دوفصلنامه مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی
دوره و شماره: دوره 2، شماره 2 - شماره پیاپی 4، اسفند 1401، صفحه 1-324 
مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

مطالعۀ تطبیقی داستان رزم کیخسرو و افراسیاب در نگاره‌های شاهنامۀ بایسنغری و طهماسبی با رویکرد ساختارگرایانه ولادمیر پراپ

صفحه 1-22

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5696.1157

غلامحسین رحیم زاده، محبوبه ذباح، علی ذباح

چکیده در دورۀ ایلخانان، نخستین نسخ مصور شاهنامه تولید شد و اشعار فردوسی، زمینه‌ای مناسب برای تصویرسازی قرار گرفت.  موضوع نگارۀ «نبرد کیخسرو با افراسیاب» در شاهنامۀ بایسنغری و طهماسبی، الهام­گرفته از اشعار فردوسی است که در هر دو نسخه یکسان است؛ اما نگاره­ها تفاوت­هایی دارند که به ‌دلیل داشتن تغییرات در بیان بصری حائز اهمیت هستند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و مقایسه دگرگونی­های تصویرسازی نگاره­ها می‌خواهد ژرف­ساخت داستان را آشکار کند؛ از این­رو  به این پرسش می‌پردازد که نگارگران شاهنامۀ بایسنغری و طهماسبی، چگونه داستان نبرد کیخسرو با افراسیاب را به تصویر کشیده‌اند؟ شیوۀ تحلیل در این پژوهش، بین‌رشته‌ای است و از رویکرد ساختارگرایی با تکیه بر نظریۀ ولادمیر پراپ برای تحلیل متن و تصویر استفاده می‌شود. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که هر دو نگاره در تطبیق با شاهنامۀ فردوسی دچار دگرگونی ساختاری هستند. در این امر، دلایلی مانند متأثرشدن از هنجارهای سیاسی، نظامی، اجتماعی و مذهبی، همچون شرایط ایدئولوژیک حاکم بر زمانه و زمینه و اعتقادات شخصی پادشاهان به‌عنوان سفارش‌دهندگان و مکاتب حاکم بر نگارگری مؤثر بوده‌اند. همچنین سبک شخصی نگارگران در بروز ویژگی‌های تصویرسازی، سبب ایجاد دریافت متفاوت از داستان فردوسی شده است. این امر حاکی از نوعی دگرگونی ساختاری در عوامل بیرونی و درونی، از قبیل حذف شخصیت رستم، توس و سپس جانشینی شخصیت بایسنغرمیرزا به جای کیخسرو به­عنوان قهرمان در نسخۀ بایسنغری و جانشینی شاه­طهماسب به‌جای کیخسرو در نگارۀ نسخۀ طهماسبی است.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تحلیل رباعیات خیام بر مبنای نظریه هیجانی پلاچیک

صفحه 23-50

https://doi.org/10.22077/islah.2022.5665.1151

علیرضا نبی لو، فرشته دادخواه

چکیده در دهـه ­های اخیـر، ورود مطالعـات میـان­رشتـه­ای به تحقیقـات ادبی، سبب تازگی و جذابیت پژوهش­های ادبی شده است. با توجه به ظرفیت رباعی به­عنوان یکی از قالب­های شعر فارسی و عاطفه که یکی از اجزای اصلی شعر است، در این پژوهش، رباعیات خیام از منظر روان­شناسی بررسی و تحلیل شده است. چهارچوب نظری این مقاله را نظریة پلاچیک تشکیل می­دهد. بر اساس این نظریه، هشت هیجان یا عاطفه میان تمام موجودات زنده مشترک است. این عواطف هشتگانه عبارت­اند از: تخریب، شادی، جذب، جهت­یابی، دفاع، محرومیت، دفع و اکتشاف. تمام هیجان­های مورد نظر پلاچیک، در رباعیات خیام قابل استنباط است. هیجان­های تخریب 37 مورد، شادی 90 مورد، جذب 107 مورد، جهت­یابی 61 مورد، دفاع 32 مورد، محرومیت 130 مورد، دفع 43 مورد و اکتشاف 103 مورد هستند. اگرچه تصور غالب بر این است که هستة مرکزی منظومة فکری خیام بر خوش­باشی و عشرت تمرکز دارد؛ اما این بررسی روان­شناختی روشن کرد که در این رباعیات، غم و اندوه بر شادی و لذت سیطره دارد. نتایج حاصل از این پژوهش گوشه­ای از ابعاد شخصیت عاطفی خیام را آشکار می­کند. 

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تحلیل تطبیقی و بین‌رشته‌ای مسئولیت‌پذیری در نظریة معنادرمانی ویکتور فرانکل و مثنوی مولوی

صفحه 51-78

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5655.1149

شبنم قدیری یگانه، اسماعیل آذر، ساره زیرک

چکیده پژوهش حاضر تحلیل تطبیقی و بین­ رشته ­ای مسئولیت‌پذیری در معنادرمانی ویکتور فرانکل، روان­پزشک اتریشی و مولانا، شاعر و عارف نامدار ایرانی است. در معنادرمانی آزادی اراده و مسئولیت­پذیری توأمان و نمایانگر انسان­بودن است. به باور فرانکل شناخت مسئولیت راهی برای کشف معنای زندگی است. مولانا نیز مسئولیت‌پذیری را مبنای زندگی می‌داند و انسان را به پذیرش مسئولانه اعمال در دنیا و آخرت رهنمون می­سازد. او همچون فرانکل ما را در قبال خداوند، خود، دیگران، موقعیت و سرنوشت مسئول می‌شمارد و از فرافکنی برحذر می­دارد. هدف از این پژوهش بیان شباهت‌ها و تفاوت‌های دیدگاه این دو اندیشمند درخصوص مسئولیت‌پذیری و مقایسة یک نظریة مطرح روان­شناسی با اندیشة عرفانی­ تعلیمی مولاناست. پژوهش بین­ رشته ­ای حاضر به روش توصیفی­ تحلیلی درصدد پاسخ به این پرسش‌هاست که وجوه هم­سویی یا تفاوت­های احتمالی این دو دیدگاه در چیست؟ دستاورد پژوهش بیانگر این است که آبشخورهای دو اندیشه برای بیان یک آموزة واحد متفاوت است. فرانکل از منظر روان­شناسی وجودگرا و مولانا بر اساس آموزه­ های قرآنی و عرفان اسلامی به مسئولیت­ پذیری پرداخته است. فرانکل معتقد به کشف مسئولیتی منحصربه‌فرد در تمامی جنبه ­های زندگی است؛ اما مولانا غیر از باورمندی به مسئولیت ­های خاص هر فرد، مسئولیت ­های بنیادین انسانی را نیز بیان کرده است. به عقیدة فرانکل انسان در دنیا مسئول انتخاب­هایش است؛ اما در نگاه مولانا انسان نه­ تنها در دنیا مسئولیت انتخاب­ هایش را بر عهده دارد؛ بلکه با اعمال دنیایی پاداش و جزای اخروی خویش را نیز رقم می ­زند. فرانکل مسئولیت ­گریزی را نتیجة ناتوانی در کشف معنا می­ شمارد و مولانا آن را حاصل غلبة نفس اماره و ریشة بسیاری از بی ­اخلاقی ­ها می­داند.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

خوانشی لکانی بر عصیان و مرگ اندیشی در اشعار نصرت رحمانی و هنری چارلز بوکوفسکی

صفحه 79-98

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5645.1146

مهنوش وحدتی، فاضل اسدی امجد

چکیده مقالۀ حاضر، پژوهشی تطبیقی در باب تبیین علل عصیان و مرگ­اندیشی در آثار دو شاعر معاصر، نصرت رحمانی و هنری چارلز بوکوفسکی، به کمک نظریات ژاک لکان در سه ساحت خیالی، نمادین و امر واقع است. هدف تحقیق، ابتدا آشکارسازی این موارد در اشعارآن دو و سپس یافتن دلایل روانی، اجتماعی آن است. یکی از اشکال عصیان‎گری در آثار این دو شاعر، بیان صریح اعتیاد راویان آن‎ها به مواد مخدر و الکل است. این عصیان و اعتیاد، راویان را به مرز مرگ، یأس و بدنامی کشانده است و در عین حال هیچ ‎یک از این پیامدها سبب ترک این فانتزی از طرف آن‎ها نمی‎شود. درواقع ژوئَسانس یا لذتی که با درد و گناه همراه است، آن‎ها را به سمت مرگ سوق می‎دهد. با بررسی عصیان‎گری و مرگ‎اندیشی در شخصیت‎های این دو شاعر، درخواهیم یافت که ریشۀ این معضلات، عواطف سرکوب­شده‎ای است که در نتیجۀ تقابل سوژه‎ها با دیگری بزرگ به وجود می‎آیند. درواقع آن‎ها اسیر چرخه‎ای در ساحت نمادین هستند که برای خاتمه­دادن به آن چاره‎ای جز عصیان‎گری و مرگ‎اندیشی ندارند. با ورود به امر واقع و درک این فقدان، راویان دچار روان‎ضربه شده­اند و با آرزوی بازگشت به ساحت خیالی مادر، سعی در تسکین آلام خود دارند.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تحلیل ساختار هم رخدادی واژگان مقالات منتشرشده در زمینۀ نظامی‌گنجوی

صفحه 99-118

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5709.1158

نسرین فلاح، اورانوس تاج الدینی، فاطمه ایلخانی فرح آبادی

چکیده حکیم جمال‌الدّین ابومحمّد الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤید نظامی ‌گنجوی از شاعران بزرگ فارسی است که آثار ارزشمندش، به­ویژه خمسه، بر شاعران پس از وی تأثیر گذاشته ­است. اهمّیت وی در میان شاعران فارسی­زبان، سبب توجّه نویسندگان و منتقدان به آثار وی و نگارش مقاله­ها و کتاب­های بسیار زیادی در این زمینه شده است. به‌منظور شناسایی زمینه‌های تحقیقی بیشتر آثار نظامی، تحلیل مقاله‌های نوشته‌شده در این زمینه لازم است. امروزه یکی از انواع مطالعات میان‌رشته‌ای، استفاده از روش‌های علم اطّلاعات، ازقبیل انواع تحلیل‌‌های هم‌استنادی، هم‌واژگانی و هم‌نویسندگانی در ترسیم نقشة علمی هر حوزه است. پژوهش حاضر، مقالات چاپ­شده با موضوع نظامی‌گنجوی در نشریات و پایگاه­های اطّلاعاتی را با استفاده از روش هم­واژگانی تحلیل ­می­کند. این پژوهش از نوع توصیفی­ـ تحلیلی است و با رویکرد علم‌سنجی انجام ‌شده ‌است. جامعۀ مورد مطالعة آن، مقالات فارسی حوزة نظامی ‌گنجوی، نمایه­شده در پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر در بازة زمانی 1378 تا سال 1399 است. برای ترسیم و تحلیل شبکۀ هم‌رخدادی واژگان، از نرم‌افزار «راور ماتریس»، «اس. پی. اس. اس» و «یو. سی. آی. نت» استفاده‌ شده و طبقه‌بندی موضوعات با استفاده از روش خوشه‌بندی موضوعی صورت ‌گرفته ‌است. نتایج نشان می‌دهند که خسرو و شیرین، لیلی‌ و‌ مجنون، هفت‌پیکر، مخزن‌الاسرار، اسکندرنامه و خمسۀ نظامی، موضوعات اصلی منتسب به واژه‌های کلیدی و خسرو و شیرین پرکاربردترین واژۀ کلیدی به‌کاررفته در مقالات است.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تحلیل روان‌کاوانه‌ی شخصیتِ زنِ رمانِ دل فولاد براساس آرای کارن هورنای

صفحه 119-142

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5737.1163

روح اله خدیوپور، ساره زیرک، عبدالحسین فرزاد، رضا قربان جهرمی

چکیده کارن هورنای (۱۹۵۲- ۱۸۸۵) از جمله روان‌کاوانی است که بیش از فروید بر تعامل‌های اجتماعی به مثابه‌ عواملی مؤثر بر شکل‌گیری شخصیت تأکید کرد و در تحلیل‌هایش، روان‌کاوان را به دقت در بسترهای اجتماعی‌ای که فرد در آن رشد می‌کند، فراخواند. ما نیز در این جُستار با بهره‌گیری از آرای او به تحلیل و بررسی شخصیت اصلی رمان دل فولاد؛ یعنی، افسانه پرداختیم. روش ما در این پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و مقصودمان، پاسخ به این پرسش اصلی بود که افسانه برای محافظت خویش در برابر اضطراب بنیادی از چه سازوکاری بهره گرفته‌است. یافته‌های این پژوهش نشان داد که، کلیدِ فهم و شناختِ اضطراب افسانه، درک نظام مردسالاری است که او مجبور به زیستن در آن است. در بستر مناسبی که نظام مردسالار فراهم می‌کند، پدر خشن و همسر قمارباز افسانه خود را مُحق می‌دانند تا دست به تحقیر و آزار او بزنند که همین امور موجبات اضطراب بنیادی را در شخصیت او فراهم می‌کنند. اضطراب افسانه بعد از مهاجرت به تهران و در پی اثبات شایستگی خویش به پدرش افزایش می‌یابد. از این رو، او برای مقابله با آن از گرایش‌ روان‌رنجورانه‌ی حرکت علیه مردم استفاده می‌کند، اما این سازوکار در تعارض با گرایش‌های عزلت‌گزینی و مهرطلبی قرار می‌گیرد و موجب شکل‌گیری تضاد بنیادی در شخصیتش می‌شود.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی تطبیقی متون کلاسیک فارسی و هرم نیازهای روان‌شناختی-انسان‌گرایانة آبراهام مزلو

صفحه 143-166

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5788.1172

ابوالقاسم رحیمی، مهدی رحیمی

چکیده مقایسه و تطبیق، اگرچه به ­مثابة کنشی انسانی و اجتماعی، مقوله­ ای دیرپاست؛ اما در حوزة مطالعات ادبی، از سدة نوزدهم میلادی، خود را در قامت یک رویکردِ جدید ادبی؛ یعنی «ادبیّات تطبیقی» بازنمایاند. جستار پیشِ ­رو، بر آن است تا با درنظرداشت رویکردهای نوین ادبیّات تطبیقی، به ­ویژه سویة میان ­رشته ­ای آن، به نمودها و نمونه ­های ادبی نظریة «سلسله­ مراتب نیازهای آبراهام مزلو» در چند اثر برگزیدة کلاسیک، همچون فرج بعد از شده، کلیله و دمنه، قابوس­نامه، تاریخ بیهقی، غزلیات حافظ، و...  بپردازد و با بازجستی روان‌ شناختی­ ادبی، افزون بر آشکار­کردن کارآمدی این دو حوزه، دریچه ­هایی تازه را بر پژوهش­ های آتی بگشاید. پژوهش گویای این واقعیت است که آنچه مزلو با نگرشی انگیزه ­شناختی، در چهارچوب هرم نیازهای خود مطرح کرده‏ است، پیش از این به ­گونه ­ای هوشمندانه در متون ادبی ما، چه در قالب چهارچوب ­های نظری و چه در فرم­ های روایتی مطرح شده است. نوشتار حاضر، نخستین پژوهشی است که با مبنا قراردادن هرم نیازهای هشت­گانة مزلو، به تطبیق و تحلیل آرای مزلو با روایت­­ گزاره ­های ادب فارسی پرداخته‏ و درنهایت، به دو نتیجة کلّی: الف. اثبات کارایی یک نظریة روان‌شناختی در پیوند با متون ادبی و ب. درک بهتر ارزشمندیِ متون ادبی در نمودبخشی به مفاهیم انتزاعی­ ذهنی، دست یافته ­است.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تحلیل بریقای امپرسیونیستی‌ـ اگزیستانسیالیستی در داستان کوتاه «ایستگاه» از طاهره علوی و دو داستانک «الوحید» و «تقابل» از عبدالحمید الغرباوی

صفحه 167-190

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5672.1152

نرجس توحیدی فر، رضا ناظمیان

چکیده امپرسیونیسم و اگزیستانسیالیسم هر دو از مکتب‌هایی هستند که انسان و وجود داشتن او را مرکز مدار هستی می‌دانند. پژوهش حاضر در پی آن است تا به این پرسش پاسخ گوید که چرا و چگونه علوی در اثر خود، «ایستگاه» و الغرباوی در آثارش «الوحید» و «تقابل» از ترکیب امپرسیونیستی­ اگزیستانسالیستی بهره گرفته‌اند. اهمیت پژوهش نیز در آن است که به بررسی یک شکاف نقدی می‌پردازد. به نظر می‌رسد نقدهای میان­رشته‌ای به شکل جامع‌تری می‌توانند به کشف متن نائل آیند و لذا پژوهش حاضر نیز تلاش دارد با ترکیب دو مکتب امپرسیونیسم و اگزیستانسیالیسم، شکل جدیدی از خوانش متن را تبیین کند. به این منظور سه متن کوتاه و خیلی کوتاه انتخاب شده‌اند که یکی از ادبیات معاصر فارسی و دو متن دیگر از ادبیات معاصر عربی است و ضمن تحلیل ویژگی‌های امپرسیونیستی آن‌ها، به تحلیل بریقای امپرسیونیستی اگزیستانسیالیستی در این نوشته‌ها پرداخته می‌شود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که علوی و الغرباوی درصدد بیان تنهایی و پوچی انسان معاصرند؛ اگرچه علوی بیشتر تمایل دارد این تنهایی را با نقد جنسیتی همراه سازد؛ اما هر دو نویسنده به منظور تلفیق یک لحظۀ شهودی و درک احساس پوچی فلسفی، به­ خوبی توانسته‌اند از دو مکتب امپرسیونیسم و اگزیستانسیالیسم بهره گیرند.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

واکاوی جامعه شناختیِ گرایش به کُنش انقلابی و طردگرایی در عصیان سروده های عبداللّه پَشیو و مُفدی زکریا

صفحه 191-216

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5720.1160

اسماعیل برواسی

چکیده عبداللّه پَشیو و مُفدی زکریا از شعرای معاصر هستند که دوران حیاتشان همزمان با سیطرۀ رژیم بعث بر کردستان عراق و استعمار الجزائر توسّط دولت فرانسه بوده است. در چنین شرایطی، دو شاعر به­عنوان شعرای متعهّد، سروده­های خود را به آینۀ بازنمایی رنج­های مردم استعمارشدۀ کُرد و عرب تبدیل کرده­اند و با تأکید بر لزوم استعمارزدایی، انقلاب را تنها گریزگاه رهایی از چنگال استعمار و اشغالگری می­شمارند. در پس­زمینۀ گرایش دو شاعر به انقلاب، علاوه بر رنج­بردن از اِشغال سرزمین و احساس حقارت و سرخوردگی ناشی از آن، عواملی همچون محرومیّت، آسیمیله­کردن مردمِ استعمارزده و ارتکاب جنایات وجود دارد که پَشیو و مُفدی را به سوی طردگرایی و کُنش انقلابی سوق داده است. از آن­رو که تاکنون جستار مستقلّی به بررسی عوامل گرایش پَشیو و مُفدی به کنش انقلابی نپرداخته است، نگارنده بر آن است تا به بررسی تطبیقی این پدیده در اشعار دو شاعر بپردازد. مسئلۀ بنیادین پژوهش حاضر این است که عوامل زمینه­سازِ کُنش انقلابی، چگونه و در چه قالب­هایی در سروده­های دو شاعر، نمود یافته و با چه مفاهیمی پیوند خورده است. جهت بررسی این مسئله، نگارنده از روش  تحلیلی و تطبیقی مُبتنی بر بررسیِ جامعه­شناختی بُن­مایه­های سروده­هایِ دو شاعر بهره گرفته­­ است. وجود عوامل زمینه­ایِ نشأت­گرفته از هژمونی استعمارگر و اشغالگر، دو شاعر را به طردگرایی و رویکرد انقلابی واداشته است. دامنۀ اشعار انقلابی مُفدی بسیار وسیع­تر از اشعار پَشیو است؛ امّا سروده­های پَشیو، اِلقاکنندۀ خشمی فراگیرتر است که گاه با کاربرد الفاظ رکیک و آتشفشانی از خشم و نفرت آمیخته می­شود.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی تطبیقی مفهوم پیر در دو رمان نوجوان، اشوزدنگهه و ارباب حلقه‌ها

صفحه 217-242

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5818.1177

رقیه بهادری، سعید حسامپور، غلام رضا کافی

چکیده عرفان به‌عنوان مفهومی جهان‌شمول، در سرزمین‌های غرب و شرق تعاریف و نمودهای متفاوتی دارد. اما در همۀ دیدگاه‌ها حضور پیری وارسته و کامل برای هدایت فرد در مسیر سیروسلوک ضروری‌ست. این پژوهش به بررسی مفهوم پیر از منظر عرفانی در دو رمان نوجوان ایرانی و خارجی (سه‌گانۀ اشوزدنگهه نوشتۀ آرمان آرین و سه‌گانۀ ارباب حلقه‌ها نوشتۀ جی.آر.آر. تالکین) می‌پردازد. پژوهشگران بسیاری به بررسی مؤلفه‌های عرفانی در آثار بزرگ‌سال پرداخته‌اند ولی هیچ اثر مستقلی، مؤلفه‌ای عرفانی را در آثار ادبی نوجوان، آن هم به‌صورت تطبیقی، بررسی نکرده است. بدین‌منظور، پس از ارائۀ تعریفی از مفهوم پیر و ویژگی‌هایش، این مؤلفه را در این دو رمان نوجوان به شیوۀ توصیفی تحلیلی از منظر توانایی‌ها و دانش، مسئلۀ تسلیم و اختیار، شیوۀ هدایت و آموزش، و غایت سیروسلوک مقایسه می‌کنیم. با مطالعۀ چگونگی بازتاب این مؤلفه در این آثار و یافتن شباهت‌ها و تفاوت‌ها درمییابیم تفاوت‌های فرهنگی و زبانی موجب تفاوتی معنادار در بازنمود این مؤلفۀ ثابت عرفان (پیر) می‌شود؛ تفاوت‌ها برآمده از تفاوت‌های دو دیدگاه عرفان خدامحور و انسان‌محور است. می‌توان این دو اثر را بازنمود عرفان اسلامی که پس از خودشناسی، غایتش از خودگذشتن و به خدا رسیدن است و عرفان پست‌مدرن (باطن‌گرایی جدید ) که هدفش پروراندن نیروهایی درونی سالک و چیرگی بر نیروهای تاریک درون است، دانست.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

خوانش بیش‌متنی لوگوهای مناسبتی گوگل(دودل) با موضوع بزرگداشت هنرمندان نقاش بر مبنای گونه‌شناسی ژرار ژنت

صفحه 243-270

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5593.1135

بهاره جهانمرد، بهمن نامور مطلق

چکیده شبکۀ جهان‌گستر وب در بستر اینترنت، عرصۀ جدیدی برای گوگل، به­عنوان یکی از پرکاربردترین نام‌های تجاری در دو دهۀ اخیر به وجود آورده است که بیش از 4000  نمونه لوگوی مناسبتی با عنوان دودل، از سال 1998 تا سال 202۲  طراحی کرده است. برای رمزگشایی آن‌ها‌ که مصداق کاملی از نمونه‌های ارجاع‌دهی است، باید به روابط گستردۀ تأثیر‌پذیری از متن‌های پیشین توجه شود که از این­رو مقالۀ حاضر با شیوۀ توصیفی­ـ تحلیلی به خوانش بیش‌متنی ژنت (اندیشمند فرانسوی) می‌پردازد. بیش‌متنیت رابطۀ برگرفتگی متن دوم از متن اول است؛ به­گونه‌ای­که اگر متن اول نبود، متن دوم شکل نمی‌گرفت. گردآوری اطلاعات از طریق منابع اسنادی و مشاهده‌ای انجام گرفته و روش نمونه‌گیری به­طور هدفمند 11 مورد از دودل‌گوگل‌های طراحی­شدۀ دو دهۀ گذشته با محوریت بزرگداشت نقاشان است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد گوگل از راهبردهای گوناگونی استفاده کرده است و طراحی دودل‌ها بر پایۀ چهار اصل از شش‌گونۀ بیش‌متنیت (همان­گونگی و تراگونگی) شکل گرفته‌اند: در مواردی بر اساس گونۀ پاستیش (تنها یک اثر شاخص هنرمند تقلید شده است) و در بسیاری از نمونه‌ها بر مبنای پارودی (اصولاً کلاژی  ترکیبی از چند اثر هنرمند) دودل‌ها ایجاد شده‌اند. همچنین به طور همزمان بسیاری از آن‌ها در گونۀ فورژی و جایگشت نیز قرار می‌گیرند.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

نشانه‌شناسی مد لباس بر اساس نظریۀ نشانه‌شناسی پنج‌گانه بارت

صفحه 271-298

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5829.1180

مریم مولازاده

چکیده از نظر بارت، هر متن، نظامی از نشانه‌هاست و خواننده نقش محوری در تحلیل نشانه‌ها و ساخت معنا دارد. این مقاله یک پژوهش میان‌‌رشته‌ای است که به نشانه‌شناسی نظریات مد با رویکرد تحلیل لایه‌ای رولان بارت می‌پردازد. در این روش با استفاده از رمزگان‌های پنج‌گانه؛ یعنی رمزگان هرمنوتیک یا سؤالی، رمزگان پروآیرتیکی یا کنشی، رمزگان دال‌ها، رمزگان نمادین و رمزگان فرهنگی به تحلیل معنا پرداخته می‌شود. روش این مقاله از نظر هدف، توسعه‌ای­ـ کاربردی است. داده‌ها به روش کتابخانه‌ای و اسنادی گردآوری ‌شده­اند که به روش توصیفی­ـ تحلیلی و با هدف آشنایی با معنای نهفته در نظریات مد بررسی می‌شوند تا به محققان، تولیدکنندگان، طراحان و مصرف‌کنندگان مد، دید روشنی نسبت به کالاهای مد، به‌خصوص لباس ببخشد. در این مقاله مشخص شد که نظام مد یک متن نوشتنی است و رمزگان‌های پنج‌گانه در آن مصداق کامل دارند. پیوند این رمزگان‌ها، به شکل‌گیری اثرات سوءِ اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی مد می‌انجامد که به ‌این ‌ترتیب ضرورت شکل‌گیری نظام مد پایدار را روشن می‌کند.

معرفی و نقد کتاب‌ مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

نقد جغرافیایی، فضاهای واقعی و خیالی. اثر برتراند وستفال (Bertrand Westphal)

صفحه 299-312

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5929.1198

محمود کمالی

چکیده برتراند وستفال متولد دهم می 1962 در استراسبورگ فرانسه است. در سال 1988 دورة دکترای خود را در رشتة ادبیات عمومی و تطبیقی دانشگاه استراسبورگ به پایان رسانده و یازده سال (1992ـ1987) در مؤسسة دانشگاهی زبان‌های مدرن در میلان ایتالیا و شش سال (1998ـ1992) هم در دانشگاه میلان تدریس کرده است. در سال 1998 به فرانسه برمی‌گردد و از آن زمان تاکنون در رشتۀ ادبیات تطبیقی و عمومی در دانشگاه لیموژ فرانسه تدریس می ­کند. از سال 1999 تا آگوست 2019، پنج دورۀ پی ­در پی مدیریت گروه پژوهشی  EA 1087 EHIC  را داشته و از 2016 تا 2019 نیز رئیس مؤسسة تحقیقات لیموژ  SHS بوده است که کارهای علمی فرابخشی را در دانشگاه­ های نیو آکیتن فرانسه مدیریت می ­کند. از سال 2013 عضو آکادمی اروپا شده و در دانشگاه­ های کشورهای مختلفی همانند آمریکا، ایتالیا، ساحل عاج، چین و اسپانیا استاد مدعو بوده است. محورهای پژوهشی او شامل این موارد است: نقد جغرافیایی، نظریة ادبی، پست­ مدرنیسم، نقد پسااستعماری، ادبیات جهان، پساانسان­گرایی، نقشه­ نگاری و هنرهای معاصر؛ اما فعالیت ­های علمی‌اش بیشتر بر اساس نقد جغرافیایی است که طرح آن از سال 1999 آغاز شد و در آثاری همچون نقد جغرافیایی، واقعیت، خیال و فضا و قفس نصف‌ النهارها و اطلس سرگردانی‌ها: مقالات نقد جغرافیایی به­ طور مشروح ارائه شده است.