دوفصلنامه مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی
دوره و شماره: دوره 3، شماره 2 - شماره پیاپی 6، بهمن 1402 
سرمقاله مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

ادبیات تطبیقی در ایران: با/بی پرانتز؟

https://doi.org/10.22077/islah.1402.2832

Alireza Anushiravani

چکیده ادبیات تطبیقی چگونه در ایران پدید آمد؟ نظریه و روش تحقیق، اگر نظریه و روشی به‌مثابۀ ساحتِ علمیِ مستقل برای آن قائل باشیم، چه جایگاه و اهمیتی دارد؟ رسالت ادبیات تطبیقی در ایران چیست؟ در قلمرو ادبیات تطبیقی در جهانِ امروز کجا ایستاده‌ایم؟ آیا پژوهش‌های ادبیات تطبیقی در ایران مبتنی بر نظریه وروش تحقیق روشن و نظام‌مندی بوده است؟ در دو دهۀ گذشته که ادبیات تطبیقی در فضای آکادمیک ایران مجال رشد کمّی داشته، دستاوردهای ادبی و فرهنگی ما چه بوده است؟ به سخن دیگر، چه کرده‌ایم و چه می‌کنیم؟ و «به کجا چنین شتابان» می‌رویم؟ آیا نقشۀ راه داریم؟ آیا نهادی یا مرکزی به‌عنوان مرجعیّت علمی‌ داریم که هرگاه راه را به اشتباه رفتیم، راه درست را به ما بنمایاند یا کورمال کورمال در دلِ تاریکی دل به دریا زده‌ایم؟ آیا ادبیات تطبیقی در رشد و شکوفایی، ترویج جهانی‌کردن گنجینۀ پُربار ادب فارسی و در شناساندن و شناخت خود و دیگری نقشی داشته است؟ چشم‌انداز ادبیات تطبیقی در ایران را چگونه می‌بینیم؟ اصلاً ما به ادبیات تطبیقی در ایران نیاز داریم یا نه؟ پرسش بنیادین این است: بودن یا نبودن؟

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تحلیل تطبیقی انسان فردیت‌یافته در حکایت «دژ هوش‌ربا»ی مثنوی مولوی و نمایشنامه شاه لیر شکسپیر

صفحه 1-25

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6104.1251

مریم دباغیان، محمد بهنام فر، زینب نوروزی، کتایون زارعی طوسی

چکیده ادبیات تطبیقی راهی علمی جهت شناخت انسان و پیوندهای ادبی ملل فراهم می‌کند. فرایند فردیت، نوعی پختگی و رشد روانی انسان‌ و شعر و نمایش نیز بیان درونیّات او است؛ از این‌رو ادبیّات و هنر با روان آدمی پیوندی دیرینه می‌یابند. مولوی و شکسپیر به‌عنوان ستارگان ادبیّات جهان، در خاستگاه اندیشۀ شرق و غرب آثاری بی‌نظیر آفریده‌اند. بررسی آثار، انطباق اندیشۀ فراگیر آن‌ها را با ویژگی‌های روان‌شناختی نشان می‌دهد. مولوی به‌­عنوان عارفی اندیشمند با هدف وحدت بشری، الگویی ناب برای انسان ‌فردیت‌یافته و به تعبیر عارفانۀ آن، انسان کامل در حکایت «دژ هوش‌ربا» ارائه می‌دهد. شکسپیر نیز در نمایشنامۀ شاه­ لیر، انسان را با نقش‌آفرینی خاص خود نشان می‌دهد. می‌توان گفت مولوی و شکسپیر، ساختمان مدور خویشتن‌یابی را به ­شکل تابلوی زیبای انسانی ترسیم می‌کنند. هدف مقالۀ حاضر که با روش تطبیقی تحلیلی انجام شده، بررسی فرایند فردیت در حکایت «دژ هوش‌ربا» و نمایشنامۀ شاه­ لیر است که ضمن واکاوی دو اثر، وجوه مشترک و بعضاً متفاوت آن‌ها آشکار می‌شود. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد در هر دو داستان، سفر رخ داده و سفر هر دو قهرمان نمادی از جست ­ و جوی فردیت روانی آن‌ها است. درنهایت، شاهزادۀ کوچک و شاه‌لیر در عبور از گذرگاه دشوار خودآگاهی به ناخودآگاهی، روند فردیت‌ را می‌پیمایند، خویشتنِ خود را می‌یابند و به نقل از مولانا «زادۀ ثانی» می‌شوند.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تحلیل مضمونی نگارۀ «دو حکیم متنازع» منسوب به آقامیرک به روش شمایل شناسی

صفحه 27-48

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6239.1256

سهند اله یاری، مرتضی افشاری، خشایار قاضی زاده

چکیده نگارۀ «دو حکیم متنازع» منتسب به آقامیرک در نسخۀ خمسۀ ‌طهماسبی یکی از آثاری است که نگارگر به­ عنوان مؤلف، معنای افزوده‌ای را از اثر به‌ وجود آورده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی معنای لایه ­های پنهانی، نگاره مورد نظر را در چهارچوب شمایل شناسی پانوفسکی تحلیل می ­کند و با روش توصیفی­ تحلیلی و مطالعات اسنادی، به طرح این پرسش می‌پردازد که چه لایه‌های معنایی پنهانی در نگارۀ «دو حکیم متنازع» وجود دارد؟ نتایج نشان می‌دهد که نگاره برخاسته از دیدگاه­ های معنوی و دینی است و از باور­های حکمت ‎آمیز اسلام، سرچشمه می‌گیرد. آقامیرک نیز متأثر از این نگرش عرفانی و از طرفی با توجه به نزدیکی به دربار شاه‌طهماسب، ضمن  بیان شکوه و عظمت دربار به مدد نمادهای بصری و با نمایان­ کردن جدال دو حکیم در صحنۀ درباری، به‌صورت باطنی و غیرمستقیم، پیام‌های اخلاقی را به شاه و درباریان انعکاس داده است که مبادا تعصبات بیش از حدِ آن­ها باعث از بین ­رفتن سلطنت شود. تصویر بیانگر نزاع کلیدی بین عقل و وهم است؛ نزاعی که درون همه انسان‌ها وجود دارد و انسان را به سوی غرور و غفلت سوق می‌دهد. ظاهر توهم همانند گل زیبایی است که ظاهر عقلانی دارد؛ ولی در باطن منجر به شکست انسان می‌شود.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

واکاوی جامعه شناختی نقش روشنفکران در مبارزه با استبداد در آثار اوسیپ ماندلشتام

صفحه 49-74

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6445.1285

مهشید حسینیان زرنقی، الهه کریمی ریابی

چکیده پژوهش حاضر جستاری بین­رشته‌ای در حوزۀ نقش ادبیات و روشنفکر در تقابل با حکومت استبدادی در شوروی است. انقلاب اکتبر در روسیه سبب بروز تغییرات اساسی در ساختار سیاسی و اجتماعی کشور شد. این تحولات در حالی رخ داد که جامعه و به‌ویژه روشنفکران امید داشتند تا با روی‌کارآمدن حکومت بلشویکی، آزادی‌های مدنی گسترش یابد؛ اما با ظهور سیاست‌های استبدادی استالین، به‌تدریج عرصه برای هرگونه نقد خلاف جریان رسمی کشور به­شدت تنگ شد. اوسیپ ماندلشتام را می‌توان یکی از برجسته‌ترین روشنفکران مخالف دورۀ استالین نامید که با وجود آگاهی از تبعات اعتراض به سیاست‌های استالین، با استفاده از ابزار خود؛ یعنی شعر به نقد وضعیت موجود در جهت آگاه‌سازی مردم پرداخت. در آثار وی بر مسائلی همچون آزادی بیان، حق اعتراض و نفی انفعال عمومی تأکید شده است. در نوشتار حاضر به روش تحلیل محتوای کیفی تلاش شده است با تحلیل مضمون آثار ماندلشتام که برخی از آن‌ها برای اولین‌بار از زبان روسی به فارسی ترجمه شده است، به پرسش اصلی پژوهش درباره  نقش و جایگاه اوسیپ ماندلشتام به­عنوان نمایندۀ برجستۀ روشنفکران در مقابله با استبداد و خودکامگی پاسخ داده شود و عملکرد مبارزاتی وی و رابطه‎اش به­عنوان نمایندۀ برجستۀ روشنفکران مخالف با جامعه و حکومت بررسی شود. نتایج این پژوهش بین‌رشته‌ای متمرکز بر رابطۀ ادبیات و سیاست براساس نظریات سعید و گرامشی بیانگر آن است که ماندلشتام از طریق آثار خود، نقش و تأثیر اجتماعی مهم و آموزنده‌ای در مبارزه با حکومت استبدادی داشته است.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

واکاوی روان شناختیِ انسانیّت زدایی در رمان بندر فَیلی اثر بختیار علی

صفحه 75-100

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6157.1238

اسماعیل برواسی

چکیده بختیار علی از رمان ­نویسان بلندآوازۀ کُردِ معاصر است که رویکرد ویژۀ او در آثار ادبی­ اش، بازنمایی رنج ­های مردم کُرد در سرزمین ­های تحت اِشغال دولت ­های توتالیتر و استعمارگر و تصویر انسانیّتِ منکوب ­شده و به­ تاراج ­رفتۀ انسان معاصر در دورۀ هژمونی جنگ و اسلحه بر سرنوشت مردم ستمدیده و استبدادزده است. رمان بندر فَیلی که در آن به تصویرسازی نسل­ کُشی و تبعید کُردهای فَیلی عراق پرداخته شده، روایتی واقعی از تباهی زندگی کودکی فَیلی است که مردمش با انکار هویّت روبرو بوده و سرنوشت او و مادرش در گردابۀ انسانیّت ­زدایی توسّط بعثی­ ها، به رنج و بی ­بهره ­گی از آزادی و حقّ زندگی و پایمال شدن کرامت انسانی می­ انجامد. از آن روی که تاکنون جستار مستقلّی به بررسی انسانیّت ­زدایی در رمان بندر فَیلی نپرداخته است، نگارنده بر آن است تا به بررسی این پدیده در این رمان بپردازد. مسألۀ بنیادین پژوهش حاضر این است که بن مایه ­های انسانیّت­ زدایی، چگونه و در چه قالب ­هایی در رمان بندر فَیلی، نمود یافته و با چه مفاهیمی پیوند خورده است؟ جهت بررسی این مسأله، نگارنده از روش توصیفی ـ تحلیلی مُبتنی بر بررسیِ روان­شناختی بُن مایه ­های انسانیّت ­زدایی در این رمان بهره گرفته­­ است. انسانیّت­ زدایی قومی و نژادی، انسانیّت ­زدایی مضاعف، انسانیّت ­زدایی مکانیکی، انسانیّت ­زدایی حیوانی، اهریمن­ انگاری و ذهن­مندی ­زدایی از پُربسامدترین جلوه ­های انسانیّت ­زدایی در رمان بندر فَیلی است که دستاویزی در جهت توجیه پروسۀ نسل­ کُشی و تبعید و وسیله ­ای برای ادامۀ روند تحقیر و شکنجۀ روحی و جسمی و سیطره افکندنِ هرچه بیشتر بر سرنوشت قربانی بوده و چرخۀ تخریب و تباهی شخصیّت به ­عنوان سوژۀ سرکوب ­شده و فراموش­ شده را سرعت بخشیده است.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

خوانش سیاسی رمان دموکراسی یا دموقراضه با تکیه بر نظریة ساختار سازمانی

صفحه 101-120

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6409.1279

نسرین فلاح

چکیده ساختار سازمانی الگوی روابط بین نقش­ های مختلف در هر سازمان را پدید ­می ­آورد. ساختار سازمانی از ابعاد متعدّدی تشکیل­ شده ­است که چهار بخش آن، تقسیم وظایف، تخصّص، تمرکز و کنترل برجسته­ است. چهارچوب سیاسی یکی از قالب ­های شکل ­گیری نظریة ساختار سازمانی است. رمان دموکراسی یا دموقراضه اثر سیدمهدی شجاعی با موضوع سیاسی و زبانی طنزآمیز، روابط حاکمیت و مردم را در قلمروی نمادین ترسیم­ کرده ­است. تحلیل نظریة ساختار سازمانی در رمان دموکراسی یا دموقراضه، ساختار سیاسی اثر، قوانین و ایدئولوژی حاکمان مختلف را نشان­ می ­دهد. این مقاله به شیوة تحلیل محتوا با رویکردی بین­ رشته ­ای، ویژگی­ های حاکمیت در این رمان را از منظر ساختار سازمانی در علم مدیریت نقد ­می ­کند. یافته ­ها نشان­ داده­ است که ساختار سیاسی در این اثر سه بخش عمدة ساختار سادة تجدّدگرا، ساختار دموکراسی ویرانگر و ساختار دموکراسی فرهیخته ­نما را در بر می ­گیرد. تغییر ساختارسازمانی در حکومت ­های سه ­گانه، تحوّل ساختار سیاسی را در برخی ابعاد تأیید­ می ­کند.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی مؤلفه‌های ابرانسان نیچه در نمایشنامۀ داود و اوریا نوشتۀ عباس نعلبندیان

صفحه 121-148

https://doi.org/10.22077/islah.2023.5927.1197

محمد اکسیر

چکیده عباس نعلبندیان گفت­وگوهای منظم و منطقی خود را با چاشنی سیاست، فلسفه و موضوعات متعدد دیگر همراه می­کند و بحث خود دربارۀ سراب حقیقت را در قالب بیانات شاعرانه و ادبی ارائه می­دهد. اگرچه نعلبندیان تحت ­تأثیر فلاسفه و نمایشنامه­نویسان غربی قرار داشته، به­خوبی توانسته است این تأثیرات را بومی­سازی کند. خواندن داود و اوریا از دیدگاه ابرانسان نیچه نشان می­دهد که نعلبندیان از آن، هم به­عنوان جهشی ایدئولوژیک و هم به­عنوان عنصری ساختاری در سازمان­دهی ­کار خود استفاده می­کند. هدف این مقاله تأکید بر اهمیت خواندن داود و اوریا در چهارچوب فلسفۀ نیچه و بررسی نقشی است که اندیشۀ نیچه در این نمایشنامۀ بازی می­کند؛ از این­رو، روش مطالعه، ادبیات تطبیقی در قالب مطالعات بینا­رشته­ای است. به­طور خاص، این پژوهش به دنبال ارائۀ راه­هایی است که از طریق آن­ها بتوان نشان داد که ایدۀ نیچه به درک جدیدی از شخصیت­ اصلی داود و اوریا و شکل هنری نمایشنامه کمک می­کند؛ به­­علاوه، چگونه این درک به شناخت بهتری از نعلبندیان، هم به­عنوان یک هنرمند و هم به­عنوان یک فرد، منجر می­شود. یافته‌های این مقاله نشان می­دهد که چگونه نعلبندیان با استفاده از تفکر نیچه، مفهوم ابرانسان را در نمایشنامۀ داود و اوریا خلق و بومی­سازی کرده و به غنای ادب فارسی افزوده است.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

تحلیل بینامتنی دیگربودگی در روایت ملکوتِ صادقی و «میان حفره‌های خالی» اسماعیلی براساس نظریۀ باختین

صفحه 149-172

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6361.1276

مجید هوشنگی، سپیده یگانه

چکیده در مطالعات میان ­رشته ­ای، گفت ­وگوی میان موضوعات فلسفی با متون ادبی، از اهمیت بالایی برخوردار است. به همین منظور بررسی نظام اندیشگانی باختین در حوزۀ انسان‌شناسی فلسفی و نظریۀ «دیگربودگی» و تفسیر متون ادبی با این دیدگاه از موضوعات مهمی است که بر لزوم اجتناب از نظام دوقطبی و امتناع شناخت انسان از «خود» بدون تعامل با «دیگری» تأکید دارد. از سویی ادبیات و به‌ویژه رمان به­ واسطۀ بازنمایی جهان انسانی در متن، بستر مناسبی برای فهم این گفت وگو در فرهنگ ­ها و جوامع است. این پژوهش سعی دارد در تحلیلی بینامتنی، میان دو روایت ملکوت اثر بهرام صادقی و «میان حفره ­های خالی» از پیمان اسماعیلی، به بررسی نهاد «خود» و «دیگری» بپردازد و روابط آنان را در داستان بررسی کند. نتایج حاصل از این پژوهش خواهد گفت که این دو قطب، در هر دو داستان، علاوه بر آنکه روند صیرورت و تحول را در پیش دارد، در روایت ملکوت تا حدودی سیال است. علاوه بر آن، این نهاد در روایت ملکوت جنبۀ فردی و انتزاعی دارد؛ اما در داستان «میان حفره ­های خالی» بیشتر جنبۀ قومی و فرهنگی به خود می­گیرد. از جهتی، بررسی ­ها حاکی از حضور قطبی بینابین در روایت ­ها است که از سویی به هر دو قطب نزدیک می ­شود و در عین حال، قطب مخالف را تقویت می ­کند.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

زیرساختِ شاعرانۀ آواز شجریان با تکیه بر شعر قاصدک

صفحه 173-190

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6420.1281

فریبا سهرابی، وحید مبارک، محمد حاتمی نیا

چکیده ادبیات و موسیقی ارتباطی تنگاتنگ و تکمیلی با یکدیگر دارند. در اجرا، شعر زیرساختِ ذهن و زبانِ موسیقی است و پیوندی استوار با آن دارد. درحقیقت آنچه را که آواها و سازها به کمک اصوات بیان می‌کنند، واژگان به­صورت ملموس‌تر برای ما روشن می‌کنند. در این پژوهش بینارشته‌ای، القاگری آواها به سبب تکرار صامت‌ها و مصوّت‌ها براساس دیدگاه موریس گرامون و به روش توصیفی­ـ تحلیلی بیان شده‌ است. محور جانشینی واژگان با توجّه به نظریۀ گرامون، زوایای القای معنا و تأثیرگذاری شعر و تأثیر شعر و موسیقی بر یکدیگر را نشان می‌دهد که براساس معرفی نمونه‌های موسیقی آوازی و به ­خصوص «قاصدک» اخوان ثالث با اجرای شجریان، ارزیابی شده است. دستگاه‌های آوازی در موسیقی ایرانی، دارای مشخّصات خاص خود و بیان­کنندۀ حالات مختلفی هستند. آهنگساز و خواننده باید با توجه به مفهوم و محتوای اشعار برگزیده، به انتخاب دستگاه و گوشه‌های آوازی متناسب با آن بپردازند. این پژوهش به این نتیجه منتهی شد که آواها و کلام، با خاصیّت روشنی، درخشانی و تیرگی، در انتقال دو گفتمان امیدِ اندک و یأسِ غالب، موفق بوده­اند و آوا، رنگ احساس موسیقی و سازها را انتخاب می‌کند و سبب تأثیرگذاری بیشتر و ماندگارترشدن شعر و آثار موسیقایی می‌شود.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

بررسی تطبیقی متالپسیس در رمان و فیلم کتاب‌دزد با تکیه بر آرای جولیان هانبک

صفحه 191-218

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6744.1334

فاطمه احمدی، پیام زین العابدینی

چکیده متالپسیس نوع خاصی از روایت است که موجب تخطی میان سطوح روایی می‌شود و می‌تواند از رسانه‌ای به رسانۀ دیگر منتقل شود و در این انتقال ممکن است مضامین، به شکل دیگری در مقصد بروز کند. اگرچه خواص متالپسیس در شرایط پست­مدرن مورد توجه قرار گرفته است؛ اما تحقیقات گسترده در فرهنگ‌های کهن جهان، نمایان‌گر آن است که استفاده از این شیوۀ روایی در ادبیات و هنر سابقۀ طولانی دارد. از سویی مطالعات تطبیقی و بینارشته‌ای به­دلیل رمزگشایی مرزهای مرئی و نامرئی، از اهمیت قابل‌توجهی برخوردار است. پژوهش حاضر این رویه را از ادبیات به سینما مورد مداقه قرار داده است و مسئلۀ آن بررسی نحوۀ انتقال متالپسیس نوشتاری به متالپسیس تصویری است. هدف پژوهش حاضر تحلیل علائم و اثرات متالپسیس، ازجمله غوطه‌وری، توهم زیبایی‌شناختی، نحوۀ شکستن دیوار چهارم در انتقال از ادبیات به سینماست. روش پژوهش کیفی با رویکرد روایت­پژوهی است؛ از این‌رو رمان و فیلم کتاب‌دزد به صورت تطبیقی مورد مطالعه قرار گرفته است. نتیجۀ به­دست­آمده نشان از آن دارد که در فیلم برخلاف رمان، بیشترین بخش روایت را دوربین بی‌طرف پیش می‌برد و با متالپسیس سراسری مواجه نیستیم و فقط گاهی تخطی‌هایی با علائم شدید و واضح روی می‌دهد.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

هنر به مثابه‌ کنش آزاد خیال تا حصول معنا در درد: مطالعه‌ تطبیقی دعوت به مراسم گردن زنی نابوکوف و فیلم داگویل

صفحه 219-244

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6604.1310

لیلی کافی، کیان سهیل

چکیده اینکه درد فرد را از معنا تهی می­ کند یا به­ عنوان بخش لاینفک از تجربۀ زیسته، توان آن را دارد که فرد را به حصول معنا برساند موضوع اصلی این مطالعۀ بین رشته ای (تطبیقی) ا­ست. در این پژوهش برای اولین­ بار، رمان دعوت به مراسم گردن­ زنی نوشتۀ ولادیمیر نابوکوف و فیلم سینمایی داگویل ساختۀ لارس فون­تریه با ارجاع به مشابهت­ های ساختاری و مضمونی مورد مطالعه قرار گرفته­ اند تا ضمن تشریح وجوه شباهت، به بررسی حصول معنا در درد پرداخته شود. ولادیمیر نابوکوف و لارس فون­تریه دو هنرمند مطرح قرن بیستم هستند که آثارشان از وجوه متفاوتی مورد بحث قرار گرفته است. پرداخت درد یکی از وجوه اشتراک در آثار این دو هنرمند است که تا­ به­ حال موضوع هیچ مطالعۀ مشترکی نبوده است. این دو با نشان­ دادن عمق دردی که قهرمان­ هایشان با آن دست­ به­ گریبانند از درون­مایه­ های اولیه­ ای همچون برداشت ایدئولوژیک، جامعه­ شناسانه و روان­ شناسانه گذر می­ کنند تا به­ واسطۀ کنش آزاد خیال نشان دهند چگونه هنر می­ تواند فرد را در حصول معنا و گذر از درد یاری بخشد. بدین­ منظور، نظریات ایلین اسکاری در حوز­ۀ مطالعۀ درد و ساخت معنا مطرح و با رویکردی پدیدارشناسانه و با ارجاع به متن این دو اثر مورد مداقه قرار می‌گیرند تا نقش خیال/ هنر در گسست از درد تشریح شود. این پژوهش در نوع  خود می­ تواند راهگشای پژوهشگران علاقه­­ مند به مطالعات بین­ رشته­ ای به­ صورت عام و مطالعۀ این دو هنرمند به­ صورت خاص باشد. 

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

استندآپ‌کمدی گونه‌ای بیناهنری در ادبیات معاصر

صفحه 245-272

https://doi.org/10.22077/islah.2024.6844.1349

احمد رضی، مبینا عابدی

چکیده استندآپ‌کمدی گونه‌ای هنر شنیداری­ـ دیداری است که در دهه‌های اخیر مورد توجه جدی قرار گرفته است. استندآپ‌کمدی ترکیبی از هنرهای کلامی و نمایشی است که از ادبیات شفاهی گرفته ‌شده ‌است و ریشه در فرهنگ عامیانه دارد. این هنر به رشته و گرایش‌های متعددی تعلق دارد، ازجمله روایت‌گری، بازیگری، موسیقی، مجری‌گری و سخنوری. برای اجرای آن، کمدین‌ها روی صحنه به‌صورت زنده با تماشاچیان صحبت می‌کنند و با بیان روایت‌هایی طنزآمیز از زندگی و مسائل جامعه، مخاطبان را سرگرم می‌کنند و با خنداندن آنان، باعث تخلیة روحی آنان می‌شوند. نتایج این بررسی نشان می‌دهد که با توجه به خصوصیات استندآپ‌کمدی، این هنر بینارشته‌ای در آینده فراگیر خواهد شد. این گونة هنری مدرن کارکردهای مختلفی دارد؛ ازجمله سرگرمی، آموزش، ایجاد همبستگی و همدلی اجتماعی و نقد مسائل سیاسی و اجتماعی و مهم‌ترین ویژگی‌های آن بیناهنری­بودن، روایت‌گری، مخاطب‌‌محوری، انتقادی­بودن، بداهه‌پردازی، سیال­بودن و بهره‌مندی از زبان عامیانه و محاوره‌ است. در این مقاله، ضمن نگاهی به تاریخچة استندآپ‌کمدی در گذشته و امروز ایران، کارکردها، ساختار و ویژگی‌های آن معرفی و مهم‌ترین درون‌مایه‌ها، ارکان، سبک‌ها و شگردهایی که کمدین‌ها در خلق این‌گونه نمایش‌ها به‌کار می‌برند، توضیح داده‌ می‌شود و به‌عنوان نمونه، سه مورد از اجراهای ایرانی تحلیل می‌شود.

مقاله پژوهشی مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

آزادی در انتخاب، رهاورد مدرنیته: مطالعۀ تطبیقی دو فیلم از فرهادی و دو رمان اثر ایشی‌گورو

صفحه 273-296

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6563.1303

حسین جهانتیغ، معصومه صحت

چکیده کسب دو جایزۀ آکادمی اسکار توسط اصغر فرهادی و جایزۀ نوبل ادبیات توسط نویسندۀ ژاپنی­ تبار، کازئو ایشی­ گورو، نشان می ­دهد که این دو هنرمند علی­ رغم اصالت آسیایی خود توانسته ­اند توجه بسیاری را در دنیای غرب به آثار خود جلب کنند. اهمیت این تشابه، زمانی بیشتر می ­شود که بدانیم تمرکز هر دوی آن­ها به مسائل اجتماعی مشابهی معطوف است. عبور از سنّت ­های گذشته برای فرهادی و ایشی­ گورو امری اجتناب ­ناپذیر به نظر می­ رسد. از این ­رو شخصیت ­های پیشرویی را در آثارشان خلق کرده­ اند که علی­رغم پیوندهای عمیق با گذشته، در تلاشند با نگاهی جدید به زندگی، مؤلفه­ های مدرنیته را در گفتار و رفتار خود پیاده کنند. مطالعۀ تطبیقی پیشِ­رو می ­کوشد این شخصیت­ ها را در دو فیلم چهارشنبه ­سوری و فروشنده از اصغر فرهادی و دو رمان هنرمندی از جهان شناور و بازماندۀ روز اثر کازئو ایشی ­گورو مورد بررسی قرار ­دهد. از این رو با بهره­ گرفتن از نشانه­ شناسی، ابتدا نمایندگان مدرنیته را در هر اثر مشخّص می­ کند و سپس به تبیین این موضوع می­ پردازد که چگونه همۀ آنان، آزادی در انتخاب را همچنان که حق خود می ­دانند برای دیگر افراد جامعه نیز قائلند؛ آنچه را که فرزین وحدت ارزش­ نهادن به مؤلفه­ های ذهنیّت و کلیّت در مدرنیته قلمداد می­ کند.

معرفی و نقد کتاب‌ مطالعات بین رشته ای ادبیات، هنر و علوم انسانی

حکایت‌های کنتربری. جفری چاسر. ترجمۀ علی‌رضا مهدی‌پور

صفحه 297-304

https://doi.org/10.22077/islah.2023.6927.1365

فاطمه سادات یحیی پور

چکیده کتاب حکایت ­های کنتربری اثر ماندگار جفری چاسر (1341- 1400 م.)، شاعر پرآوازه و محبوب  قرن چهاردهم میلادی و پدر شعر انگلیسی، به­ تازگی توسط علی­رضا مهدی­ پور ترجمه شده و در سال 1401 توسط نشر چشمه منتشر شده است. حکایت ­های کنتربری یکی از محبوب­ترین اشعار در طول تاریخ ادبیات انگلیسی است که در طی زمان، فنون و آرایه ­ها و محتوای آن به فراموشی سپرده نشده و رفته­ رفته ارزش آن افزون شده است. چاسر که شاعری بذله ­گو و متبحر است، در آخرین سال­ های عمر خود به نوشتن حکایت ­های کنتربری رو آورد و در قالب بیست و چهار حکایت و هفده هزار خط آن را به نگارش درآورد که در ایران علیرضا مهدی پور نیز آن را به شعر ترجمه کرده است. این مرور به بررسی و نقد کتاب می پردازد و درنهایت نکاتی راجع به ترجمۀ کتاب بیان می ­کند.