بررسی عالم خیال منفصل در قصّههای «تلخون» و «آه» صمد بهرنگی از منظر پدیدارشناسی کربن
صفحه 1-22
https://doi.org/10.22077/islah.2021.4596.1050
مصطفی میردار رضایی، سیاوش حق جو
چکیده عالم خیال منفصل، پیوندگاه دو کیهان مادی و غیرِمادی است؛ به دیگر تعبیر، این عالم، جهانی است برزخی که رویدادها و عناصر آن مابین دو دنیای مادی و عقلی قرار می گیرند. هانری کربن با تلفیق پدیدارشناسی هوسرل (و دیگر فیلسوفان این نحله) با نگره های بزرگان شرقی، به خصوص با اندیشه های شیخ اشراق، به کشف این عالم دست می یابد و در ادامه، از منظر این جهان میانین و بهره گیری از متر و معیار مختص آن، به بررسی متون می پردازد. از جمله متونی که می توان با معیارهای عالم خیال منفصل به بررسی آن پرداخت، قصّه های صمد بهرنگی است؛ نویسنده ای که عمدتاً مشتهر به افکار مارکسیستی است و از شاخص ترین چهره های ادبیات کودک و نوجوان به حساب می آید. این مطالعه که به روش تحقیق مبتنی بر پدیدارشناسی کربن نوشته شده است، می کوشد تا به بررسی اجزای عالم خیال منفصل در دو قصّۀ «تلخون» و «آه» بپردازد. بر اساس یافته های این مطالعه، برخی از مؤلفه های عالم خیال منفصل که در این دو داستان دیده می شوند، عبارت اند از: انفسی بودن زمان، عدم تبعیت از جغرافیای مادی، پیروی نکردن از مختصات ماده، شیوۀ خیالی (مثالی) در ادراک و آگاهی، تجسّم و تجسّد معانی و بروز فعل ذیشعور از غیرِذیشعور. همچنین بررسی قصّه های بهرنگی از منظر عالم خیال منفصل نشان می دهد که بسیاری از قصّه های او بیرون از حوزۀ اندیشه های مارکسیستی قرار خواهند گرفت.
بررسی تطبیقی بنمایههای اگزیستانسیالیستی رمان بیگانه کامو و داستان سگ ولگرد صادق هدایت
صفحه 23-42
https://doi.org/10.22077/islah.2021.4570.1046
شهرام احمدی، سایه غرایاق زندی
چکیده اگزیستانسیالیسم جریانی فکری ـ فلسفی است که انسان را مرکز هستی میداند و در آن، انسان با تمام ابعاد وجودی و ذهنی خود، با مسائل مختلف، به ویژه مسائل هستی شناسانه مواجهه می شود. آلبر کامو و صادق هدایت از جمله نویسندگانی بودند که مؤلفه های مکتب اگزیستانسیالیسم در برخی از داستانهایشان مشاهده میشود. نوشتار حاضر با روش تحلیلی ـ تطبیقی به بررسی بنمایه ها و ویژگی های فلسفه ی وجودی در رمان بیگانه ی آلبر کامو و داستان سگ ولگرد صادق هدایت میپردازد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که بیشتر مؤلفه-های مکتب اگزیستانسیالیسم در دو اثر مزبور وجود دارد، با این توضیح که برخی مؤلفه ها مانند «تنهایی» و «نوستالژی» در داستان سگ ولگرد نمود بیشتری دارند، برخی مؤلفهها مانند «معناباختگی و پوچی» و «بدبینی و شکّاکیّت» در بیگانه قویترند و پاره ای مؤلفهها مثل «امیدواری و ناامیدی»، «جبر و اختیار» و «مرگاندیشی و خودکشی» در هر دو اثر پایاپای است.
بومیسازی شعر «آنگاه پس از تندر» از فیلم «مُهر هفتم »برگمان
صفحه 43-62
https://doi.org/10.22077/islah.2022.4842.1064
زهرا خوشامن، اکبر شایانسرشت
چکیده یکی از زمینه های تحول شعر معاصر ایران، الهام از متون خارجی است که در برخی موارد این تأثیرپذیری از آثار سینمایی صورت گرفتهاست. در این فرایند، الهامگیرندگان اغلب با ایجاد تغییرات متناسب با فرهنگ مقصد، به بومیسازی پرداختهاند. در فرایند الهام گیری اخوان ثالث در شعر «آن گاه پس از تندر» از فیلم فلسفی «مُهر هفتم» برگمان، اثر خارجی در هنگام ورود به سپهر نشانهایِ خودی، از جنبه های مختلف تغییراتی در جهت ذوق و سلیقۀ بومی داشته است. تبیین راهکارهای بومی سازی در حرکت از متن مبدأ به متن مقصد بر اساس نظریۀ یوری لوتمان، اساس مقالۀ حاضر است که نشان میدهد وی بیشتر تلاش میکند با مقاومت و مدیریت مماشات، در یک رابطۀ قبضی و محدودکردن فضای عملکردی، فضای سنتی را بیشتر نگاه دارد و در ساختار سنت باقی بماند. بدین منظور از بومیسازی زبانی به شکل باستان گرایی (آرکائیسم) زبانی، کاربرد کلمات و تعبیرات رایج عامیانه و کاربرد اجتماعی زبان استفاده کرده و با بومیسازی تصویری، تاریخی، جغرافیایی، سیاسی و اجتماعی در جهت استعلای متن خارجی و نزدیککردن آن با فرهنگ مقصد، حرکت کرده است؛ اما در مواردی اندک با استفادۀ مستقیم از عناصر غیرخودی در رابطهای بسطی، تصور فرهنگ را از خودش در هم میریزد و به نوآوری میپردازد.
در جستجوی سخن فرودست در ادبیات تطبیقی
صفحه 63-82
https://doi.org/10.22077/islah.2022.4891.1068
امیرحسین وفا
چکیده مقالۀ حاضر ضمن مروری بر نظریات گایاتری چاکراوارتی اسپیوک در حوزۀ «فرودست پژوهی»، به بررسی آثار اخیر وی در رشتۀ ادبیات تطبیقی خواهد پرداخت. اسپیوک که همواره علیه ساختار و گفتمان نخبهگرای علوم انسانی در جوامع غربی و در حاِلِ توسعه موضع گرفته، معتقد است مطالعات تطبیقی ادبیات جهان که امروزه عمدتاً همگام با منطق جهانیسازی در عصر سرمایهداری انجام میپذیرد، نیازمند یک تحول روششناختی ورایِ تاریخ اروپامحور رشته، روی آوردن به زبانآموزی از فرهنگ جوامع فرودست از جمله پناهجویان، کارگران مهاجر و دیگر قربانیان تاریخ امپریالیسم و سرمایهداری جهانی میباشد. در پژوهش پیش رو، با مطالعۀ گزیدۀ آثار اسپیوک؛ یعنی «آیا فرودست میتواند سخن بگوید؟» (1985)، مرگ یک رشته (2003) و «بازاندیشی بر تطبیقگرایی» (2009)، به این پرسش، پاسخ خواهیم داد: آیا سنتهای ادبی پسااستعماری (نظیر ادبیات فارسی) فرصتی برای ابراز وجود در عرصه جهانی، درون چهارچوب رشته ادبیات تطبیقی، خواهند داشت؟ جواب اسپیوک «آری» است؛ اما به شرط رشد آگاهی منتقد نسبت به نابرابریهای حاکم در نظام جهانی ادبیات و ساختارزدایی از مطالعات ادبی به سوی رشتهای که او آن را «ادبیات تطبیقی نوین» مینامد؛ طرحی نو از رشته که عیارش «زبانآموزی ژرف» و پرداختن به فرهنگ و ادبیات مردمان «فرودست» است.
رویکردی فرارشتهای به مواجهۀ خود و دیگری: عوامل مؤثر در شکلگیری و پذیرش زبان ترجمه در جامعۀ مقصد
صفحه 83-102
https://doi.org/10.22077/islah.2022.4825.1063
محمدرضا رضائیان دلوئی
چکیده ترجمه رمزگان سومی است که بر اثر مواجهۀ رمزگان مبدأ و مقصد (خود و دیگری) شکل میگیرد. رمزگان سوم دربردارندۀ هر دو رمزگان مبدأ و مقصد است، ولی مستقل از هر آنهاست و استانداردهای خاصی دارد. این رمزگان نمودهای گوناگونی دارد و ممکن است از هنجارهای کاربردی زبان مقصد و یا نظام قواعد آن دور شود. هدف از این مقالۀ مفهومی، تعیین و تبیین عوامل مؤثر در شکلگیری رمزگان سوم و سپس پذیرش آن در متون ترجمهشده در جامعۀ مقصد است. نتایج پژوهش نشان میدهد در نمود این رمزگان در ترجمه و پذیرش آن در جامعۀ مقصد، طیف گستردهای از عوامل زبانشناختی، پیرازبانی، فردی، روانشناختی، سیاسی و جامعهشناختی تأثیرگذارند. این عوامل در هشت دستۀ کلی قرار میگیرند که عبارتاند از شأن زبان مقصد در مقایسه با زبان مبدأ، جایگاه ترجمه و مترجم در جامعۀ مقصد، نقش مترجم، نقش خواننده، نقش ویراستار، نقش پیرامتن و فرامتن، هدف ترجمه و سیاستهای نشر.
بهروزآمدگی نمایشنامه مکبث اثر شکسپیر: تحلیل گفتمانی
صفحه 103-120
https://doi.org/10.22077/islah.2021.4501.1043
یاسمن یاسی پور طهرانی
چکیده هدف این جستار مطالعه اقتباس سینمایی نمایشنامۀ مکبث از منظر بینِرشتهای در قلمرو ادبیات تطبیقی است. مطالعۀ اقتباسهای سینمایی از آثار ادبی، شاخهای در پژوهشهای ادبیات تطبیقی است که در آن پژوهشگر تغییرات حاصل از تبدیل متن نوشتاری به متن دیداری را تحلیل میکند. اقتباس در خلأ صورت نمیپذیرد و از گفتمانهای غالب زمان و مکان تولید تأثیر میپذیرد. در این پژوهش گفتمانهای غالب اقتباس سینمایی قرن بیست و یکم مکبث در اقتباسی با عنوان اسکاتلند، پی ای به کارگردانی بیلی موریست (2001) تحلیل شده است. بررسی و تحلیل دقیق گفتمانها در این اقتباس نشان میدهد که چگونه اقتباسهای سینمایی آثار ادبی از بافت اجتماعی و فرهنگی خود تأثیر میپذیرند. بهسخن دیگر، موریست نمایشنامة قرن شانزدهم شکسپیر را در بطن گفتمانهای دوران نوین، یعنی هزارۀ سوم میلادی، بازآفرینی و اثر نوینی را خلق کرده است. در این تحقیق از نظریه اقتباس لیندا هاچن و الگوی گفتگوی متنآمیختگی رابرت استم بهعنوان چهارچوب نظری و روش تحقیق بهره بردهام. این مطالعه نشان داده که چگونه در دنیای امروز، قدرتطلبی، ثروتاندوزی، تبعیض اجتماعی و بیعدالتی به شکلهای مختلف همچنان ادامه یافته است و چگونه صاحبان قدرت و ثروت با استفاده از شیوههای نوین و پیچیدهتر، به استثمار فرودستان جامعه پرداختهاند. به سخن دیگر، موریست با اقتباس خلاقانۀ خود از نمایشنامۀ قرن شانزدهم شکسپیر برای بیان چالشها و معضلات جهان معاصر استفاده و اثر جدیدی خلق کرده است.
واقعنمایی و بازنمایی در فلسفه و سینما: بررسی نقادانۀ فیلم مرد عوضی اثر آلفرد هیچکاک با اشاره به نظریۀ آندره بازَن
صفحه 121-144
https://doi.org/10.22077/islah.2021.4727.1055
محمد غفاری، ملیکا رمزی
چکیده مسئلۀ چیستی «واقعیت» و چگونگی بازنمایی آن در آثار هنری و ادبی از دیرباز یکی از مهمترین دغدغههای هنرآفرینان و نظریهپردازان بوده است. اوج آن اواسط سدۀ نوزدهم بود که بهدنبال تحولات علمی و اجتماعی، از جمله اختراع دوربین عکاسی، نقاشان و نویسندگان اروپایی با صراحت و جدیت بیشتری به این موضوع پرداختند که حاصل آن شکلگیری جنبش «رئالیسم» (واقعنمایی) با هدف ثبت دقیق و عینینگرانۀ واقعیت خارجی، بهویژه واقعیتهای جامعه و وضع طبقههای پایین، بود. فیلم مرد عوضی ساختۀ آلفرد هیچکاک (1957) فیلمی داستانی بر اساس رویدادی واقعی و شامل بسیاری از مضمونهای رئالیسم است. ادعای خود کارگردان این بوده که فیلم او «مستند» و بازنمایندۀ حقیقت است، بدون هیچ دخلی و تصرفی. پس از شرح تطبیقی و موجز مفهومهای «واقعیت» و «واقعیتنمایی» در فلسفه و سینما، پژوهش حاضر این فیلم را بر اساس نظریۀ آندره بازَن دربارۀ سینمای رئالیستی تحلیل میکند تا نشان دهد که، بهرغم ادعای فیلمساز و وجود برخی ویژگیهای واقعنمایانه، آیا در نهایت میتوان این فیلم را اثری رئالیستی در شمار آورد یا نه. تحلیل این فیلم نشان میدهد که مرد عوضی نهفقط عاری از جنبههای ذهنمحور نیست، بلکه طبق گزارشهای موجود چندان هم به ماجرای واقعی وفادار نبوده است و با تعریف بازن از رئالیسم مطابقت نمیکند. پژوهش حاضر، به این ترتیب، به این بحث میرسد که، با فرض وجود مستقل واقعیت عینیِ بیرونی، آیا اصولاً بازنمایی وفادارانه و بیطرفانۀ آن در رسانههای هنری، از جمله سینما و ادبیات، ممکن است یا خیر.
بررسی اقتباس هملت در انیمیشن سیمپسونها
صفحه 145-172
https://doi.org/10.22077/islah.2022.4992.1076
بتول موسوی، لاله آتشی
چکیده چکیده
این پژوهش در پی یافتن تغییراتی است که انیمیشن سیمپسونها به مثابۀ رسانهای متفاوت با ادبیات، در نمایشنامۀ هملت، اثر شکسپیر ایجاد میکند. در یکی از قسمتهای سیمپسون ها، مجموعۀ تلویزیونی که از محبوبیت جهانی برخوردار است، اقتباسی کوتاه از هملت ارائه میشود. در این مقاله این مجموعه را بررسی میکنیم تا دریابیم این رسانه چگونه از هملت برای هجو زندگی آمریکایی بهره میگیرد. این پژوهش گذار ادبیات نخبهپسند به فرهنگ عامهپسند را بررسی میکند و سرشتی بینارشتهای دارد چون ارتباط ادبیات و رسانه را میکاود. ابتدا سنتهای ژانریِ سریال سیمپسونها و پیشینۀ شخصیتهایش شرح داده خواهد شد و سپس پرسشهایی که لیندا هاچن در اقتباسپژوهی طرح میکند مورد بررسی قرار خواهند گرفت. این پژوهش نشان میدهد که اقتباس هملت در انیمیشن سیمپسون ها، از یک سو فرهنگ نخبهگرا و ادبیات "فاخر" را ریشخند میکند و از سوی دیگر کلیشهی خانوادهی هستهای امریکایی را با طنزی اغراقآمیز هجو مینماید. فرهنگپژوهان در ایلات متحده سیمپسونها را از منظر ایدئولوژیک نقد کردهاند اما در ایران، انیمیشنها کمتر مورد مطالعۀ نقادانه قرار گرفتهاند. این مقاله نشان میدهد که سیمپسونها چگونه با اقتباس دولایه نسبت به فرهنگ فاخر واکنش نشان دادهاند.
سیر تحول ادبیات تطبیقی در دانشگاههای جهان عرب
صفحه 173-202
https://doi.org/10.22077/islah.2022.4795.1060
حجت رسولی، شلیر احمدی
چکیده در جریان نهضت ادبی عربی و آغاز تعاملات جهان عرب با اروپا در اوایل قرن نوزدهم میلادی بهمرور ادبیات تطبیقی به کشورهای عربی راه یافت. از آن زمان تاکنون، ادبیات تطبیقی در جهان عرب با فراز و نشیبهایی مواجه بوده و مراحل مختلفی را طی کرده و تلاشهای زیادی بهویژه در دانشگاههای کشورهای عربی، بهعنوان بستر تحول ادبیات تطبیقی، صورت گرفته است. اینکه از ابتدا ادبیات تطبیقی در جهان عرب و از جمله در دانشگاهها چه مراحلی را پشت سر نهاده و چه تحولاتی را به خود دیده، موضوعی است که نیازمند مطالعه و بررسی است و این نوشتار عهدهدار آن است. به این منظور سیر تحول و مراحل شکلگیری و تطور ادبیات تطبیقی در جهان عرب با تمرکز بر دانشگاهها و تألیفات شخصیتهای دانشگاهی تا پایان قرن بیستم با روش تحلیلی و تاریخی و با مراجعه به منابع و مستندات موجود در این زمینه بررسی شده است. نتیجهٔ این بررسی آن که ادبیات تطبیقی در جهان عرب با وجود اینکه تا پایان قرن بیستم مرحلهٔ تأسیس و ترویج و رشد را طی کرده و شاهد تغییرات چشمگیری بوده، ولی در قیاس با دنیای غرب مرحلهٔ جنینی را طی کرده و تحقیقات محققان جهان عرب با مشکلات و آسیبهای زیادی روبهروست. در نتیجه، بهطورکلی و حتی در مقایسه با سایر علوم ادبی نیز از جایگاهی که باید برخوردار نیست.
چند مؤلفه پسااستعماری در رمان موسم الهجرة الى الشمال طیب صالح
صفحه 203-228
https://doi.org/10.22077/islah.2022.4858.1066
هادی نظری منظم
چکیده نظریه پسااستعماری و ادبیات تطبیقی، هردو فرامرزی و فرافرهنگیاند و با «دیگری» ارتباطی ناگسستنی دارند. ادوارد سعید، هومی بابا و گایاتری اسپیواک نظریهپردازان مطالعات پسااستعماری در درجة نخست، تطبیقگرانی بنام بوده و هستند. رمان موسم الهجرة إلی الشمال اثر الطیب صالح، برترین رمان عربی قرن بیستم و یکی از مهمترین رمانهای جهان است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و بر اساس مفاهیم نظریه پسااستعماری، به بررسی تصویر استعمارگر و استعمارشده در این رمان میپردازد. «تقابل شرق با غرب» از نگاه ادوارد سعید، «دورگه بودگی و فضای سوم» هومی بابا، و «فرودستان» اسپیواک از مهمترین مباحث نظری این پژوهش است. رمان موسم الهجرة الى الشمال تجربه کشمکش میان شرق و غرب را بازتکرار میکند که در واقع انعکاسی از کشمکش بین راوی و خود او با جامعة سودانِ پس از استعمار است. مصطفی سعید، راوی و شخصیت اصلی رمان ، با وجود «دورگه بودگی»، هرگز نتوانست به «فضای سوم» از نگاه هومی بابا نزدیک شود. حَسنه همسر قهرمان رمان و کشاورزان و کارگران جامعه روستایی سودان نیز از جمله استعمارشدگانی هستند که صدایشان شنیده نمیشود.
بررسی خاستگاه شرقی ادبیات جهان از منظر گوته
صفحه 229-248
https://doi.org/10.22077/islah.2022.4976.1072
ابوالفضل حری
چکیده این مقاله خاستگاه شرقی ادبیات جهان را از منظر گوته تبیین میکند. گوته در 1813 از طریق ترجمه هامرپورگشتال با دیوان حافظ آشنا میشود و به تأسی از حافظ، دیوان غربی شرقی خود را می سراید؛ اما تقریباً یک دهه پس از سرایش دیوان، در گفت وگویی که با اکرمان دارد، برای اولین بار اصطلاح «ادبیات جهان» را به کار می گیرد؛ چون معتقد است ادبیات ملی معنای خود را از دست داده و عصر ادبیات جهانی فرا رسیده است. با این حال، به نظر می رسد گوته در ابداع این اصطلاح برکنار از فرهنگ و ادبیات شرقی و به ویژه دیوان حافظ نبوده است. در واقع، بحث این است که دیوان غربی شرقی گوته اثری است که از طریق مواجهۀ گوته با ترجمۀ آثار شرقی و به ویژه و از همه مهمتر، غزلیات حافظ پدید آمده است. از منظر گوته، ادبیات جهان، نه مجموعه ادبیاتهای ملی و نه شاهکارهای جهان است؛ بلکه فرایندی پویاست از تعامل میان ملتهای جهان، با هدف از میان برداشتن دیوارهای تعصبات ملی که همزیستی مصالحتآمیز را دچار آسیب کرده است. این مقاله به جایگاه ادبیات جهان از طریق خوانش گوته از گفت وگو با حافظ اشاره میکند.
اصول راهبردی در راستای مدیریت میان رشته ای ها در " نظام دانشگاهی"
صفحه 249-276
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5056.1078
حمیده دباغی، یونس نوربخش
چکیده امروزه در رویکردی جهانی، نظامهای آموزشی و دانشگاهی، به سیستم توسعۀ علوم چندوجهی، پیچیده و میان رشته ای روی آورده اند. دانشگاههای ایران نیز از این قاعده برکنار نیستند؛ به طوری که بهره مندی از دیدگاه مسئله محوری و چندبُعدی در آموزش و پژوهش دانشگاهی، امروزه در دستور کار آنها قرار گرفته و پیوند میان آموزش و صنعت از اهمیت زیادی برخوردار شده است؛ اما سؤال این است که آیا گفتمان میان رشته ای به واقع در دانشگاه ها، شکل گرفته است؟ موانع و چالشهای شکلگیری و توسعۀ میانرشتهای ها در نظام دانشگاهی چیست؟ در این راستا با استفاده از روش کیفی (تکنیک تحلیل مضمون)، پرسش های نیمه ساخت مند و مصاحبه با خبرگان و بازیگران عرصۀ دانشگاهی، محققان و اساتید دانشگاهی، سپس کدگذاری چندمرحله ای متون 30 مصاحبۀ نیمه ساخت مند، 26 مقاله و 11 سخنرانی برآمده از کنفرانس ملی میان رشته ای ها، و تحلیل مضمونی آنها، در نهایت 120 مفهوم، 104 مقولۀ فرعی، 8 مقولۀ اصلی و یک مفهوم هسته ای استخراج و مشخص شد که هنوز گفتمان میان رشته ای در دانشگاه شکل نگرفته است. همچنین درمجموع، 11 دسته موانع میان رشته شدن نظام دانشگاهی استخراج شد که به موانع آموزشی و حرفهای، موانع روانشناختی، موانع تعامل میان بخشی، موانع ساختاری، موانع اداری، موانع مالی، موانع اجتماعی فرهنگی و موانع مدیریتی، غلبۀ رشتههای کلاسیک، موانع ناشی از بازیگران دانشگاهی و نبود بستر قانونی مناسب اشاره دارند. برای حل و رفع این موانع، 6 راهبرد و توصیۀ سیاستی مرتبط با هریک ارائه شد.
ویتمن ایرانی: فراتر از پذیرش ادبی
صفحه 277-287
https://doi.org/10.22077/islah.2021.4715.1052
مصطفی حسینی
چکیده ویتمن ایرانی: فراتر از پذیرش ادبی
ویتمن ایرانی: فراتر از پذیرش ادبی ــ که به پذیرش والت ویتمن، شاعر نامدار آمریکایی، در یک دورۀ تقریباً صد ساله در ایران معاصر میپردازد ــ دارای نُه فصل، مقدمه، مؤخره و ضمیمه است. کتابِ حاضر تحقیقی بینارشتهای است: از سویی ادبیات تطبیقی (پذیرش ادبی، تأثیرپژوهی و تصویرشناسی) و نقد ادبی (تاریخگرایی نو)، و از سوی دیگر مطالعات ترجمه (ترجمه و ایدئولوژی و فرامتن). ویتمَن ایرانی کتابی است روشمند، اصیل و نوآورانه که یکسره بر منابع دست اول و مستند و تحلیل عالمانه، حرفهای و خلاقانۀ آنها استوار است. آراء، استدلالها و نتیجهگیریهای نویسنده نیز منطقی و علمی است. او تقریباً تمام منابع در این زمینه را دیده، از صافی نقد و تحلیل گذرانده و به دور از فضلفروشی «به اندازه» آورده است. مهمتر از اینها، خوانشهای نوآورانهای است که نویسنده در جای جای کتاب عرضه و نیز رابطهای منطقی و مستدلی است که میان مطالب مختلف برقرار میکند. اگر از پارهای تکرارهای نالازم بگذریم ویتمَن ایرانی کتابی است بهغایت خوشساخت که خواندنش سخت لذتبخش است. مطالعۀ کتاب حاضر برای علاقهمندان به ادبیات معاصر فارسی، ادبیات آمریکا، ادبیات تطبیقی، و مطالعات ترجمه سودمند و مغتنم، و مرجعی الهامبخش است برای کسانی که میخواهند در این زمینه کار کنند.
ادبیات تطبیقی، و مطالعات ترجمه، تحقیقی بینارشتهای، والت ویتمن، پذیرش ادبی
دور دنیا با هشتاد کتاب
صفحه 289-299
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5141.1085
علی رضا انوشیروانی
چکیده کتاب دور دنیا با هشتاد کتاب آخرین کتاب دیوید دمراش، رئیس و استاد گروه ادبیات تطبیقی دانشگاه هاروارد، است. دمراش نظریهپرداز ادبیات جهان است. او این نظریه را در چند کتاب شامل ادبیات جهان چیست؟ (2003)، چگونه ادبیات جهان را بخوانیم؟ (2009)، تدریس ادبیات جهان (2009)، مبانی نظری ادبیات جهان (2014)، و مقایسۀ ادبیاتها: مطالعات ادبی در عصر جهانی (2020) بهصورت نظری و عملی شرح داده است. در تمام این آثار دمراش هدف روشنی را پیگرفته است: تبیین نظریه ادبیات جهان از ابعاد مختلف از گذشته تا حال و آموزش عملی روش تحقیق در این شاخه جدید از ادبیات تطبیقی. با نگاهی کلی به آثارش میتوانیم دستاوردهای بنیادین دمراش را در دو محور اصلی خلاصه کنیم: اول، ادبیات جهان شکل نوینی از ادبیات تطبیقی است که به معنای واقعی کلمه از مرزهای ملی و زبانی و فرهنگی گذشته و کلیّت ادبیات جهان را دربرمیگیرد؛ دوم، برای رهایی از سلطه اروپامحوری و نظام نئولیبرالیستی باید از ترجمه مدد بجوییم. کتاب دور دنیا با هشتاد کتاب با همین نیّت نوشته شده است.
