مربوط به ادبیات تطبیقی و فعالیت‌های صورت‌گرفته در این زمینه در کشورمان، بر اساس کتاب مورد بحث، پیشنهادها و راه‌کارهایی ارائه می‌شود. عمدۀ چالش‌های ادبیات تطبیقی در ایران در دو بخش خلاصه می‌شود، یکی ناآشنایی با نظریه‌ها و دیگری تعریف نشدن سیستم و نظام استاندارد علمی و دانشگاهی برای این رشته. آشکار است که نخستین مرحلۀ آشنایی با نظریه‌ها از طریق ترجمه میسر می‌شود. در نتیجه نخستین راه‌کار برای بهبود و گسترش ادبیات تطبیقی در ایران به راه افتادن جنبش ترجمه به شکلی نظام‌مند و از طریق ترجمۀ متون اصلی در این زمینه خواهد بود.