نثر فارسی و گفتمانهای معاصر؛ یک دورهبندی پیشنهادی برای نثر معاصر فارسی بر اساس تأثیرات تجدد
صفحه 1-22
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5266.1090
عبدالرسول شاکری
چکیده در این مقاله، به تحولات نثر فارسی در حدود یکصد سال اخیر پرداخته شده است. هدف اصلی ما در این مقاله، ارائۀ تاریخ مختصری از نثر معاصر فارسی، بر اساس مفهوم دورهبندی و بر اساس تأثیرات گفتمانهای معاصر، از آغاز تا دهۀ نود خورشیدی بوده است. در این مقاله، در دورهبندی ارائهشده از نثر معاصر فارسی، به تحولات نثر فارسی در پیوند با ساخت اجتماعی و بحرانهای آن توجه شده است. بر این اساس نشان دادهایم که آشنایی با مدرنیته و گفتمانهای مربوط به آن، زمینهساز تحولات عمده در نثر فارسی بوده است و پیوند این تحولات با تحولاتِ ساخت سیاسی و اجتماعی جامعۀ ایرانی به تشکیل دورههای مختلف (پنج دورۀ پیشنهادی) در تاریخ نثر فارسی انجامیده است. دورههایی که برای نثر فارسی در این دوره برشمردهایم عبارتاند از: دورۀ مشروطه، دورۀ پهلوی اول، دورۀ پهلوی دوم، دورۀ انقلاب اسلامی و از دهۀ هفتاد تا کنون.
بررسی اژدهاگونگی اسفندیار با رویکردی تطبیقی
صفحه 23-46
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5064.1079
سعید شهرویی، سید مهدی رحیمی
چکیده در این نوشتار به شیوۀ نقد اسطوره شناختی و با رویکرد تطبیقی میان حماسۀ ایرانی و هندی، شخصیت اسفندیار در شاهنامه با شخصیت ورترا در حماسۀ هندی سنجیده شده و انگاره ای دیگر دربارۀ ژرف ساخت نبرد او با رستم، پیشنهاد شده و برای نخستین بار نشان داده شده است که اسفندیار در نبرد با رستم، بسیاری از ویژگی های اژدهای ورترا را بازتاب می دهد و از این دید با اژدها بسیار همانند است. بر پایۀ این بررسی، داستان نبرد اسفندیار با رستم، گونه ای نو و دیگرگون شده از داستان نبرد ورترا، اژدهای خشکسالی، با ایندرا در اسطورۀ هندی است. پیوند اسفندیار با بنیان های دینی برآمده از دستکاری های هنرورزانۀ داستان پردازان یا دین پرستان در دوره های سپسین است که زمینۀ دور شدن شخصیت اسفندیار را از تبار اژدهایی خود و نزدیک شدن به چهرهای دینی و پهلوانی فراهم می کند. اسفندیار در رویین تنی، کشته شدن با تیر، زخم پذیری از یک نقطۀ ویژه و برخی دیگر از ویژگی ها، یکسره به اژدهای خشکسالی اسطورۀ هندی می ماند. آنچه انگیزۀ پای فشاری اسفندیار را بر بستن دستان تهمتن پدید می آورد، برآمده از آرمانی اهریمنی است که بخشی بنیادین از ساختار داستان نبرد ورترا را با ایندرا بازتاب می دهد.
بررسی شگردهای نمایشیکردن متن روایی در اقتباسهای بهرام بیضایی از شاهنامه
صفحه 47-72
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5184.1086
محمد صبری، اکبر شایان سرشت
چکیده شاهنامه بهعنوان اثری بزرگ در حوزۀ ادبیات حماسی شرق، ظرفیتهای زیادی برای تبدیلشدن به متن نمایشی دارد. این امکان البته نیازمند شناخت این متن و همچنین آگاهی نسبت به نمایش شرق است. بهرام بیضایی بهعنوان نویسندهای مطرح در زمینۀ ادبیات نمایشی و با اتکا بر دانش و آگاهی خود در خصوص روایت شرقی و نمایش شرقی، توجه ویژهای به روایات شاهنامه و تبدیل آنها به متن نمایشی دارد. در این پژوهش چهار اثر از وی با نامهای «اژدهاک»، «شب هزارویکم»، «سهرابکشی» و «سیاوشخوانی» که همگی بر اساس روایتی از شاهنامه به نگارش درآمدهاند، بررسی شدهاست. در این بررسی، شگردهایی که بیضایی برای نمایشیکردن روایات اولیه از آنها بهره برده، تبیین شده و هر یک با ذکر نمونههایی مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که بیضایی برای نمایشیکردن روایات شاهنامه، توجه شایانی به ابزار نمایشهای شرقی، از جمله نقالی و تعزیه داشته و علاوه بر آن، با استفاده از شگردهایی چون شخصیتپردازی، کشمکش، مونولوگ و همچنین ابزار نمایش متادرام، از جمله نمایشدرنمایش، فاصلهگذاری و... به نمایشیکردن روایات اولیه پرداختهاست.
بررسی روانکاوانه شخصیّت های زال، کیکاووس و رستم با رویکرد تحلیل رفتار متقابل
صفحه 73-97
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5577.1129
مجید هوشنگی، طاهره مددیان پاک
چکیده در دورۀ معاصر و با اولویتیافتن تخصص در پژوهشهای ادبی، مطالعات میانرشتهای در نقد ادبی نوین به یک هویت و شاکلۀ مستقل در قالب گرایشی نو بدل شده است که از ارتباط میان حوزۀ روانکاوی و ادبیات میتوان به عنوان یکی از مهمترین آنان یاد کرد. از سویی، در نظریههای روانکاوی جدید، روش «تحلیل رفتار متقابل» که نخستینبار توسط «اریک برن» مطرح شد، به «تحلیل تبادلی» نظام رفتاری انسانها میپردازد و از تحلیل دادههای کلامی، رفتاری و پیشنویسهای زیستی، سعی در تفسیر کنشها و نتایج آن دارد؛ از سوی دیگر، شاهنامۀ فردوسی به عنوان متنی توانمند در ساخت و بهکارگیری عناصر داستان و ظرفیتهای بالای آن در دیالوگ، تبیین حالات، کنش، لحن و... میتواند به عنوان سوژهای مناسب در تحلیل با رویکرد متنمحورانه، قرار گیرد؛ درنتیجه این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفیـ تحلیلی و بر اساس دادههای متنی، به شناخت حالات نفسانی و متعاقباً تحلیل روابط متقابل در سه شخصیت زال، کیکاووس و رستم بپردازد و به چرایی شکلگیری تراژدی رستم و سهراب با توجه به نظام تحلیلی برن دست یابد. بر اساس نتایج بهدستآمده، اگر سطح «بالغ» روان شخصیتهای داستان، مهارت هدایت «والد» را میداشت، شاکلۀ روایت رستم و سهراب، مسیر تراژدی را طی نمیکرد و غلبۀ جنبۀ «والد» در شخصیت کاووس و رستم و عدم حضور زال به عنوان «بالغ»، هستۀ اصلی شکلگیری این تراژدی به شمار میرود.
نقد تطبیقی گرایش فکری و ادبی سهراب سپهری و والتر دولامر بر اساس نظریهی ساز و کارهای دفاعی زیگموند فروید
صفحه 98-119
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5138.1087
وحید کشاورز
چکیده سهراب سپهری و والتر دولامر در دورهای پرتلاطم از تاریخ کشورشان زندگی میکنند. در این شرایط، اکثریت شاعران و نویسندگان، مسائل و مطالبات سیاسی و اجتماعی را دستمایۀ خلق آثار ادبی قرار میدهند؛ اما این دو شاعر، نوعی رمانتیسم معتدل را در پیش گرفتهاند و با پرداختن به تجربیات عاطفی، تمایل چندانی به آن تحولات نشان نمیدهند. همین گرایش متمایز سبب میشود برخی از منتقدان و شاعران، آنها را به عدم «تعهد اجتماعی» و «احساس مسئولیت» در برابر همنوعان متهم کنند؛ اما اشعار انساندوستانۀ این دو شاعر، این مدعا را با تردید روبهرو میکند. از اینرو، ما در این تحقیق تلاش کردهایم چرایی این گرایش را براساس مؤلفههای نظریهای با عنوان «سازوکار دفاعی» بررسی کنیم که با ابعاد این گرایشِ متمایز قابل انطباق است. ما در خلال این گزارش درمییابیم که ظاهراً این ناهمسویی با جریان فکری غالب، در اثر نوعی «سازوکار دفاع روانی» باشد که بهواسطۀ یک فرایند ناخودآگاه در قالب آثار ادبی این دو شاعر بروز کرده است.
عشق: خیال یا واقع؟ بررسی تطبیقی مفهوم عشق نزد مولوی و لاکان
صفحه 121-140
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5288.1091
غیاث الدین علیزاده، مسعود فرهمندفر
چکیده مقالۀ حاضر پژوهشی است با ماهیتی تطبیقی و میانرشتهای دربارۀ مفهوم «عشق» در آثار مولانا جلالالدین محمد بلخی، شاعر و عارف نامدار ایرانی و ژاک لاکان، فیلسوف و روانکاو شهیر فرانسوی. عشق در این تحقیق از دو وجه مورد بررسی قرار گرفته است: عشق از منظر مولوی که یکی از بالاترین مراحل سیر و سلوک عارفانه است و زبان از بیان حقیقت آن عاجز است و عشق از دیدگاه لاکان که رابطهای مبتنی بر وهم و خیال است و ریشه در خودشیفتگی دارد. این مقایسه نشان میدهد که تفاوت مولوی و لاکان در تعریف عشق به تفاوت دیدگاه آنها دربارۀ ماهیت عشق بازمیگردد. از دید لاکان، عشق ریشه در ساحت و حیث خیال دارد؛ در حالی که از نظرگاه مولوی، عشق در اصطلاح لاکان، متعلق به ساحت و حیث واقع است. مقالۀ حاضر به دنبال آن است که با بازگردانی نظریات و اصطلاحات عرفانی مولانا به زبان روانکاوی، تعریفی مولاناییـ لاکانی از عشق ارائه دهد؛ به عبارت دیگر، هدف از این تحقیق توضیح این مسئله است که اگر دیدگاه مولانا از عشق را به زبان لاکان بازگردانیم، عشق در روانکاوی لاکان در چه جایگاهی قرار خواهد گرفت و نسبت به دیدگاه پیشین آن، چه تغییری خواهد کرد.
نسبت تصاویر ازلی با نمادهای صوری در نقاشی بداههپردازانه نمونۀ موردی: نقاشیهایِ منوّر رمضانی
صفحه 141-158
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5439.1109
فرشته پایدار نوبخت، علی عباسی
چکیده ساختارهای تخیلات انسان با صُور و نمادهای ابتدایی درگیر هستند و این تصاویر خودجوش اولیه هستند که جریان نمادها را به اندیشه و هنر تبدیل میکنند. این مطالعه به منشأ این تصاویر در ساختارهای تخیل میپردازد. به نظر میرسد صُورِ نوعی، از افسانههای قدیمی و اسطورههای کُهن به تخیلات انسان شکل میدهند. این اشکال در قالب «منظومۀ شبانۀ تخیلات»، توسط ژیلبر دوران نظام یافتهاند. دوران، ساختار تخیل انسان را نظامی پویا در نظر میگیرد که قادر است به کمکِ نمادها، تصاویر ازلی را نشان دهد. این نظام ارتباط انسان را با فرهنگ روشن میکند. به نظر میرسد تابلوهای منوّر رمضانی، صورتهایی از تخیلاتی هستند که ریشه در روایتهای مذهبی و افسانههای عامیانه و شفاهی دارند. نتایج این پژوهش نشان میدهد به رغم آنکه نقاشیها میکوشند تصاویری فرهنگی باشند، پیوندی عمیق و نمادین را با صُور ازلی آشکار میکنند.
بررسی وضعیت مهاجران افغانستانی در مجموعة کورسرخی بر اساس گفتمان دیاسپورایی
صفحه 159-183
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5454.1110
ایوب مرادی، علی جمشیدی
چکیده نظریهپردازانی که به موضوع دیاسپورا، یکی از شاخه های تخصصی پژوهش در ادبیات تطبیقی، پرداختهاند، برای مهاجر دور از سرزمین اجدادی، سه وضعیت متفاوت در نظر گرفتهاند؛ گروه اول بر پیوند انکارناپذیر مهاجر با سرزمین مادری تأکید ورزیدهاند؛ گروه دوم اصل را بر تلاش مهاجر برای توطن در سرزمین جدید گذاشتهاند و گروه دیگری نیز مدعی سیّالبودن مفهوم وطن در مهاجران شدهاند. عالیه عطایی، ازجمله نویسندگانی که در آثارش توجه ویژهای به معضلات مهاجران افغانستانی دارد، در آخرین اثر خود، کورسرخی به این موضوع پرداخته است. از همینرو در این پژوهش که به شیوة توصیفیـ تحلیلی به نگارش درآمده، تلاش شده است تا ویژگیهای شخصیتهای مهاجر در این مجموعه، براساس سه دیدگاه یادشده، مورد بررسی قرار گیرد تا ضمن دستهبندی شرایط زندگی مهاجران بر این اساس، معضلات و مسائل موجود در میان هر گروه بررسی و تحلیل شود. نتایج نشان میدهد وجود برخی مسائل و مشکلات در افغانستان و نابسامانی سیاسیِ تقریباً دائمی این سرزمین باعث شده است تعداد کمی از مهاجران، تمایل به بازگشت به سرزمین مادری داشته باشند. در نقطة مقابل، طیف گستردهای از مهاجران قرار دارند که به طور کامل از سرزمین اجدادی دل بریدهاند و مایل به توطن در سرزمین جدید هستند. گذشته از این دو طیف، گروهی نیز هستند که دچار سرگردانی دائمی میان سرزمین اصلی و وطن جدیداند و این سرگردانی دائمی باعث آسیبهای جدّی بر روان آنان شده است. همچنین در کورسرخی به وضعیت جدیدی اشاره شده است که در این مقاله از آن با عنوان «هویت مرزی» یاد میشود؛ وضعیتی که طی آن مهاجر با توجه به شرایط، آگاهانه برمیگزیند که در چه مواقعی افغانستانی قلمداد شود و در چه شرایطی ایرانی به شمار آید.
مطالعه مواجهه مخاطب با فضای فیلمیک با تأکید بر آرای بینرشتهای پدیدارشناسانه
صفحه 185-208
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5415.1101
پیام زین العابدینی
چکیده بیش از یک قرن است نظریههای گوناگونی در مورد تصویر سینمایی مطرح شده است. پندارگرایان، فهم جهان فیلمیک و دنیای پیرامون را متکی به ادراک و نحوۀ فعالیت ذهن شناساننده میدانند. واقعگرایان در تقابل و تعارض با آنها، بازآفرینی و بازنمایی را بازتابندۀ واقعیت خارجی و تحریفنشده قلمداد میکنند. نظرات آندره بازن سردمدار جریان واقعگرایی همواره با تردید و مخالفت مواجه بوده است و پندارگرایان از این جریان بهره برده و به تبیین نظرات مختلف حول بازنمایی سینمایی پرداختهاند. پدیدارشناسی که رویکردی بینارشتهای نیز دارد و میتوان در رأس آن از هوسرل نام برد، درک بازنمایی سینمایی را فرایندی شهودی و بیواسطه میداند و تأکیدش بر نیروی خیال، واکنش احساسی و بازنمایی ذهنی حضور تماشاگر در جهان فیلم است. سوبچاک پدیدارشناس عصر حاضر، فراتر رفته و معتقد است که فیلمها مانند انسانها میتوانند فرایندهای ذهنی همچون ادراک را درک کنند و فاعلیت آگاهانه دارند؛ پس باید با در نظر داشتن این ویژگیها مورد تحلیل قرار گیرند. پژوهش حاضر با رویکرد پدیدارشناسی و با هدف مکاشفۀ نحوۀ ادراک تماشاگر از تجربۀ بازنمایی سینمایی انجام شده و مسئلۀ آن واکاوی و تفهیم نحوۀ ارتباط تماشاگر با پدیدۀ سینماست. روش تحقیق، کیفی و بر اساس مطالعات کتابخانهای و جمعآوری اطلاعات مکتوب و شفاهی است.
بازنمایی گفتمان گذشته در متون روایی دیداری: مطالعة موردی فیلمهای گذشته و پلة آخر
صفحه 209-230
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5586.1132
مصطفی دشتی آهنگر، آرزو اشکانی
چکیده سینما همچون دیگر متون نوشتاری و دیداری، بازتابدهندة ارزشهای فرهنگی و اجتماعی است و از اینرو میتواند در تحلیلهای بینرشتهای زبانی و فرهنگی مورد توجه قرار گیرد. تحلیل گفتمان اینگونه متون، یکی از روشهایی است که میتواند ارتباط متن با جامعه را از منظر جزییات بهکاررفته در متن بررسی کند و یافتههای ارزشمندی را فراروی پژوهشگران قرار دهد. از میان همة روشهای تحلیل گفتمان، روش لاکلاو و موفه، روشی کارآمد در بررسیهای متونی است که در آنها ارجاعات مربوط به اجتماع اهمیت دارد. این روش از یکسو ریشه در مارکسیسم دارد و از سویی از منظر پساساختارگرایی به پدیدهها نظر میکند. هدف این پژوهش، ارائة الگویی برای گفتمانهای مربوط به گذشته در متون روایی است؛ زیرا به نظر میرسد امروزه، گذشته در متون روایی دیداری به مسئله تبدیل شده است و از این منظر، بررسی درونمایة گذشته در متون معاصر اهمیت بسیاری دارد. این پژوهش قصد دارد با روش تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه و از طریق بررسی نشانههای متن، به تحلیل بینرشتهای گذشتهگرایی در دو فیلم پلة آخر و گذشته بپردازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد، گذشته در این متون به صورت گفتمانهای متفاوتی، ازجمله حذف، جبران، بازگشت و تثبیت بازنمایی شده است. هر یک از این گفتمانها نمایندة خاص مواجهة با گذشته از سوی طبقات مختلف در جامعۀ امروز ایرانی است.
آزادی به مثابۀ اصل حاکم بر مردمسالاری در اندیشۀ فرخی یزدی
صفحه 231-252
https://doi.org/10.22077/islah.2022.4886.1067
سروش علیزاده، احمد خسروی
چکیده هدف این نوشتار بررسی مفهوم آزادی و مقولههای مختلف آن، بهویژه آزادی بیان در اشعار فرخی یزدی با رویکردی بینرشتهای و از منظری حقوقی است؛ از این منظر، مفهوم آزادی با مفهوم «حقداشتن» گره میخورد و آزادی عبارت میشود از: نبودِ مانع و فقدان محدودیت. آزادی همانند مفاهیمی چون عدالت و نظم عمومی، انتزاعی است که بهویژه در علوم مختلف مورد مناقشه و تفاسیر متعدد قرار گرفته است. از طرفی آزادی به عنوان یکی از اصول حاکم بر مردمسالاری به شمار میرود و از سویی دیگر این آزادی در اشعار شعرا دارای جایگاهی سترگ و والاست؛ پس آدمی در برابر اندیشهای که خواهان گرفتن حقوق اساسی وی بوده است، دست به رویکردی متنازع میزند؛ از این رو آزادی امری مهم و بنیادین تلقی میشود؛ چراکه انسان را به امری سوبژکتیو بدل میکند. شروع سویههای این تقابل در ایران را میتوان در دورۀ مشروطه یافت. متفکرین عصر مشروطه که تحت تأثیر این نگرش قرار داشتند، سعی در اثبات مفهوم آزادی به عنوان یک حق کردند. یکی از متفکرین دورۀ مشروطه که در بطن این مناقشه قرار داشت، فرخی یزدی بود. اگرچه فرخی در باب بیان آزادی و ضرورت آن برای دموکراسی در اشعار خود به گونة مستقیم نپرداخته است؛ اما درصدد دستیابی به نوعی از دموکراسی در زمانۀ خویش بوده است که لازمۀ تحقق آن، رسیدن به انواع آزادیهایی است که امروزه در اسناد متعدد بشری در زمرۀ آزادیهای بنیادین بشری قرار گرفته است. حال پرسش اینجاست که منظور فرخی یزدی از آزادی، کدام مصادیق از آزادی است؟ برای یافتن پاسخی درخور، به استفاده از روشی توصیفی و تحلیلی روی میآوریم و تلاش برای یافتن پاسخ را با پرداختن به مفهوم آزادی و انواع آن در قالبی حقوقی گره میزنیم. اینگونه پیوندی نیک و میانرشتهای میان ادبیات و حقوق برقرار میشود.
اسطوره و افسانه: کاربردی بینامتنی در بازی ها و اسباب بازیها
صفحه 253-275
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5494.1117
مریم جلالی، اعظم حکیم
چکیده امروزه در حوزۀ رویکردهای میان رشتهای مقولات نسبتاً جدیدی مطرح شده است. مباحث میان رشتهای، محدود به مبانی نظری صرف نمیشود و به کمک آن، راه برای کاربردیسازی علوم انسانی، خصوصاً ادبیات هموار شده است. ظهور ادبیات در بازی و اسباب بازی، طرحی نو در خوانش مخاطبان ایجاد کرده است. در اندیشۀ نشانه شناسانی چون رولان بارت، بازی و اسباب بازیها در کنار بسیاری دیگر از نظامهای نشانهای، به مثابۀ متن، مورد بررسی قرار گرفتهاند. این متون به سبب ریشه داشتن در فرهنگ و ادبیات هر سرزمین، ازجمله داستانهای اسطورهای و افسانهای، قابلیت بازتولید و تبدیل شدن یه یک گونه هنری دیگر را دارند و از این رو زمینه کاربردی سازی ادبیات را بیشتر فراهم می کند. در این مقاله پس از طرح متنیت بازیها، به این سؤال پرداختهایم که بازی و اسباب بازیهای برگرفته از اسطورهها و افسانهها چه مؤلفههایی از بینامتنیت دارند و چه نتایج احتمالی از این مقولۀ بینارشتهای میتوان در حوزۀ ادبیات و کاربردیسازی آن متصور شد؟ در این مقاله که با روش توصیفی تحلیلی و از مسیر مطالعات کیفی انجام شده است، بازیها و اسباببازیها به عنوان نشانههای دلالت گر و متن در نظر گرفته میشوند و میتوانند برگرفته از فرهنگ ادبی و ملی اقوام باشند و اینگونه خوانشی متفاوت از اسطورهها و افسانهها به کمک این نشانهها برای مخاطب ایجاد شود. کشف روابط بینامتنی بازی و اسباب بازیها و اسطورهها و افسانههای هر سرزمینی به عنوان راهکاری برای تولید بازی متناسب با زمینۀ ادبی و انتقال آن به مخاطب در نظر گرفته میشود و میتواند ژانر ویژهای ایجاد کند.
شاهنامه حماسۀ ایرانی به منزلۀ ادبیات جهان
صفحه 277-282
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5328.1093
مصطفی حسینی
چکیده کتاب شاهنامه حماسۀ ایرانی به منزلۀ ادبیات جهان (2019) دارای یک پیشگفتار، مقدمه، کتابنامه، نامنامه، پنج فصل و یک مؤخره است. عناوین فصول پنجگانۀ آن عبارتند از: 1. حماسۀ پارسی، 2. فردوسیِ شاعر، 3. کتابِ شاهان، 4. حماسه-ها و امپراتوریها و 5. امپراتوریها فرومیافتند و ملتها برمیخیزند. کتابِ حاضر تحقیقی فراخدامن دربارۀ شاهنامه در پرتو مباحث پسااستعماری است. دباشی از نگارش این کتاب دو هدف عمده دارد: الف) معرفی این حماسۀ کمنظیر به دانشجویان و خوانندگان فرهیخته (به آنانی که انگلیسی میدانند) و ب) به چالش کشیدن مفهوم «ادبیات جهان» در محافل دانشگاهی غرب. به نظر دباشی، در بررسی شاهنامه به منزلۀ ادبیات جهان پیش از هرچیز باید جهان اروپامحور را از نو ارزیابی و تصور کرد. امروزه مراد از جهان در ادبیات جهان، همان جهان ساختگی غرب است. این کتاب، در واقع، تجربۀ زیستۀ نویسنده است. به دیگر سخن، محصول سالها تدریس شاهنامه به دانشجویان ــ با پیشنههای فرهنگی مختلف ــ در دانشگاه کلمبیایِ نیویورک است.
ادبیات تطبیقی کودکان. اثر ایمر اُسالیوان
صفحه 283-294
https://doi.org/10.22077/islah.2022.5540.1126
سارا ذبیحی
چکیده کتاب ادبیات تطبیقی کودکان به قلم ایمر اسالیوان، رسالۀ فوق دکتری وی به زبان آلمانی تحت عنوان komparatistik kinderliterarische برای دریافت کرسی استادی در نظام دانشگاهی آلمان بوده که انتشارات دانشگاه سی. وینتر آن را در هایدلبرک منتشر کرده است. این کتاب، به همت مؤلف از زبان آلمانی به انگلیسی و به کوشش مریم جلالی و محبوبه فرهنگی از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه شده و نخستین چاپ آن، در قطع رقعی و جلد شومیز شامل 352 صفحه، در سال 1398 از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده است. این اثر در سال 2001 از سوی انجمن جهانی پژوهش در ادبیات کودک، به عنوان پژوهش برتر انتخاب شد و جایزة دوسالانة این انجمن را از آن خود ساخت. پژوهشهای اسالیوان (2002، 2005 و 2011)، استمرار تلاشهای وی را در حوزۀ ادبیات کودک و مطالعات تطبیقی نشان میدهد. کتاب حاضر، با موضوع مطالعات تطبیقی ادبیات کودک و نوجوان، بر روشی استوار است که هم مبانی نظری و هم بحثهای کاربردی را شامل میشود. در نوشتار حاضر، ساختار و محتوای کتاب پیشگفته بررسی شده است.
